پیامدهای سرنوشت‌باوری (تقدیرگرایی)

پیامدهای سرنوشت‌باوری (تقدیرگرایی)

سرنوشت‌باوری چیست و از چه جهت اهمیت دارد؟ سرنوشت‌باوری یا تقدیرگرایی (Fatalism) باوری است که براساس آن تمام رویدادها و اعمال در استیلای تقدیر و سرنوشت قرار دارند. در این گرایش فرد می‌بایست پیامد اتفاقات را بپذیرد و بداند برای تغییر نتیجه‌ی امور قدرتی ندارد زیرا اتفاقات و رویدادهای زندگی همه توسط قدرتی برتر تعیین می‌شوند که فرد کنترلی روی آن ندارد.

دیدگاه سرنوشت‌باور ممکن است روی همه‌ی امور و اتفاقات تعمیم داده شود یا شکلی محدودتر داشته باشد. ممکن است موافق با جبرگرایی (Determinism) باشد، باوری که براساس آن دلیل هر اتفاق، ازجمله تمام کارهایی که می‌کنیم، چیزی فراتر از خودمان است. از طرف دیگر، ممکن است موافق با تعیین‌گرایی (Indeterminism) باشد، باوری که براساس آن همه‌ی اتفاق‌ها نیاز به داشتن دلیل ندارند و بعضی اتفاقات را نمی‌توان با قوانین و اصول جهان توضیح داد.

تقدیرگرایی اگر تأکید داشته باشد که ما قادر به تغییر مؤثر اعمال خود نیستیم، با جبرگرایی در تضاد خواهد بود. از طرف دیگر، اگر تأکید داشته باشد که ما آزادی لازم برای انتخاب اعمال خود را نداریم با تعیین‌گرایی در تضاد خواهد بود.

جبرگرایی می‌گوید بااینکه اعمال ما توسط نیروهایی که ما هیچ کنترلی روی آنها نداریم تعیین می‌شوند، بااینحال همچنان اعمالمان می‌توانند در تغییر نتیجه‌ی اتفاقات مؤثر باشند. از طرف دیگر، تعیین گرایی می‌گوید بااینکه اتفاقاتی هستند که ما کنترلی روی آنها نداریم، ولی آزادی لازم را برای انتخاب نحوه واکنش به آنها داریم، بدون اینکه مجبور باشیم به طریقی خاص که تحت‌تأثیر نیروهایی فرای کنترل ما هستند واکنش دهیم.

دیدگاه سرنوشت‌باور می‌گوید اگر همه‌ی اعمال ما توسط نیروهایی فراتر از کنترل ما تعیین می‌شوند، بنابراین ما مسئول اعمال‌مان نیستیم. اگر ما در موقعیت‌هایی فراتر از کنترل‌مان قرار بگیریم، آن‌وقت برای انتخاب نحوه‌ی واکنش به آن آزاد نیستیم. این با نظریه‌ی اراده‌ی آزاد (اختیار) در تضاد است که می‌گوید ما برای انتخاب اعمال‌مان آزادیم و اعمال ما توسط نیرویی مستقل از اراده‌ی خودمان از پیش تعیین‌شده نیستند.

سرنوشت‌باوری اگر تأکید داشته باشد که ما برای انتخاب اعمال‌مان آزاد نیستیم با نظریه‌ی اراده‌ی آزاد در تضاد است. اگر ما در هر لحظه برای انتخاب اعمال‌مان آزاد باشیم، آن‌وقت آینده توسط سرنوشت تعیین نمی‌شود. اگر ما برای انتخاب اعمال‌مان آزاد باشیم، یعنی می‌توانستیم کاری به غیر از آنچه که انجام دادیم انجام دهیم و آن‌وقت اتفاقات حاضر متفاوت با چیزی که الان هست می‌بودند. این می‌تواند به این معنی باشد که زمان حال فقط توسط سرنوشت تعیین نمی‌شود.

از طرف دیگر، سرنوشت‌باوری می‌تواند دیدگاه مخالف این را داشته باشد، یعنی اگر اتفاقات با قطعیت کامل قابل پیش‌بینی نیستند، آن‌وقت ما برای انتخاب اعمال‌مان آزاد هستیم زیرا هیچ‌چیز طریقه‌ی این اتفاقات را از پیش تعیین نمی‌کند.

دیدگاه سرنوشت باور دو مؤلفه دارد: ۱) این باور که اتفاقات فراتر از کنترل ما هستند، ۲) این باور که ما قادر به تغییر نتیجه‌ی اتفاقات نیستیم. هرکدام از این مؤلفه‌ها ممکن است براساس واقعیت توجیه شوند یا نشوند.

سرنوشت‌باوری اگر نگرشی فراگیر شود منفی است. می‌تواند با منفی‌گرایی، ناامیدی و دلسردی در ارتباط باشد. اما تا محدوده‌ی پذیرش اتفاقات فراتر از کنترل ما با واقعیت سازگار است و با این احساس همراه نخواهد بود که قادر نیستیم کاری برای تغییر اتفاقات انجام دهیم، پذیرش واقعیت می‌تواند مثبت باشد. پذیرش واقعیت می‌تواند شکلی از بینش باشد که تضادهای درونی را برطرف می‌کند.

درنتیجه سرنوشت‌باوری هم شامل پذیرش می‌شود و هم انکار. تاآنجاکه شامل پذیرش واقعیت می‌شود، می‌تواند جنبه‌ای مثبت داشته باشد ولی اگر تا انکار توانایی ما در تغییر واقعیت پیش رود، منفی است.

سرنوشت‌باوری فقط این باور نیست که اتفاقات توسط سرنوشت تعیین می‌شوند بلکه ذیرش یا تسلیم‌شدن دربرابر سرنوشت است. این می‌تواند مبتنی بر این ادراک باشد که برخی حوادث اجتناب‌ناپذیر و غیرقابل‌تغییرند. اگر بعضی حوادق غیرقابل‌اجتناب باشند، قادر به جلوگیری کردن از آنها یا فرار از آنها نیستیم.

می‌توان سرنوشت‌باور بود و درعین‌حال به‌طور کامل و مطلق سرنوشت‌باور نبود. افرادی که سرنوشت‌باور هستند می‌توانند همچنین باور داشته باشند که اعمال‌شان می‌تواند بر نتیجه‌ی بعضی حوادث  اثر بگذارد.

از طرف دیگر، سرنوشت‌باوری می‌تواند بر این اساس باشد که ما قادر به انجام کاری برای تغییر سرنوشت‌مان نیستیم زیرا آینده‌ی ما به‌طور غیرقابل‌اجتنابی توسط سرنوشت‌مان معین می‌شوند.

سرنوشت‌باوری می‌تواند تأییدکننده‌ی این باور باشد که حوادث توسط یک اصل یا نیروی تعیین‌کننده در جهان، مثلاً خدا، ایجاد می‌شوند. در بسیاری از ادیان ردپای سرنوشت‌باوری مشاهده می‌شود.

سرنوشت‌باوری ممکن است براساس خداباوری باشد یا نباشد. همچنین ممکن است با مقدرگرایی، باوری که می‌گوید همه حوادث نتیجه‌ای از پیش تعیین‌شده دارند، در ارتباط باشد. همچنین ممکن است شکلی از واقع‌گرایی باشد، تلاشی برای نگاه کردن به حوادث همان‌طور که هستند، بدون توجیه منطقی یا تفسیر ایدآل‌گرایانه.

سرنوشت‌باوری متفاوت از قضا‌وقدر است. می‌توان سرنوشت‌باور بود ولی اعتقاد نداشت که همه‌ی حوادث  از پیش مقدر شده‌اند. همچنین می‌توان به قضاوقدر اعتقاد داشت و سرنوشت‌باوری را تکذیب کرد.

دیدگاه سرنوشت‌باور می‌تواند با این باور سازگار باشد که همه‌چیز توسط خدا تعیین می‌شود. هر اتفاق را، خوب یا بد، می‌توان جزو برنامه‌ی خدا دانست. ما باید آنچه برامان اتفاق می‌افتد را بپذیریم زیرا اراده‌ی خداوند است. هیچ اتفاقی مگر با خواست خداوند روی نمی‌دهد. هر اتفاقی به این دلیل برامان می‌افتد که خداوند اینطور خواسته است. اگر به خدا اعتقاد داشته باشیم می‌توانیم هر اتفاقی که برامان می‌افتد را بپذیریم.

از طرف دیگر، سرنوشت‌باوری می‌تواند مبتنی بر اعتقاد به خدا نباشد. می‌تواند براساس این باور باشد که چون حوادث توسط نیروهایی فراتر از کنترل ما تعیین می‌شوند و چون ما هیچ قدرتی برای تغییر آنها نداریم، درنتیجه زندگی هیچ معنا و مفهومی ندارد. اگر زندگی هیچ معنا و مفهومی ندارد، پس خدایی وجود ندارد.

سرنوشت به طرق مختلف معنی می‌شود. می‌توان آن را نیرویی غیرقابل‌توضیح، مطلق و غیرشخصی دانست که نتیجه‌ی برخی حوادث را تعیین می‌کند. همچنین می‌توان آن را مربوط به تقدیر دانست، نیرویی رازآود و غیرقابل‌تغییر که حوادث را به سمت نتیجه‌ای از پیش تعیین‌شده می‌کشاند.

