۳ باور ثروت آفرینی برای افزایش هوش تجاری

افراد ثروت آفرین یا افرادی که هوش تجاری بالایی دارند چگونه رفتار می کنند و چه باورهایی را دارند. آیا این دسته از افراد مدل فکری خاصی را در ذهن می پرورانند یا نه. آیا 3 باور ثروت آفرینی برای افزایش هوش تجاری را دارند؟

سال ها قبل در سفری با یکی از استخوان خرد کرده های اقتصادی ایران همسفر شدم. این سفر فرصت خوبی بود تا از تجربیات او استفاده کنم. در آن سال دلار تقریبا سه برابر شده بود و همه در ناامیدی به سر می برند، اما این آدم استخوان خرد کرده از شرایط کاملا راضی بود.

او حالش خوب بود و بر عکس اکثر همسفران خود دید مثبتی داشت. برایم خیلی جالب بود که در این شرایط بد رکود و تورم که بر اقتصاد ایران سایه افکنده او خوش بین به اوضاع اقتصادی بود. در شرایط رکود، قیمت ها افزایش پیدا می کند و تورم به بالا گرایش دارد.

 

مطلب هوش مالی ناجی بحران های پیش رو را از دست ندهید.

 به دنبال این بودم که از این مساله سر در بیاورم. هوش تجاری یا هوش اقتصادی او چه پاسخی برای شرایط بحرانی داشت. او کارآفرینی بزرگ بود. کارآفرینی او با سرمایه کمی آغاز شده بود. تجربه هایی که او داشت همیشه برای من آموزنده و کارا بود، اما او تاکنون هیچ وقت در سمینارهای من حضور پیدا نکرده بود. او همیشه چراخ خاموش حرکت می کرد و علاقه ای هم به معرفی شدن نداشت. سکوت خبری برای او جذاب تر بود.

 

شرایط بد اقتصادی

شرایط بد اقتصادی

سوالی را با او مطرح کردم. از او پرسیدم چگونه در شرایط بد اقتصادی اینقدر می توانید خوش بین باشید دقیقا زمانی که در شرف فقیر شدن هستید. با خنده جواب من را داد. جوابی که او داد مرا به فکر واداشت.

اقتصاددان استخوان خرد کرده، گفت:«در همین شرایط هم ثروتمند می شوم. ثروت آفرینی از شرایط تبعیت و پیروی نمی کند. شرایط، فشار، دشواری و… به این معنی نیست که بازار متقاضیان خود را از دست بدهد، زیرا این متقاضیان به سمت بازار دیگری می روند. به طور مثال اگر بازار مسکن در رکود افتاده است بازار اجاره ملک رونق می یابد.» 

این یک واقعیت است که هر مشتری وقتی از یک بازار خارج می شود برای رفع نیاز خود به بازار دیگری روانه خواهد شد. هوش تجاری به عنوان جزئی از شم اقتصادی به ما این درس را می دهد که بازار را تغییر بدهیم تا صورت مسئله را به دست بیاوریم.

 

 

دید ثروت آفرینی  تحلیل و بررسی با دید ثروت آفرینی

نادیده گرفتن تغییرات و ماندن و درجا زدن در وضعیت های کنونی فقط شرایط شما را دشوار می کند. اینکه شما بتوانید با دید ثروت آفرینی شرایط را تحلیل و بررسی کنید. شامه اقتصادی راهنمای درستی برای شما خواهد بود. اگر شامه اقتصادی راهنمای درستی برای شما باشد هیچ زمانی در بن بست قرار نمی گیرید.

وارن بافت:«شما باید تشخیص دهید چه زمانی برای سرمایه گذاری در چه بازاری مناسب است.» اگر 6 مدل سرمایه گذاری را یاد بگیریم آن وقت است که تازه متوجه می شویم سرمایه گذاری با سرمایه کم یک کار حرفه ای به حساب می آید.

از دوست اقتصاددان خود سوال کردم چه زمانی برای ورود به یک بازار و چه زمانی برای خروج از بازار مناسب است؟

 

قوانین معین

قوانین مشخص و معین

سوال من را این گونه پاسخ داد که  تابع قوانین مشخص و معینی نیست. به طور مثال زمان ورود به بازار زمانی است که می بینید بازار مورد نظر 20 درصد رشد اولیه داشته است. اینجا زمان ورود به بازار است. وقتی که بازار رشد 60 درصدی خود را گذراند باید از بازار خارج شد. رشد 20 درصدی آخر را به نفری که ریسک های خطرناک می کند واگذار کنید.