سرنوشت‌باوری در بعضی موقعیت‌ها قابل درک است. می‌تواند روشی برای آماده‌سازی خود برای اتفاقات بد در زندگی باشد. قرار نیست همیشه منفی باشد. می‌تواند روشی باشد برای درک این واقعیت که در زندگی اتفاقات خوب و بد در کنار هم وجود دارند و گاهی‌اوقات اتفاقات بد بدون دلیل می‌افتند.

اتفاقات بد ممکن است برای آدم‌های خوب روی دهد (مثلاً یکی از عزیزان ممکن است دچار سرطان شود یا فردی بی‌گناه برای جرمی نکرده محکوم شود). اتفاقات خوب هم ممکن است برای افراد بد بیفتد (مثلاً دیکتاتورها به قدرت سیاسی برسند، فردی مجرم برای جرم خود محکوم نشود).

گاهی‌اوقات اتفاقاتی می‌افتد که قابل‌توضیح نیستند (مثلاً اعمال خشونت‌آمیز عاری از احساسات). هیچ توضیحی برای این که چرا اتفاقات خوب یا بد در زمان و مکانی مشخص برای فردی مشخص می‌افتند وجود ندارد. گاهی‌اوقات اتفاقات خوب و بدی که برای یک نفر در یک زمان و مکان مشخص می‌افتد، ممکن بوده در زمان ومکانی دیگر برای فردی دیگر بیفتد.

گاهی‌اوقات هیچ راه دیگری برای پذیرفتن اتفاق بدی که افتاده وجود ندارد، مگراینکه دیدگاهی سرنوشت‌باور به آن اتفاق داشته باشیم (مثلاً وقتی که خانه‌مان را سیل ویران می‌کند، یا از شما دزدی می‌شود، یا ماشین‌تان توسط ماشین دیگری که از چراغ قرمز رد شده داغان می‌شود).

سرنوشت‌باوری به ما این امکان را می‌دهد که بپذیریم که ما موجود بااهمیتی نیستیم و دربرابر جهان هستی ذره‌ای بیش نیستیم. اتفاقاتی که برای ما می‌افتد ممکن است تأثیری بر دیگران نداشته باشد و تاریخ تحت‌تأثیر اتفاقات خوب و بدی که برای ما می‌افتد نیست. سرنوشت‌باوری به ما کمک می‌کند محدود و ناتوان بودن خودمان را بپذیریم. همچنین کمک‌مان می‌کند بر خودمحوری‌مان غلبه کنیم تا بتوانیم ببینیم چطور اتفاقات بر دیگران هم اثر می‌کند.

وقتی به آینده با دیدگاه سرنوشت‌باوری نگاه کنیم این امکان را می‌پذیریم که اتفاقات بد ممکن است برای ما هم بیفتد، آن‌وقت وقتی اتفاقات خوب برامان می‌افتد احساس بهتری پیدا می‌کنیم. سرنوشت‌باوری می‌تواند یک مکانیسم مقابله باشد، می‌تواند راهی باشد برای جلوگیری از ناامیدی. سرنوشت باوری لزوماً به این معنا نیست که نباید برای تغییر اتفاقات قابل‌تغییر تلاش کنیم. به این معنی هم نیست که کارهایی که باید انجام شود را انجام ندهیم. ولی کمک‌مان می‌کند اتفاقاتی که قابل‌تغییر نیستند را بپذیریم.

از طرف دیگر، سرنوشت‌باوری می‌تواند پیامدهای منفی بسیاری داشته باشد. سرنوشت‌باوری در اخلاقیات می‌تواند رد مسئولیت شخصی باشد. یعنی این باور که اعمال ما توسط دلایلی که ما مسئولش نیستیم تعیین می‌شوند. انتخاب‌های اخلاقی به نظرمان تعیین‌شده توسط نیروهای خارجی هستند که ما هیچ کنترلی روی آنها نداریم. درنتیجه، ما مسئول انتخاب‌های شخصی‌مان نیستیم زیرا آزادی اختیار و اراده نداریم. ما برای تصمیم‌گیری آزاد نیستیم زیرا تحت سلطه‌ی نیروهایی هستیم که نمی‌توانیم کنترل‌شان کنیم. این می‌تواند به‌عنوان توجیهی برای انفعال، تنبلی و ناتوانی برای تلاش درمورد اتفاقاتی استفاده شود که روی آنها کنترل داریم.

سرنوشت‌باوری همچنین می‌تواند یک راه اجتناب یا فرار از تقصیر و گناه رفتارها و اعمال غیراخلاقی باشد. می‌تواند راهی برای سرباز زدن از قبول مسئولیت و تکلیف، اجبار یا تعهد باشد. همچنین روشی است برای توجیه کردن خود، محدود کردن خود یا ادب کردن خود.

سرنوشت‌باوری همچنین می‌تواند منطقی برای توجه نکردن به اتفاقاتی که می‌افتد و تأثیر این اتفاقات بر دیگران باشد، با این تفکر که تلاش‌های ما بیهوده و بی‌ثمر خواهند بود. یعنی همان جمله‌ی «من هر کاری هم که بکنم هیچ تفاوتی نخواهد داشت چون سرنوشتم این است و من کنترلی روی آن ندارم. هر کاری که من می‌کنم هیچ تأثیری روی جهان ندارد. هر اتفاقی که بخواهد بیفتد، می‌افتد».

دیدگاه سرنوشت‌باور ممکن است انکار کند که انتخاب‌های فردی ما دارای معنا و مفهوم هستند چون بر اساس این باور استوار است که ما قادر به تغییر نتیجه‌ی حوادث نیستیم چون جهان تحت‌سلطه‌ی شانس، تصادف و عدم‌قطعیت است.

این تفکر که «حوادث توسط سرنوشت تعیین می‌شوند» برای توجیه پذیرش بی‌عدالتی و بدی استفاده می‌شود.

از سرنوشت‌باوری برای توجیه بسیاری اشکال بی‌عدالتی اجتماعی استفاده می‌شود. برای توضیح ناتوانی دربرابر آسیب رسیدن به خود، جلوگیری از مرگ، پیشگیری از بی‌عدالتی، جلوگیری از تبعیض، آسیب رسیدن به اموال یا محیط اطراف.

از سرنوشت‌باوری همچنین برای توضیح ناتوانی در مقابله با جرم و جنایت، بی‌عدالتی، خشونت، جنگ، نسل‌کشی، استبداد، ظلم و ستم و سایر مشکلات اخلاقی و اجتماعی هم استفاده می‌شود.

از این رو، نقص اصلی سرنوشت‌باوری این است که می‌تواند به شکلی از پوچ‌گرایی تبدیل شود. می‌تواند به این باور تبدیل شود که هیچ‌چیز هیچ معنا و مفهومی ندارد، هیچ‌چیز قابل شناخت نیست، هیچ کار ما تأثیرگذار نیست. می‌تواند به این باور تبدیل شود که هیچ‌چیز ارزش جنگیدن را ندارد، هیچ‌چیز ارزش زندگی کردن را. درواقع می‌تواند انکار هر نوع تعهد شخصی شود.

نوشته پیامدهای سرنوشت‌باوری (تقدیرگرایی) اولین بار در مردمان پدیدار شد.

۱۱ روش نگهداری و تمیز کردن محصولات چرمی

11 روش نگهداری و تمیز کردن محصولات چرمی

وسایلی که از چرم تهیه شده‌اند، نفیس هستند و برای بالا بردن دوام‌شان نیاز به مراقبت بیشتری دارند. در غیر این صورت ظاهر زیبایشان را از دست می‌دهند و باید قید هزینه‌ای را که برای خریدشان صرف کرده‌اید، بزنید و کالای جدیدی بخرید. در این مقاله با روش‌های نگهداری و تمیز کردن محصولات چرمی آشنا خواهید شد.

  • مراقبت در برابر رطوبت

چرم نسبت به رطوبت حساس است و اگر در محل تاریک و مرطوبی نگهداری شود احتمال کپک زدن آن وجود دارد. به همین دلیل هیچ وقت لباس یا کیف و کفش چرمی را در حالی که خیس است داخل کمد یا جعبه نگذارید. می‌توانید رویه آن را با استفاده از یک پارچه تهیه شده از الیاف طبیعی که جنس لطیفی دارد  خشک کنید. اگر قسمت‌های داخلی محصول خیس شده‌اند، آن را در معرض هوا قرار دهید و وقتی مطمئن شدید کاملا خشک شده است و نم ندارد داخل کمد قرارش دهید.

  • مراقبت در برابر گرد و خاک

    مراقبت در برابر گرد و خاک

    روش تمیز کردن کفش جیر

یکی دیگر از مواردی که باید نسبت به آن حساس باشید، گرد و غبار است. نشستن گرد و غبار روی انواع کیف دستی و دوشی چرم مردانه یا سایر محصولات تهیه شده از چرم عمر این کالاها را پایین می‌آورد. به همین دلیل هرگز این موارد را بدون کاور پارچه‌ای داخل کمد نگذارید. در صورتی که متوجه نشستن گرد و غبار شدید با یک پارچه نخی لطیف و خشک گرد و غبار را از سطح محصولات پاک کنید.

نکته: نگهداری از محصولات چرمی داخل کاور پلاستیکی خطرناک است، چون این کاورها می‌توانند رطوبت کیف یا کفش را حبس کنند و باعث کپک زدن وسایل چرمی شما شوند. به همین دلیل توصیه می‌شود از کاورهای پارچه‌ای استفاده کنید.

  • عجله نکنید

اشتباه رایج بسیاری از افراد علاقه‌مند به محصولات چرمی این است که بعد از واکس زدن به چرم فرصت کافی برای جذب واکس را نمی‌دهند و فورا از آن استفاده می‌کنند. بهتر است یک شب قبل از استفاده از کیف یا کفش چرمی‌تان آن را واکس بزنید و بگذارید واکس به خوبی به خورد محصول برود. در غیر این صورت احتمال اینکه گرد و غبار بیشتری به دلیل رطوبت واکس روی آن بنشیند یا رنگ آن تیره شود، وجود دارد.

  • آفتاب‌زده نشود

محصولات چرمی نسبت به آفتاب حساس هستند و تاثیرات مخرب نور آفتاب بر روی چرم‌ها جبران ناپذیر است. به همین دلیل توصیه می‌شود روزهای آفتابی بهار یا تابستان را بدون حضور کیف و کفش چرمی و ترجیحا با استفاده از وسایل پارچه‌ای یا حصیری سپری کنید. در سایر فصل‌ها نیز بهتر است وسایل چرمی‌تان را تا حد امکان در معرض نور خورشید قرار ندهید.

  • عطر نزنید

خیلی‌ها به جای اینکه عطر را روی بدن‌شان اسپری کنند، آن را روی لباس می‌زنند. این کار شاید برای کیفیت لباس‌های پارچه‌ای مشکل خاصی ایجاد نکند، اما به لباس‌های چرمی آسیب جدی می‌زند. الکل و سایر مواد تشکیل دهنده عطر باعث از بین رفتن کیفیت چرم شده و می‌توانند روی رنگ آن تاثیر بگذارند و باعث تغییرش شوند.

  • چرم را تحت فشار نگذارید

همیشه برای لباس‌ها یا کیف و کفش چرمی‌تان فضای مناسبی را در نظر بگیرید. برای مثال نباید هیچ وقت کت یا اورال چرمی‌تان را روی رگال بین انبوهی از لباس‌های دیگر قرار دهید که به آن فشار می‌آورد. همچنین نباید روی کیف و کفش‌تان، کیف و کفش‌های دیگری قرار دهید. فشار باعث تغییر فرم و ترک برداشتن چرم می‌شود. اگر دوست دارید فرم محصولات چرمی‌تان به خوبی حفظ شود، می‌توانید طی مدتی که از آن‌ها استفاده نمی‌کنید، داخل‌شان را با روزنامه یا تکه پارچه پر کنید.

  • نگذارید خشک شود

چرم استعداد خشک شدن و ترک خوردن دارد؛ اما کافی است هر چند وقت یک بار با استفاده از واکس چرم آن را برق بیندازید تا هم مثل روز اولش زیبا شود و هم مانع از ترک خوردن سطح آن شوید. بعضی افراد می‌گویند استفاده از روغن بچه هم برای چرب کردن محصولات کوچک‌تر مثل کیف پول چرم زنانه و دخترانه مفید است؛ اما اگر امکانش را دارید بهتر است سراغ واکس چرم بروید.

  • اگر لک شد

    اگر لک شد

    روش تمیز کردن کفش چرم

افتادن لکه روی لباس‌های چرمی و از بین نبردن آن باعث خراب شدن این لباس‌ها می‌شود. به همین دلیل توصیه می‌شود در صورت لک شدن این وسایل، ابتدا با یک دستمال خشک پاک‌شان کنید. اگر با دستمال خشک درست نشدند، می‌توانید سراغ یک پارچه مرطوب که به مقداری مایع ظرفشویی یا صابون آغشته شده است، بروید. در صورتی که با این کار هم لکه برطرف نشد، لباس را به خشکشویی بسپارید و از دستکاری کردن آن بپرهیزید.

  • نحوه درست کردن پاک‌کننده طبیعی

یکی از روش‌هایی که می‌توان از طریق آن یک محلول خانگی برای تمیز کردن چرم ساخت، ترکیب یک قاشق مربا خوری شامپوی بچه با یک پیمانه آب ولرم و سه قطره سرکه سفید است. یک اسفنج یا پارچه نخی سبک را به این محلول آغشته کنید و ابتدا قسمت کوچکی از چرم را که در معرض دید نیست پاک کنید. چند ساعت صبر کنید و اگر نتیجه مطلوب بود، سایر قسمت‌ها را هم به همین روش تمیز کنید. بعد از این کار حتما سطح چرمی محصول را با استفاده از پارچه خشک رطوبت‌زدایی کرده و آن را در دمایی حدود ۳۰ درجه سانتی‌گراد قرار دهید تا خشک شود.

  • سشوار نکنید

یکی از روش‌های تمیز کردن جیر و نبوک و خشک کردن رطوبت‌شان استفاده از سشوار با حرارت پایین است؛ این روش اما برای خشک کردن محصولات چرمی مثل این است که قیچی را بردارید و به جان لباس‌تان بیفتید. برای خشک کردن این محصولات به هیچ وجه سراغ وسایل گرمایشی نروید. روی شوفاژ انداختن، خشک کردن با سشوار و حتی در معرض آفتاب قرار دادن محصولات چرمی اشتباه محض است.

  • استفاده از گوش پاک‌کن

همیشه جاهایی از کیف، کفش یا لباس‌ها هستند که دسترسی به آن‌ها آسان نیست. برای مثال کناره‌های بند کفشهای چرمی یا گوشه دسته‌های کیف‌ها دسترسی مناسبی برای پاک شدن ندارند. برای اینکه بتوانید این نواحی را تمیز کنید، یک گوش پاک‌کن بردارید. یک طرف آن را مرطوب کرده و طرف دیگر را خشک بگذارید. با استفاده از قسمت مرطوب نواحی کوچک لباس‌های چرمی را از گرد و غبار و لکه پاک کنید و بعد با استفاده از طرف خشک گوش پاک‌کن رطوبت را از بین برده و مانع کپک زدن محصول شوید.

نوشته ۱۱ روش نگهداری و تمیز کردن محصولات چرمی اولین بار در مردمان پدیدار شد.

۱۰ هدیه ویژه آقایان برای روزهای خاص و مناسبت‌های مختلف

10 هدیه ویژه آقایان برای روزهای خاص و مناسبت‌های مختلف

پیدا کردن هدیه مناسب کار آسانی است؛ به سه شرط. اول اینکه بدانیم طرف مقابلمان چه چیزهایی دوست دارد؛ دوم داشتن میزان مناسب پول است و سوم داشتن فهرستی از گزینه‌های مناسب برای شرایطی که از سلیقه طرف مقابلمان چندان اطلاع نداریم. اگر شما هم مثل خیلی‌های دیگر خرید هدیه برای آقایان را کار سختی می‌دانید، این مقاله به شما کمک می‌کند بتوانید از پس یک خرید مناسب بربیایید.

  1. پکیج سریال مورد علاقه

کافی است بدانید پدر، پسر، همسر یا نامزدتان به دیدن چه سبک فیلم‌هایی بیشتر علاقه دارد یا کارگردان مورد علاقه‌اش کیست؛ دانستن این نکته گزینه‌های زیادی پیش روی شما می‌گذارد. می‌توانید پکیج فیلم‌های کارگردان مورد علاقه پدرتان را برایش تهیه کنید یا سریالی با ژانر مد نظر همسرتان بخرید.

  1. کیف پولی که قدیمی نمی‌شود

کیف پول همیشه در فهرست هدیه‌های مناسب برای آقایان وجود دارد. انتخاب از بین انواع کیف پول چرم مردانه زیبا برای مردانی که استایل کلاسیکی دارند مناسب است. اگر مردی که قصد خرید کیف پول را برای او دارید، سن پایین‌تری دارد و بیشتر از استایل اسپرت و روزمره خوشش می‌آید، خرید کیف پول‌های اسپرت از برندهای ورزشی برایش مناسب خواهد بود.

  1. خرید انواع بازی و سرگرمی 

    خرید انواع بازی و سرگرمی

    بازی لپ تاپ، کامپیوتر، کنسول، ایکس باکس و پلی استیشن

این روزها بیشتر آقایان کنسول بازی دارند. بسته به اینکه کنسول بازی همسرتان چیست در اینترنت جستجو کنید و جدیدترین و مناسب‌ترین بازی‌ها را برایش تهیه کنید. اگر هم هنوز کنسول بازی ندارد و خیالتان راحت است که با خرید یک کنسول او را از کار و زندگی نمی‌اندازید، می‌توانید با مقایسه انواع کنسول‌ها سراغ بهترین گزینه بروید و آن را هدیه دهید.

  1. عطر بخرم؟

خرید عطر به عنوان هدیه کار پر ریسکی است. جالب است بدانید اعضای هم خون یک خانواده معمولاً سلیقه بویایی‌شان شبیه هم است؛ یعنی احتمال زیادی وجود دارد که یک خواهر و برادر از عطرهای مشترکی خوششان بیاید، اما این اتفاق معمولاً بین زوج‌ها نمی‌افتد. به همین دلیل اگر مطمئن نیستید همسرتان کدام عطر را دوست دارد، بهتر است ریسک خرید عطر جدید را نکنید؛ در غیر این صورت ممکن است هزینه زیادی را بابت کالایی بپردازید که مورد پسند واقع نخواهد شد.