وقتی بازاری با افزایش قیمت وحشتناک رو به‌ رو است هرگز نباید وارد شوید. این حرف هایی است که رسانه ‌ها یا مربیان تازه کار می زنند. این حرف بیشتر نصیحت نسنجیده فروشندگانی است که به دنبال درآوردن پول شما از جیبتان هستند.

وقتی عوام به دنبال بازاری راه می افتند از آن بازار حتما خارج شوید. وقتی اخبار و رسانه ها می گویند بازاری خوب است احتمالا نام بازار بسیار بد خواهد شد و باید از آن خارج شوید. یکی از مهم ترین اصول هوش اقتصادی توانایی کنترل شهوت سود است. وقتی می بینید انفجار قیمت ها در حال وقوع است اصلا طمع نکنید.

 

پول ساز یا خبر ساز

پول ساز یا خبرساز

افرادی که هوش مالی شان را تقویت نمی کنند اما به دنبال راه های پولدار شدن هستند به جای پول ساز شدن خبر ساز می‌شوند. این شاهکارها در انفجار قیمت، خرید می کنند و منتظر احمق دیگری می مانند که از آنها خرید کنند.

آن روز من یاد گرفتم که باید اندکی پس از تحرک بازار خرید کرد و قبل از رسیدن به اوج از سود بیشتر دل کند و از بازار خارج شد و به بازار دیگری رفت. این درس بزرگی است که به دنبال افراد حرفه ای باشید که بازار را پیش بینی می کنند نه به دنبال حرف مردم، تلویزیون یا شایعات. وقتی بازاری در حال فرو ریختن است با تحقیق، بازار جدید را بیابیم و روی آن کار کنیم.

در مقاله ارزان بخرید تا همیشه فقیر بمانید به مبحث مشکلات ارزان خریدن اشاره شده است.

اینها آموخته هایی است که به کار برده اند و در شم اقتصادی تاکنون بیش از ۱۹ هزار و ۴۰۰ نفر از آن استفاده کرده اند. قبل از هر کاری این دانش را فرابگیرید و آن را قدرتمند کنید.

نوشته ۳ باور ثروت آفرینی برای افزایش هوش تجاری اولین بار در ثروت آفرینان. پدیدار شد.

ارزان بخرید تا همیشه فقیر بمانید

سال گذشته یکی از دوستان من حوالی چالوس ویلای ۴۰۰ متری که بیش از یک میلیارد تومان ارزش داشت را به مبلغ ۵۵۰ میلیون تومان خرید. قبل از خرید ویلا از من سوال کرد که ویلایی را با این تفاوت قیمت می خواهم بخرم آیا ارزشش را دارد؟ نظر من را برای این خرید جویا شد.
اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که خُب چرا باید این ویلا را با این قیمت به فروش برسانند. این ویلا کجاست. ویلا دقیقا چه ویژگی هایی را دارد. به حسین گفتم که صرفا به دلیل پایین بودن قیمت نمی شود یک ویلا یا هر چیز دیگری را خریداری کرد.

 

ارزش خرید دارد یا نه

ارزش خرید دارد یا نه؟

باید ببینی ویلا یا چیزی که می خواهی بخری چقدر ارزش داره. لبخند عاقل اندر سفیه ای به من انداخت و گفت: همیشه آرزو داشتم ویلایی را در شمال داشته باشم. هزینه ای که برای خرید این ویلا می توانستم بپردازم عدد بزرگی نبوده است. این تنها زمانی است که می توانم با چنین مبلغ مناسبی یک ویلا در شمال که به دریا هم نزدیک است را داشته باشم.
جواب دوستم تا حدودی قانع کننده بود. دیگر سوالی نپرسیده و ماجرا را به فراموشی سپردم. چند ماهی گذشت و از دوستم خبری نداشتم.

 

کاشت و برداشت

کاشت و برداشت

ماه گذشته قیمت ها در اوج بود و همه چی سر به فلک کشیده بود. دوستم به پول نیاز پیدا کرد و تنها راه برای تامین آن پول فروش ویلایی بود که تقریبا به نصف قیمت خریده بود. حسین خوشحال از این سرمایه گذاری ای بود که ماه ها قبل انجام داده بود.
ویلا را برای فروش به آژانس املاک های منطقه سپرد. او دقیقا در زمان فروش ویلا متوجه شد که منطقه ای که ویلایش در آن قرار دارد خریداری ندارد. خریدار نداشتن ویلاهای این منطقه دلایل زیادی داشت که از حوصله این مقاله کاملا خارج است.