  1. پکیج کتاب‌های مورد علاقه

کتاب‌ها دنیای متنوعی دارند؛ آن‌قدر متنوع که نمی‌توان گفت آدمی توی دنیا پیدا می‌شود که برای سلیقه‌اش کتاب مناسبی وجود ندارد. کافی است سلیقه همسر، پدر یا برادرتان را کشف کنید. به خواندن کتاب‌های تاریخی علاقه‌مند است یا از کتاب‌های نجوم خوشش می‌آید؟ شاید هم به کتاب‌های رنگ‌آمیزی بزرگ‌سالان علاقه دارد؛ چون روحیه‌اش هنری است یا سبک زندگی‌اش نیاز به آرامش بیشتری دارد. کافی است علاقه را شناسایی کنید تا بتوانید پکیجی از انواع کتاب‌های مورد علاقه آقایان را برایشان تهیه کنید.

نکته: یادتان باشد اگر همسر یا پدرتان وقت کافی برای خواندن کتاب ندارد، می‌توانید برایش کتاب‌های صوتی تهیه کنید تا هنگام رانندگی یا استراحت به آن‌ها گوش کند.

  1. کوله‌ای بر شانه‌هایش

کوله پشتی در هر سنی برای آقایان کارکردهای خودش را دارد. چه قصد خرید کوله پشتی دانشجویی و چرم برای برادر تازه دانشجو شده‌تان داشته باشید و چه یک کوله چرمی شیک برای لپ تاپ همسرتان بخواهید، سراغ هدیه‌ای رفته‌اید که هم کاربردی است و هم ارزش معنوی زیادی دارد.

  1. پکیج آموزشی

از روش‌های خوب انتخاب هدیه این است که ببینید همسرتان به چه هنر، مهارت یا زبانی علاقه دارد اما هیچ وقت نتوانسته است آن را پیگیری کند. مثلاً ممکن است همیشه دلش خواسته تار بزند اما به دلایل مختلفی نتوانسته باشد. می‌توانید برایش ساز مورد علاقه‌اش را بخرید یا او را در کلاس آموزشی ثبت نام کنید. اگر وقت آزاد زیادی ندارد می‌توانید انواع پکیج‌های آموزشی را برایش تهیه کنید تا بتواند در منزل و با صرف وقت و هزینه کمتر آموزش ببیند.

  1. پکیج ورزشی برای سلامت

    پکیج ورزشی برای سلامت

    هدیه لوازم و تجهیزات ورزشی برای آقایان

یکی از بهترین هدیه‌هایی که می‌توان برای آقایان تهیه کرد، پکیج ورزشی است. می‌توانید یک پکیج از دی وی دی‌های ورزشی تهیه کنید یا یک ست لباس بخرید یا حتی سراغ گام شمار بروید. هر کدام از این گزینه‌ها در تشویق آقایان به ورزش کردن مفید واقع می‌شود، به خصوص اگر آن‌ها را از مزایای ورزش و فعالیت فیزیکی باخبر کنید.

  1. پیراهن بخرم؟

خرید پیراهن‌های شیک و هیجان انگیز گزینه خوبی است که می‌توانید به عنوان هدیه روی آن حساب کنید؛ اما چند نکته هست که قبل از خرید پیراهن باید به آن‌ها دقت کنید:

  • اگر آنلاین خرید می‌کنید از ضمانت بازگشت کالا مطمئن شوید تا اگر لباس به هر دلیلی به همسرتان نخورد، بتوانید آن را پس دهید.
  • اگر خرید حضوری را ترجیح می‌دهید، بهتر است یکی از پیراهن‌های همسرتان را به همراه داشته باشید.
  • به رنگ شلوارها و کفش‌های همسرتان دقت کنید و پیراهن‌هایی برایش بخرید که به سایر لباس‌هایش می‌آید.
  1. اکسسوری بهتر از لباس است؟

مزیت بسیاری از اکسسوری‎ها نسبت به خرید لباس این است که سایز بندی ندارند و برای افراد با سایزهای مختلف مناسب هستند. به همین دلیل پیشنهاد می‌کنیم اگر از سایز همسر یا سایر اعضای خانواده مطمئن نیستید، به جای خرید لباس سراغ اکسسوری بروید. خرید پاپیون، کراوات، ساعت مچی، دستبند، انگشتر، کلاه و عینک دودی گزینه‌هایی هستند که پیش روی شما قرار دارند. هنگام خرید موارد زیر به این نکات دقت کنید:

دستبند: دستبندهای پهن برای آقایانی با مچ دست درشت مناسب هستند و دستبندهای نازک برای مردانی با مچ دست نازک. در مورد ساعت مچی هم این قضیه صدق می‌کند.

انگشتر: از خرید انگشتر ظریف برای مردانی که انگشتان پهن و کوتاه دارند، خودداری کنید و برای مردانی با انگشتان بلند و کشیده انگشترهای درشت‌تر تهیه کنید.

عینک دودی: قبل از خرید عینک دودی مقالات مربوط به عینک مناسب برای فرم صورت را مطالعه کنید و حتماً با توجه به فرم صورت و رنگ پوست همسرتان سراغ عینک آفتابی مناسب بروید.

کلاه: قبل از خرید کلاه به فرم صورت و گردن همسرتان دقت کنید و سراغ مدلی بروید که به او و استایلش بیاید.

نوشته ۱۰ هدیه ویژه آقایان برای روزهای خاص و مناسبت‌های مختلف اولین بار در مردمان پدیدار شد.

کدام کیف مردانه برای کدام موقعیت مناسب است؟

کدام کیف مردانه برای کدام موقعیت مناسب است؟

انتخاب کیف مردانه یکی از ضروریات خریدهای آقایان است؛ البته اگر دوست داشته باشند استایل‌شان شیک و متفاوت باشد. در این مقاله با انواع مهم‌ترین کیف‌های مردانه آشنا می‌شوید و درباره اینکه کدام‌شان برای چه استایلی مناسب هستند، اطلاعاتی به دست خواهید آورد.

شناسایی انواع استایل

استایل با توجه به موقعیت‌هایی که وجود دارند؛ به دسته کلی تقسیم می‌شود:

  • استایل روزمره
  • استایل نیمه رسمی
  • استایل رسمی

استایل روزمره، استایلی است که بیشتر از هر چیزی مفهوم راحتی را به ذهن می‌آورد؛ استایل روزمره به زبان ساده همان لباس‌هایی است که در کوچه و خیابان می‌پوشید. استایل رسمی اما کاملا بر خلاف استایل روزمره است؛ انتخاب این استایل برای موقعیت‌هایی مثل جشن‌های بزرگ، جلسه‌های کاری مهم و مهمانی‌هایی با حضور افرادی که اغلب غریبه هستند و با آن‌ها صمیمیتی ندارید، مناسب است. استایل نیمه رسمی چیزی بین استایل روزمره و رسمی است.

برای مثال لباس‌هایی که در محیط کار یا یک دورهمی با حضور جمعی از افراد آشنا و غریبه می‌پوشید، لباس نیمه رسمی شما خواهد بود. به همین ترتیب استفاده از کیف‌های مردانه هم مناسبت‌های خاص خودشان دارد و باید به استایل شما بیایند. در ادامه با ضروری‌ترین کیف‌هایی که باید آقایان داشته باشند، آشنا می‌شوید.

کوله پشتی مردانه

 

کوله پشتی مردانه

مدل کوله پشتی مردانه

 

به دلیل قرار گرفتن بند کیف‌ها روی شانه‌ها و آزاد بودن دست‌ها، کوله پشتی مردانه یکی از راحت‌ترین و کاربردی‌ترین کیف‌های مردانه است که خرید آن برای آقایان واجب است. بهتر است از بین انواع کوله و کیف ورزشی چرم مردانه جدید یا کیف پارچه‌ای دست به انتخاب بزنید تا ظاهرتان کاملا به روز باشد.

ساک دستی

 ساک دستی یا کیف دافل Duffle Bag هم یکی دیگر از مواردی است که آقایان باید در کمدشان داشته باشند. ساک دستی برای تعطیلات کوتاه مدت آخر هفته یا ماموریت‌های فوری کارکرد زیادی دارد. بعضی آقایان هم کاربری این کیف را به یک کیف ورزشی تغییر می‌دهند.

کیف مسنجر یا پستچی

 کیف پستچی همان‌طور که از اسمش پیداست از فرم کیف پستچی‌ها الهام گرفته شده است. این کیف یک بند دارد که آقایان یا آن را صاف روی یک شانه می‌اندازند به صورت اریب مورد استفاده قرار می‌دهند. موقع خرید این کیف‌ها حتما به ضد آب بودن‌شان دقت کنید.

کیف لوازم بهداشتی

 استفاده از این کیف یکی از تازه‌ترین ترندهای دنیای مد و لباس است که در حال باز کردن جای خودش است. کیف لوازم بهداشتی آقایان کارکردی شبیه کیف لوازم آرایش خانم‌ها دارد؛ با این تفاوت که جایی برای قرار گرفتن دئودورانت یا مام رولت، تیغ اصلاح، افتر شیو، ضد آفتاب و موارد مشابه خواهد بود. استفاده از این کیف به خصوص برای آقایانی که زیاد به سفر می‌روند مناسب است؛ چون نظم خوبی به وسایل کوچکشان می‌دهد و مانع شلوغی ساک دستی یا چمدان خواهد شد.

کیف دستی

کیف دستی مردانه یکی از بهترین وسایل برای قرار دادن کاغذ قراردادها، جزوه‌ها، کتاب و نوشت‌افزارهاست. این کیف شیک بودن ظاهر آقایان را بیشتر می‌کند و کارکردهای زیادی برای کسانی دارد که همیشه وسایل زیادی به همراه دارند.

کیف کمری

 همیشه هم قرار نیست وسایل زیادی دم دست‌تان باشد. گاهی تمام وسایلی که باید به همراه ببرید شامل کیف پول، گوشی تلفن همراه و کلید می‌شود. برای این وسایل نیازی به کوله پشتی یا کیف پستچی ندارید؛ بلکه خرید یک کیف کمری ساده کمک‌تان می‌کند استایل‌تان را به روز کنید و برای وسایل کم، کیف بزرگ در دست نگیرید.

کیف پول؛ کتی و جیبی

نظم، ابهت بیشتری به ظاهر مردان می‌دهد. به همین دلیل  داشتن یک کیف پول مردانه مناسب خیلی بهتر از این است که پول‌هایتان را داخل جیب‌ها بگذارید. مردانی که بیشتر کت و شلوار می‌پوشند باید سراغ کیف پول کتی بروند و آقایانی که عادت دارند کیف پول را داخل جیب بگذارند؛ بهتر است برای یک کیف پول جیبی هزینه کنند.

چمدان مسافرتی

چمدان مسافرتی

ساک دستی مافرتی مردانه

 

داشتن چمدان مسافرتی برای آقایان یکی دیگر از ضروریات است. آن‌ها می‌توانند به جای در دست گرفتن چندین ساک دستی در مسافرت‌ها، وسایل‌شان را داخل یک چمدان بگذارند و تنها کارت اعتباری، پاسپورت یا سایر وسایل ضروری را داخل یک کیف کمری کوچک قرار دهند. هنگامی که در حال انتخاب از بین مدل های کیف و چمدان مسافرتی مردانه هستید؛ به فکر ضد ضربه و ضد آب بودن آن‌ها هم باشید و سپس حتما به وزن دقت کنید. اگر عادت دارید با هواپیما به مسافرت بروید و بار زیادی همراه ببرید، وزن کمتر چمدان برایتان بهتر است. در نهایت داشتن دسته متحرک و چرخ را فراموش نکنید که جا‌به‌جایی چمدان را آسان می‌کند.

کدام کیف برای استایل روزمره بهتر است؟

از بین گزینه‌های بالا کیف پستچی، کیف دستی و کوله پشتی برای استایل روزمره مناسب‌تر هستند. هنگام تهیه هر کدام از این موارد به کیفیت‌شان دقت کنید، به خصوص قبل از خرید، حتما ویژگی‌های کوله استاندارد را شناسایی کنید و بعد دست به خرید بزنید. اغلب مقالات به بررسی این ویژگی‌ها برای کودکان می‌پردازند؛ با این وجود بزرگسالان هم باید به این نکات دقت کنند.

نکته: موارد بالا در صورتی که پارچه‌ای باشند، میزان مناسبت‌شان برای استایل روزمره بیشتر از کیف چرمی خواهد بود.

کدام کیف برای موقعیت نیمه رسمی مناسب است؟

سه مورد بالا اگر از جنس چرم تهیه شده باشند، می‌توانند برای استایل نیمه رسمی هم به کار روند. به خصوص کیف دستی مردانه رسمیت بیشتری دارد و استایل شما را شیک‌تر می‌کند؛ ضمن اینکه می‌توانید از مزایای محصولات چرمی استفاده کنید.

کیف مناسب برای موقعیت رسمی

فرض کنید به یک مسافرت کاری خیلی مهم دعوت شده‌اید. در چنین شرایطی به هیچ وجه سراغ کیف کمری یا کیف پستچی نروید. در عوض پول‌تان را در یک کیف پول جیبی بگذارید و کت بپوشید. یک ساک دستی چرم مصنوعی یا طبیعی هم در دست دیگرتان بگیرید و نهایتا یک کیف پاسپورتی به گردن بیندازید. استفاده از کیف‌های رسمی که قبلا به اسم سامسونت شناخته می‌شد و امروز می‌دانیم که کیف‌های محکم ساخت شرکت سامسونایت بودند، یکی دیگر از گزینه‌های پیش روی شماست. در سایر موقعیت‌های رسمی مثل جشن‌ها به همراه داشتن تنها یک کیف پول چرمی شیک کافی است.

نکته مهم: در موقعیت‌های رسمی سعی کنید بین رنگ کمربند، کیف و کفش‌تان هماهنگی کامل وجود داشته باشد.

کیف تعطیلات!

بین تقسیم‌بندی‌های کیف برای استایل، یک تقسیم‌بندی دیگر هم هست که باید زیر مجموعه استایل تعطیلات قرار بگیرد! در این تقسیم‌بندی انواع کیف لوازم بهداشتی مردانه، کیف کمری، کوله سفری و ساک دستی قرار می‌گیرد. داشتن این موارد شما را برای فوری‌ترین سفرها در تعطیلات هم آماده نگه می‌دارد.

نوشته کدام کیف مردانه برای کدام موقعیت مناسب است؟ اولین بار در مردمان پدیدار شد.

چرا خانم‌ها روی ظاهرشان بیش از حد حساس‌اند

چرا خانم‌ها روی ظاهرشان بیش از حد حساس‌اند

از وقتی که یک دختربچه بودم، به‌ من — مستقیم و غیرمستقیم  —   یاد داده بودند که زن‌ها باید زیبا باشند.

الگوی ما در بچگی پرنسس‌های زیبایی بودند که مردها دنبال‌شان بودند و دوست‌شان داشتند.

این پرنسس‌ها هر چیزی که ما خواستیم را در خود داشتند: صورتی ایدآل، زندگی‌ای ایدآل، همسری ایدآل.

به مرور زمان این مسئله که ظاهر مهم‌ترین چیز است به تاروپود ما رسوخ کرد و کم‌کم شروع کردیم به مقایسه کردن خودمان با همه‌ی آن زنان زیبایی که در تلویزیون و سینما می‌دیدیم، زن‌هایی که کلی آرایش روی صورت‌شان بود، آن عکس‌های روتوش‌شده از مدل‌ها در مجلات. متوجه شدیم که ما در مقایسه با آن زن‌ها بویی از زیبایی نبرده‌ایم و اعتمادبه‌نفس‌مان به کلی ویران شد.

در آن سن کم برای زندگی کردن مطابق با تصویر ذهنی‌ای که از خودمان وارد مغزمان کرده بودند، تمام تلاش‌مان را برای زیباتر شدن می‌کردیم. موهامان را صاف می‌کردیم، آنقدر آرایش می‌کردیم که حتی خودمان هم جلوی آینه خودمان را نمی‌شناختیم و آگاهانه لباس‌هایی انتخاب می‌کردیم که بدنمان را به خوبی نشان می‌داد. قسمت زیادی از انرژی‌مان برای زیبا به نظر رسیدن صرف می‌شد، برای زندگی کردن با تصویری که متاسفانه در کودکی برایمان نقاشی شده بود.

با این‌حال باز هم راضی نبودیم.

موضوع این است که هرچقدر هم که سخت تلاش کنید، نخواهید توانست با ساعت‌ها آرایش و گریم حرفه‌ای رقابت کنید، با فتوشاپ هم همینطور. ولی یادگیری این درس برایمان گران تمام شد.

خُب الان باید چکار کنیم؟ چطور باید با آن صدای داخل ذهنمان که مرتب می‌گوید چون به‌اندازه‌ی کافی زیبا نیستیم پس به‌درد‌نخور و شکست‌خورده هستیم مقابله کنیم؟

می‌دانم که همه‌ی ما انسان‌ها سطح استانداردی از زیبایی را دوست داریم ولی آیا همه‌ی انسان بودن همین است؟

خیلی لاغر، خیلی چاق، خیلی روشن، خیلی تیره، خیلی قدبلند، خیلی قدکوتاه؟ این تعریفی است که کل زندگی از خودمان داریم؟

خیلی باهوش، خیلی قوی، بااعتماد‌به‌نفس، شجاع، ماجراجو و مهربان پس چی؟

این وظیفه‌ی دیگران نیست که شما را تعریف کنند. وظیفه‌ی خودتان است. به این دلیل خودمان را روی مقیاس زشت تا زیبا ارزیابی می‌کنیم که این ارزیابی ارزشِ فردی از سنین کودکی در ذهن ما حک شده است. ولی می‌توانیم با مداومت، پشتکار و تلاش آگاهانه دیدگاه‌مان را نسبت به خودمان تغییر دهیم.

زنانی که تمام وقت‌شان را صرف سلبریتی‌ها، آرایش و شبکه‌های اجتماعی می‌کنند معمولاً افسرده‌تر و نامطمئن‌تر از زنانی هستند که در فعالیت‌های سالم و مثبت شرکت می‌کنند.