میخواهم هوش اقتصادی خود را پرورش دهم تا بتوانم تشخیص دهنده و تصمیم گیرنده حرفه ای باشم

صفحه تخصصی شم اقتصادی | ثبت نام در دوره شم اقتصادی

افزایش قیمت دلار

همیشه افرادی که یک محصول یا خدماتی را به قیمت پایین تر از قیمت واقعی خریداری می کنند سود نخواهند کرد. قیمت پایین دلیلی بر این نمی شود که شما خریدی را انجام دهید. 

مقاله «هوش مالی ناجی بحران های پیش رو»  به شما این امکان را می دهد که در زمان درست و با قیمت درست سرمایه گذاری خود را انجام دهید.
حالا زمانی بود که حسین کاملا به خاطر سرمایه گذاری نامناسبی که کرده گیر افتاده بود. او زمانی که دلار 3500 تومان بود سرمایه گذاری را در زمینه ملک انجام داده بود ولی درست در موقعی که قیمت دلار 4 تا 5 برابر شده بود و باید از سرمایه گذاری خود سود می برد حتی نمی توانست همان مبلغی را که سرمایه گذاری کرده بود را برداشت کند.

 

دیدگاه فقیر و ثروتمند

تفاوت دیدگاه قشر فقیر با ثروت آفرین

یکی از ویژگی های افراد فقیر و متوسط جامعه خرید کردن بر اساس قیمت محصول و خدمات است. این گونه افراد همیشه موقع خرید محصولی که نیاز دارند را با پایین ترین قیمت خریداری می کنند. شعار آنها این است که قیمت هر چه پایین تر بهتر؛ یعنی کیفیت و ماندگاری محصول برای آنها مدنظر نیست.
افراد فقیر و متوسط جامعه برعکس افراد ثروت آفرین و ثروتمند فکر می کنند. ثروت آفرین ها به جای قیمت از لغت ارزش بهره می برند. برای آنها ارزش محصول اولویت بیشتری نسبت به قیمت دارد. این تفاوت در تفکر افراد دانش شم اقتصادی آنها را به رخ می کشد.

پیشنهاد می شود برای تقویت تشخیص دهی و هوش مالی خود حتما مقاله  «فاجعه شرایط اقتصادی یا… » را مطالعه کنید.

 

بر مبنای شم اقتصادی

همانطور که در شم اقتصادی یاد گرفتید برای خرید کردن مبنای ارزش را باید لحاظ کنید. یکی از اشتباهات تاریخی خود من فروختن ملکی در میرداماد بود. ملکی که من در آن سهم کوچکی را داشتم. من می خواستیم آن را بفروشیم، اما خریداری برای آن نبود.
مدتی بعد پیرمردی پیدا شد که ما با قیمت بالایی (البته به خیال خودمان) ملک را به او انداختیم. من و شرکا از این کار بسیار راضی و سرمست شده بودیم. مغازه خالی ماند و در دو سال هیچ اتفاقی برای مغازه نیافتاد.
دو سال گذشت و صاحب ملک مغازه را به هفت برابر قیمت معامله شده با ما به یک نمایندگی کمپانی خارجی فروخت. آن زمان بود که ما متوجه شدیم چه کلاه بزرگی سر ما رفته است. ما در خیال خود سر آن خریدار کلاه گذاشته بودیم اما در واقعیت سر خودمان کلاه رفته بود.
وقتی شما خرید یا فروش خود را بر مبنای قیمت پیش ببرید یک الگوی فقرآفرینی است. خرید و فروش باید بر مبنا و اساس ارزش صورت بپذیرد. شما تا زمانی که ارزان می خرید هرگز ثروتمند نمی شوید.

میخواهم هوش اقتصادی خود را پرورش دهم تا بتوانم تشخیص دهنده و تصمیم گیرنده حرفه ای باشم

صفحه تخصصی شم اقتصادی | ثبت نام در دوره شم اقتصادی

قیمت، عامل تصمیم گیری

حاج آقا سلیمانی، بنیانگذار نیک کالا جمله ای دارد که باید آن را با طلا نوشت. جمله معروف این گونه گفته شده است: قیمت، یکی از فاکتورهای تصمیم گیری است اما تنها عامل تصمیم گیری نیست.