بنابراین به جای سرک کشیدن مداوم در مُد جدید لباس و آرایش و دویدن به دنبال تحسین‌های دیگران، همین امروز یک فعالیت جدید را شروع کنید. (بله، همین امروز. همه‌ی ما می‌دانیم که «فردا» هیچوقت شروع نخواهیم کرد.) کتاب خواندن، نقاشی، دویدن یا هر فعالیت دیگری که از آن لذت می‌برید. تا طولانی‌ترین زمان ممکن این فعالیت را ادامه دهید. هر روز، بدون استثناء. بعد از چند روز احساس‌تان را نسبت به خودتان دوباره ارزیابی کنید.

در زیر به چند مورد از نتایج مثبت این فعالیت‌ها اشاره می‌کنیم:

– یک عادت جدید و سالم برای خودتان درست خواهید کرد که واقعاً از آن لذت می‌برید.

– هر روز کاری را انجام خواهید داد که دوست دارید که آن تأیید و تحسینی را که از دیگران انتظار دارید به شما می‌دهد.

– دیگر آنقدرها روی ظاهرتان وسواس نخواهید داشت چون الان دیگر افکاری مثبت و مفید دارید که ذهنتان را با آن پُر کنید.

  – دیگر خودتان را براساس ظاهرتان توصیف نخواهید کرد؛ درعوض، خودتان را کتاب‌خوانی مشتاق، دونده‌ای سریع، نویسنده‌ای باانگیزه و … خواهید دانست. و مطمئناً این تعریف بسیار بهتری از شما خواهد بود.

ما باید این واقعیت را که ظاهرمان هیچ اهمیتی ندارد درونی کنیم. واقعیت این است که اگر با یک ژن زیبایی خوب به دنیا آمده باشید به این معنی نیست که اتوماتیک‌وار فردی موفق خواهید بود. اگر بخواهیم حس خوبی نسبت به خودمان پیدا کنیم، باید وارد عمل شویم و روی جنبه‌های مهم شخصیت‌مان کار کنیم.

یادتان نرود، ظاهر هیچ اهمیتی ندارد.

نوشته چرا خانم‌ها روی ظاهرشان بیش از حد حساس‌اند اولین بار در مردمان پدیدار شد.

خودگویی منفی و تاثیرات آن

خودگویی منفی و تاثیرات آن

چطور صدای منفی درونی را به حداقلِ ممکن برسانیم؟

همه‌ی ما یک منتقد درونی داریم. بعضی‌اوقات این صدای درونی می‌تواند کمک‌مان کند و منبع انگیزه برای رسیدن به هدف‌هایمان باشد – مثل وقت‌هایی که به ما خاطرنشان می‌کند چیزی که داریم می‌خوریم غذای سالمی نیست یا کاری که می‌خواهیم بکنیم چندان عاقلانه نیست. ولی این صدا گاهی بیشتر از آنچه مفید باشد برایمان مضر است، مخصوصاً وقتی وارد قلمرو منفی‌گرایی افراطی می‌شود. به این صدا می‌گوییم صدای درونی منفی و واقعاً هم می‌تواند منجر به ناامیدی‌مان شود.

همه‌ی ما هرازگاهی این صدای درونی منفی را تجربه می‌کنیم که به شکل‌های مختلفی هم ظاهر می‌شود و اگر مراقب نباشیم می‌تواند استرس شدیدی نه تنها برای خودمان بلکه برای اطرافیانمان هم ایجاد کنند. این‌جا هر چیزی که لازم است درمورد صدای درونی منفی بدانید و تأثیرات آن بر جسم، ذهن، زندگی و عزیزانتان برایتان آورده‌ایم. اگر می‌خواهید استراتژی‌ها کارآمد برای تشخیص و مقابله با این صدا یاد بگیرید این مقاله را تا انتها بخوانید.

صدای درونی منفی چیست؟

صدای درونی منفی می‌تواند شکل‌های مختلفی داشته باشد. می‌تواند بازدارنده (مثلاً «من در این کار خوب نیستم، پس به‌خاطر امنیت شخصیِ خودم هم که شده نباید برای انجام آن تلاش کنم») یا مطلق (مثلاً «من هیچ‌وقت نمی توانم کاری را درست انجام دهم») به نظر برسد. ممکن است حس ارزیابی واقع‌بینانه‌ی موقعیت‌تان را القا کنند (مثلاً «نمره‌ی ریاضی‌ام خیلی پایین شده، من  ریاضی‌ام خوب نیست») یا کاملاً خیال‌پردازانه باشد («من احتمالاً در این کلاس می‌افتم و دیگر هیچ‌وقت نمی‌توانم به یک دانشگاه خوب بروم»).

صدای درونی منفی یا همان منتقد درونی خیلی شبیه به والدینی سخت‌گیر یا یک دوست قدیمی است. ممکن است وارد مسیر تحریفات شناختی عادی شود: فاجعه‌سازی، سرزنش کردن و از این قبیل. صدای درونی منفی به هر گفتگوی درونی‌ای گفته می‌شود که با خودتان دارید و توانایی شما را برای باور کردن خودتان و توانایی‌هایتان و رسیدن به اهداف‌تان محدود می‌کند. صدای درونی منفی هر فکری است که شما و توانایی‌تان برای ایجاد تغییرات مثبت در زندگی و اعتمادبه‌نفس‌تان را ضعیف می‌کند. به همین دلایل صدای درونی منفی نه تنها می‌تواند استرس‌زا باشد، بلکه  واقعاً می‌تواند سدِ راه موفقیت‌تان شود.

ضررهای ناشی از صدای درونی منفی

صدای درونی منفی می‌تواند به روش‌هایی واقعاً مخرب روی ما اثر بگذارد. محققان صدای درونی منفی را با استرس بالا و اعتماد‌به‌نفس پایین مرتبط دانسته‌اند که می‌تواند منجر به پایین آمدن انگیزه و بالا رفتن احساس ناامیدی در فرد شود. این نوع گفتگوی درونی انتقادی با افسردگی هم در ارتباط است، به همین دلیل واقعاً باید اصلاحش کنید.

آن دسته از افرادی این نوع صداهای درونی منفی زیاد برایشان اتفاق می‌افتد معمولاً استرس بیشتری دارند. این تا حد زیادی به‌خاطر این است که واقعیت‌شان برای ایجاد تجربه‌ای که در آن قدرت رسیدن به اهداف‌شان را ندارند تغییر پیدا می‌کند. این می‌تواند هم به‌خاطر ضعیف شدن توانایی فرد برای دیدن فرصت‌هایی که اطراف خود دارد باشد و هم به‌خاطر کاهش تمایل فرد برای سرمایه‌گذاری کردن روی این فرصت‌ها. این یعنی درک شدیدتر استرس هم به‌خاطر درک آن و هم تغییرات رفتاری ایجادشده به‌خاطر آن است. در زیر به عواقب منفی‌تر صدای درونی منفی اشاره می‌کنیم:

  • محدود شدن تفکر. به خودتان می‌گویید نمی‌توانید کاری را انجام دهید و هرچه این صدا را بیشتر بشنوید، بیشتر باورش خواهید کرد.
  • ایدآل‌گرایی. کم‌کم باور خواهید کرد که «عالی» به خوبی «ایدآل» نیست و اینکه ایدآل قابل‌دستیابی است. درمقابل افراد موفق معمولاً خیلی بهتر از رقیبان ایدآل‌گرای خود عمل می‌کنند چون استرس کمتری دارند و با کاری که درست و خوب انجام شده باشد خوشحال هستند.
  • احساس افسردگی. برخی تحقیقات نشان داده‌اند که زمزمه‌های درونی منفی می‌تواند موجب تشدید حس افسردگی شوند که اگر به آن رسیدگی نشود واقعاً مخرب خواهد بود.
  • ایجاد چالش‌ در روابط. این انتقادهای درونی هم باعث می‌شوند نیازمندتر یا نامطمئن‌تر به نظر برسید و هم ممکن است این زمزمه‌ها را به عادت‌های کلی‌تر منفی تبدیل کنید که موجب آزار دیگران است.

یکی از آشکارترین اشکالات صدای درونی منفی این است که این گفتگوها مثبت نیستند. خیلی ساده‌انگارانه به نظر می‌رسد ولی تحقیقات نشان داده‌اند که صدای درونی مثبت یک پیشگوی قوی برای موفقیت است.

به‌عنوان مثال، در تحقیقی که روی ورزشکاران انجام گرفت، چهار نوع متفاوت صدای درونی با هم مقایسه شد (آموزشی: که ورزشکاران چیزهایی را برای بهتر بازی کردن به خودشان یادآور می‌شوند، انگیزشی: صدایی که فرد را سر کار نگه می‌دارد، مثبت، و منفی) و محققان دریافتند که صدای درونی مثبت قوی‌ترین پیش‌گو برای موفقیت فرد است. به آن اندازه‌ای که لازم است افراد به خودشان بگویند چقدر کاری را خوب انجام می‌دهند، نیازی نیست که به خودشان بگویند کاری را چطور باید انجام دهند.

چطور صدای منفی درونی را به حداقلِ ممکن برسانیم

روش‌های مختلفی برای کم کردن این صدای درونی در زندگی روزمره وجود دارد که در زیر به آنها اشاره می‌کنیم.

منتقدتان را دستگیر کنید

یاد بگیرید که وقتی مشغول انتقاد از خودتان شدید متوجه شوید تا بتوانید آن را متوقف کنید. به‌عنوان مثال، حواس‌تان به وقت‌هایی که حرف‌هایی که نباید به یک دوست خوب یا یک بچه بزنید را به خودتان می‌گویید باشد.

یادتان باشد افکار و احساسات همیشه واقعی نیستند

فکر کردن به چیزهای منفی درمورد خودتان ممکن است به نظرتان هوشیارانه برسد ولی افکار و احساسات شما درمورد خودتان لزوماً اطلاعات درستی نیستند. فکر شما هم مثل فکر همه‌ی آدم‌های دیگر ممکن است تحریف شود و تحت‌تاثیر تعصبات و روحیه‌تان قرار گیرد.

اسمی مستعار برای منتقد درونی‌تان بگذارید

اگر سفرهای گالویر را به خاطر داشته باشید شخصیتی بسیار منفی‌باف در آن بود به اسم «گلام» که در برخورد با هر مسئله با لحنی خاص می‌گفت: من می‌دونم و مدام با همه چیز مخالفت می‌کرد. می‌توانید این اسم را به صدای منفی درونی‌تان بدهید!

وقتی به منتقد درونی‌تان با اسمی خنده‌دار فکر کنید، نه‌تنها فهمیدن این که لازم نیست حتماً با آن موافقت کنید برایتان ساده‌تر می‌شود بلکه کمتر تهدیدکننده به نظر خواهد رسید و مسخره بودن بعضی از این افکار انتقادی برایتان ملموس‌تر می‌شود.

منفی‌گرایی‌تان را محدود کنید

اگر متوجه شدید که مشغول گفتگوی منفی با خودتان هستید، می‌توانید با اجازه دادن به این منتقد درونی به انتقاد از فقط چیزهایی خاص از زندگی‌تان یا فقط یک ساعت در روز انتقاد کردن، ضرر و تخریب آن را محدود کنید. این میزان منفی‌گرایی‌ای که از آن موقعیت وارد ذهن‌تان می‌شود را محدود می‌کند.

منفی‌گرایی را به خنثی بودن تغییر دهید

وقتی مشغول گفتگوی منفی با خودتان می‌شوید، ممکن است بتوانید خودتان را حین آن دستگیر کنید ولی متوقف کردن این افکار گاهی سخت است. خیلی وقت‌ها تغییر دادن شدت آن می‌تواند برایتان ساده‌تر باشد. مثلاً «من نمی‌توانم این شرایط را تحمل کنم» می‌تواند بشود «شرایط سختی است…» یا «من از … متنفرم» می‌تواند بشود «من از … خوشم نمی‌آید». وقتی صدای درونی‌تان از زبان ملایم‌تری استفاده کند، بخش مهمی از قدرت منفی آن از بین خواهد رفت.

از منتقد درونی‌تان بازجویی کنید

یکی از مخرب‌ترین جنبه‌های صدای منفی درونی این است که معمولاً بدون چالش به راهش ادامه می‌دهد. از این گذشته، تا زمانی که این فکرها فقط در ذهن‌تان باشند هیچ کس دیگری از آنها مطلع نخواهد شد و نخواهد توانست شما را از اشتباه‌تان بیرون بیاورد. به خاطر همین همان لحظه آن فکر را دستگیر کنید و از خودتان بپرسید که این فکر تا چه اندازه درست است. اکثریت قریب به اتفاق فکرهای منفی افراطی هستند و بازجویی کردن از آنها می‌تواند تا حد زیادی از شدت منفی بودن آنها کم کند.

مثل یک دوست فکر کنید

وقتی منتقد درونی‌تان در بدترین حالت ممکن خود است مثل دشمن خونی‌تان به نظر خواهد رسید. خیلی وقت‌ها چیزهایی در ذهنتان به خودتان می‌گویید که هیچ‌وقت به دوستانتان نمی‌گویید. چرا این را برعکس نکنید؟ وقتی می‌بینیمد در ذهنتان مشغول این منفی‌بافی‌ها هستید، با خودتان تصور کنید که این جرف‌ها را دارید به دوستی عزیز می‌زنید. اگر می‌دانید که هیچ‌وقت مشکلاتتان را برای دوستتان اینطور بازگو نمی‌کنید، با خودتان فکر کنید که چطور آن را به زبان می‌آورید.

دیدگاه‌تان را عوض کنید

بعضی وقت‌ها نگاه کردتن به آینده‌ی مسائل می‌تواند کمک‌تان کند درک کنید که فشار زیادی روی یک چیزی می‌آورید. مثلاً از خودتان بپرسید این چیزی که باعث ناراحتی تان شده است در پنج یا ده سال آینده چقدر برایتان مهم خواهد بود. یک راه دیگر تغییر دیدگاه این است که تصور کنید عقب‌تر رفته‌اید و از فاصله‌ی دورتری دارید به مشکلاتتان نگاه می‌کنید. حتا فکر کردن به دنیا به شکل کره‌ی زمین که خودتان ذره‌ی ناچیزی روی آن هستید یادتان خواهد انداخت که بیشتر نگرانی‌هایتان به اندازه‌ای که فکر می‌کنید بزرگ نیستند. این کار معمولاً بار منفی، ترس و فوریت مشکلاتتان را کم می‌کند.

آن را بلند به زبان بیاورید

گاهی‌اوقات وقتی می‌بینید افکار منفی ذهنتان را گرفته‌اند، بلند ه زبان آوردن آن می‌تواند کمکتان کند. گفتن این فکرها به یک دوست خوب و قابل‌اعتماد باعث خواهد شد به آن فکرها بخندید یا حتا درموردشان شوخی کنید. اگر این‌کار را هم نکنید، دوست‌تان می‌تواند یک حامی خوب برایتان باشد. خیلی وقت‌ها به زبان آوردن این افکار به خودتان یادآوری می‌کند که تا چه اندازه غیرمنطقی و غیرواقعی هستند.

آن فکر را متوقف کنید

برای بعضی‌ها همین متوقف کردن فکرهای منفی می‌تواند مفید باشد. به این روش توقف فکر می‌گویند که می‌تواند به شکل‌های انداختن یک دستبند پلاستیکی به مچ،  تجسم یک تابلوی ایست یا خیلی ساده جایگزین کردن آن فکر با فکری دیگر انجام شود. این روش در مواجهه با افکار تکرارشوند‌ه‌ی انتقادی مثل «من خوب نیستم» یا «من هیچ‌وقت نمی‌توانم این کار را انجتم دهم» بسیار خوب عمل می‌کند.

بدها را با خوب‌ها جایگزین کنید

این یکی از بهترین روش‌ها برای مقابله با گفتگوی منفی درونی است: خیلی ساده کافی است آن فکر را با فکری مثبت جایگزین کنید. یک فکر منفی را انتخاب کنید بعد آن را به چیزی انگیزش‌دهنده و درست تبدیل کنید. آنقدر این کار را تکرار کنید که دیگر کمتر برایتان پیش بیاد. این روش برای اکثر عادت‌های منفی خوب است: مثلاً جایگزین کردن غذاهای سالم با غذاهای ناسالم، و کمکتان می‌کند دیدی مثبت‌تر نسبت به خودتان و زندگی پیدا کنید.

نوشته خودگویی منفی و تاثیرات آن اولین بار در مردمان پدیدار شد.

چرا نباید دنبال انتقام گرفتن باشید

چرا نباید دنبال انتقام گرفتن باشید

وقتی کسی در حق‌تان بدی می‌کند، اولین چیزی که به ذهن‌تان می‌رسد انتقام گرفتن است. تصور ما این است که با وارد کردن ضربه‌ای مشابه به آن فرد، احساس بهتری پیدا خواهیم کرد. بااینکه این کار باعث می‌شود خودِ بیمارمان برای مدتی کوتاه حال بهتری پیدا کند، ولی در طولانی‌مدت این‌طور نخواهد بود. انتقام گرفتن رفتارهایی که به شما آسیب می‌زند را از بین نمی‌برد، فقط باعث تداوم چرخه‌ی رنج می‌شود.

همه‌ی ما در مقطعی از زندگی‌مان دلمان می‌‌خواسته برای چیزی انتقام بگیریم؛ وقتی آسیبی به ما می‌رسد این واکنش کاملاً طبیعی است. همه می‌خواهیم آن آدم عوضی به سزای کار زشتش برسد. بااینکه به نظر منطقی می‌رسد ولی نباید چنین رفتاری از خودتان نشان دهید.

به‌جای تمرکز بر انتقام گرفتن، بهتر است با این موضوع صلح کنید. تنها راهِ متوقف کردن انتقام‌جویی دست کشیدن از آن و پذیرفتن است. احساسات بد را با طرزفکر متضاد آن جایگزین کنید. این تنها راه است؛ باید خودتان را از آن بالاتر بکشید و بگذارید همان‌جا بماند.

«انتقام مثل یک سنگ‌نوردی است که فرد با زور آن را به بالای تپه کشانده است ولی برمی‌گردد و با شدتی بی‌رحمانه به خود فرد برخورد می‌کند.»

یک مثل معروف می‌گوید «قبل از اینکه برای انتقام گرفتن بروید، اول دو تا قبر بکنید». وقتی به‌دنبال انتقام باشید، به خودتان هم آسیب خواهید زد. حتی اگر بتوانید تضمینی آن فرد را به سزای عملش برسانید، باز هم خودتان حس بهتری پیدا نخواهید کرد. اگر خودتان را درگیر انتقام‌جویی کنید فقط خشم‌تان نسبت به این فرد بیشتر خواهد شد. برای همه‌ی ما پیش آمده که در نقطه‌ای از زندگی ضربه بخوریم یا از ما سوءاستفاده شود، این واقعیت دنیای انسان‌هاست.

خوب زندگی کرد بهترین نوع انتقام است. اگر به آن فرد نشان دهید عمل نادرست او تغییری در زندگی شما ایجاد نکرده است، عصبانی‌ترش خواهید کرد. چرا باید اجازه بدهید کسی بدون اجاره دادن در مغز شما زندگی کند؟ دلیلی وجود ندارد که وقت و انرژیِ گرانبهای خودتان را صرف نگران شدن برای کسی کنید که هیچ اهمیتی ندارد. تلافی کردن شما را تبدیل به همان چیزی می‌کند که به‌ شما آسیب زده است. اگر روی انتقام گرفتن تمرکز کنید، زخم‌هایتان را تازه نگه خواهید داشت، زخم‌هایی که اگر غیر از این بود شاید خیلی زود خوب می‌شدند.

«بهترین انتقام گذشتن و فراموش کردن است. نباید بگذارید دیگران از تماشای رنج کشیدن شما لذت ببرند.»

تنها کسی که قدرت کنترل او را داریم خودمان هستیم. باید بپذیرید که قادر به کنترل دیگران نیستید. با انتقام‌جویی درواقع دارید برای تخریب زندگی‌تان در طولانی‌مدت برنامه‌ریزی می‌کنید، چون در تمام طول این مدت بدبختی تنها همراه همیشگی‌تان خواهد بود. باید جلو روید و دست از تمرکز روی گذشته بردارید. هیچ انتقامی کامل‌تر از بخشش نیست. انتقام به هر شکلی واقعاً مسموم است.

نباید سطح خودتان را تا سطح آن فرد دیگر پایین بیاورید چون آن‌وقت خودتان هم به اندازه‌ی او بد خواهید شد. وقتی آدم‌ها دنبال انتقام‌جویی می‌روند، خودشان را سراسر نابود می‌کنند. بعضی‌ها این کار را تا جایی جلو می‌برند که دیگر قدرت کنترل خودشان را نخواهند داشت. زمان بهترین راه برای دور کردن خودتان از آن موقعیت است.

 

«بهترین نوع انتقام خوب زندگی کردن و شاد بودن است. افراد کینه‌توز نمی‌توانند افراد شادی باشند. قبل از اینکه وارد مسیر انتقام‌جویی شوید، اول دو تا قبر بکَنید.» — کنفوسیوس

اگر درست به آن فکر کنید اصلاً چرا باید به انتقام نیاز داشته باشید؟ شما قدرت این را دارید که از هر چیزی که اذیتتان می‌کند بگذرید و نیاز به هیچ‌گونه ارتباطی با این افراد ندارید. پس خودتان را از آنها دور کنید و هیچ‌وقت اجازه ندهید رنج کشیدن شما را ببینند.

کارما قدرتمندتر از چیزی است که تصور می‌کنید. با هر دست که بدهی با همان دست هم پس خواهی گرفت. کارما زمانی عمل می‌کند که ما خودمان را از چرخه‌ی آن رفتار بد بیرون کنیم. صبر فضیلت اخلاقیِ بسیار مهمی در این شرایط  است. پس بنشینید و بگذارید کارما کار خودش را بکند. قسمت جالب ماجرا این‌جاست که وقتی کارما برای به دام انداختن آن فرد می‌آید، شما هیچ نقشی در آن جریان نخواهید داشت و نیازی هم نیست عذاب‌وجدان پیدا کنید.

نوشته چرا نباید دنبال انتقام گرفتن باشید اولین بار در مردمان پدیدار شد.

چرا باید زندگی شخصی‌تان را شخصی نگه دارید

چرا باید زندگی شخصی‌تان را شخصی نگه دارید

فرهنگ شبکه‌های اجتماعی شما را مجبور می‌کند همه‌چیزتان را به اشتراک بگذارید – تمامِ احساساتتان، افکارتان، اتفاقات زندگی‌تان، همه‌ی عکس‌هایتان… حتماً متوجه منظورم هستید. اگر روزانه عکسی به اشتراک نگذارید یا فکری را توییت نکنید چه می‌شود؟ به نظرتان کم‌کم از دنیای بیرون محو می‌شوید یا اینکه نه خوشحال‌تر خواهید بود؟ اینجا برایتان می‌گوییم که چرا لازم است زندگی شخصی‌تان را کاملاً شخصی نگه دارید.

۱. خودتان راه غیبت کردن را باز می‌کنید.

اگر از این شکایت دارید که همه همیشه در زندگی‌تان دخالت می‌کنند و سر بقیه در زندگی خصوصی شماست، دست از به اشتراک گذاشتن زندگی خصوصی‌تان در شبکه‌های اجتماعی بردارید. اگر این کار را کنید خودتان راه غیبت کردن و دامن زدن به شایعات را باز خواهید کرد.

۲. مشکلاتتان را حادتر می‌کند.

حتی مشکلی کوچک ممکن است به مشکلی بزرگ تبدیل شود و همه‌ش تقصیر خودتان است. توقع داشتید جار زدن اتفاقات زندگی‌تان برای دیگران چه نتیجه‌ای داشته باشد؟ هرچه آدم‌های بیشتری را وارد مشکلاتتان کنید، مشکلاتتان بزرگ‌تر خواهند شد و تا وقتی هم این کار را کنار نگذارید این روند ادامه خواهد داشت.

۳. به حرف دیگران اهمیت خواهید داد.

بله، بقیه قضاوت‌تان خواهند کرد. این ذات انسان است. هر چقدر هم که به خودتان (یا حتی بقیه) اطمینان دهید که نظر دیگران برایتان مهم نیست، وقتی زندگی شخصی‌تان در معرض تماشای عموم است، بالاخره نمی‌توانید بی‌تفاوت بمانید.

۴. هیچ‌وقت فراموش نخواهید کرد.

اگر جزئیات ریز شکست عشقی‌تان را با هم در میان بگذارید، تا زمانی که بقیه فراموش نکرده‌اند خودتان هم نمی‌توانید آن را فراموش کنید. هر بار که یکی از آشنایان را ببینید می‌خواهد درمورد اتفاقات شخصی زندگی‌تان از شما سوال کند و همه‌ی اتفاقات همیشه جلو چشمتان خواهد بود.

۵. با این کار به پارتنرتان خیانت خواهید کرد (یا هر کس دیگری که عکس به او هم مربوط می‌شود).

هر اتفاقی که در هر رابطه‌ای می‌افتد باید فقط بین آن دو نفر بماند. به‌ جز نظر خودتان به نظر هیچ‌کس دیگری هم نیاز ندارید. پس به طرف‌تان احترام بگذارید و اتفاقات رابطه‌ را بین خودتان نگه دارید.

۶. امنیت‌تان مهم است.

می‌خواهید بروید مسافرت؟ لازم نیست آن را در شبکه‌های اجتماعی جار بزنید، مگر اینکه بخواهید به دزدهای محل کمک کنید. هر اطلاعات کوچکی که در شبکه‌های اجتماعی از خودتان منتشر می‌کنید، ممکن است روزی به روش‌های مختلف بر علیه خودتان استفاده شود. پس برای امنیت خودتان هم که شده زندگی خصوصی‌تان را خصوصی نگه دارید.

۷. باید برای نظراتی ارزش قائل باشید که واقعاً مهم هستند.

رابطه‌ی شما فقط بین شما و طرف‌تان است. این یعنی اگر با هم دعوا کرده‌اید باید بین شما بماند. خیلی‌ها را ممکن است ببینید که حتی خیانت طرف‌مقابل‌شان را هم به شبکه‌های اجتماعی می‌کشانند. و خُب ممکن است این دو نفر بالاخره با هم آشتی کنند و حتی رابطه‌شان جدی‌تر هم شود ولی بقیه هیچ‌وقت آن رسوایی را فراموش نخواهند کرد.

۸. چیزهایی که در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک می‌گذارید برای رئیس‌تان مهم است.

اگر تصور می‌کنید کارفرماهای احتمالی صفحه‌های شما در شبکه‌های اجتماعی را بررسی نمی‌کنند کاملاً در اشتباهید. خیلی از مدیران شرکت‌ها قبل از استخدام به وضعیت آنلاین شما نگاه می‌کنند و مطمئناً می‌دانید که وارد کردن زندگی خصوصی‌تان به فضاهای عمومی چندان حرفه‌ای نیست.

۹. نمی‌توانید به همه اعتماد کنید.

به خانواده و دوستان‌تان اعتماد کنید ولی لازم نیست مشکلاتتان را همه‌ی اهل محل بدانند. هیچ‌وقت نمی‌دانید خبرهای زندگی‌تان به گوش چه کسانی می‌رسد و چه مشکلاتی می‌توانند برایتان ایجاد کنند.

نوشته چرا باید زندگی شخصی‌تان را شخصی نگه دارید اولین بار در مردمان پدیدار شد.