آنچه در تفاوت افراد فقر آفرین و ثروت آفرین دیده ام مدلی است که چون رعایت نمی شود زندگی افراد را همیشه در تلاطم و بحران نگه می دارد.
1. جدیدا افراد فقر آفرین دارای مدارک دانشگاهی بالایی هستند، اما هیچ اطلاعات مالی ندارند. آنها هیچ برنامه ای را هم برای سرمایه گذاری ندارند و همچون برگ پاییزی که در هوا معلق است در حوادث به این طرف آن طرف می روند. آنها عاقبت مالی شان را نادیده می‌ گیرند.
2. بسیاری از تصمیمات مهم احساسی گرفته می شود. در دنیای پول و سرمایه گذاری احساسات جایی ندارد، اما عموما تصمیمات مهم در اوج احساس گرفته می شود و این یک ویژگی انسانی است. مهم ترین تصمیم های زندگی تان چیست؛ ازدواج کردن، خانه خریدن یا بچه دار شدن.
3. تفاوت بین نصیحت یک فرد ثروتمند و فروشنده تفاوت بین خریدن ارزش و فروخته شدن کالایی به شماست. فروشنده ذاتا به دنبال فروختن است. این کاملا طبیعی است به شما مشورتی را بدهد که شما به نتیجه ای که او می خواهد برسید. نتیجه او یعنی متقاعد شدن برای خرید کالا، اما مشاوره ای که ثروت آفرین به شما می دهد بر مبنای اهداف و منافع بلندمدت است.

 

ساحل امن مالی

ساحل امن مالی

آنچه در بحران مالی اخیر با کاهش و افزایش قیمت دلار به وجود آمد افرادی را متاسفانه به خاک سیاه نشاند. این بحران نشان می دهد بلد نبودن رابطه پول، قدرت پول و مهارت های مالی بزرگ ترین مشکل افراد است. افرادی که بدون شم اقتصادی باید زندگی خود را به ساحل امن مالی برسانند.
تا وقتی که شما دنبال روش های عامه پسند در زندگی باشید یعنی رفتاری داشته باشید که عامه و عموم مردم دارند و می پسندند به نتایجی می رسید که در ثروت آفرینی موجود نیست. وقتی مدل شما تابعیت از یک خِرد عمومی است. این خرد عمومی به مدرسه رفتن، به دانشگاه رفتن، درس خواندن، شغل پیدا کردن، سخت کار کردن، پس انداز کردن، قسط دادن، قسط دادن، قسط داد و… خواهد بود.
متاسفانه امروزه اکثر افراد به دنبال این روش ها هستند و حتی بدتر از آن با استفاده از مربیان تازه کار زندگیشان را به یک هرج و مرج شیک تبدیل می کنند.

قبل از هر کاری شم اقتصادی تان را قوی کنید… 

نوشته ارزان بخرید تا همیشه فقیر بمانید اولین بار در ثروت آفرینان. پدیدار شد.

فاجعه شرایط اقتصادی یا …

فاجعه شرایط اقتصادی ، مسئله یا فاجعه 

شرایط نرخ ارز، افزایش و کاهش قیمت دلار و در نتیجه کاهش ارزش پول ملی احساس فاجعه زدگی را به وجود آورده است، آنچه می بینم عدم توجه به تفاوت مسئله و فاجعه است، آنچه در تفاوتی تفاوت آفرین بین ثروت آفرینان و فقر آفرینان است تمایز این دو و کاربرد آن است.

بسیاری از مردم تفاوت مسئله و فاجعه را درک نمی کنند. آنها همیشه خود را با فجایع دردناک رو به‌ رو می بینند، اما تفاوت این دو در چیست.

در مقاله ” هوش مالی ناجی بحران های پیش رو ” به بررسی دلایل این بحران ها چگونه ساخته می شوند و باعث بدبختی مردم می شوند پرداختیم،اگر این مقاله را نخوانده اید همین حالا آن را مطالعه کنید

 

شرایط نرخ ارز

واژه “مسئله” که ما آن را به جای “مشکل” استفاده می کنیم به زمانی گفته می شود که برای گرفتن یا به دست آوردن نتیجه مورد نظر به دنبال راه حلی می گردیم.
واژه “فاجعه” زمانی است که نتیجه ای را که می خواهیم به دست بیاریم برای آن راهکاری نداریم و اندوهگین می شویم این خود فاجعه است. فاجعه به اندوه بزرگ یا به مصیبت گفته می شود. مصیبت یعنی نتیجه ای که می خواهیم را نداریم و برای آن راه حلی هم نداریم.

از دست دادن نتیجه یعنی نتوانستیم خواسته یا هدفی را به دست بیاریم و خیلی از این اتفاق ناراحت هستیم ولی فاجعه زمانی است که ما نتیجه ای را که می خواهیم نداریم یا آن نتیجه را از دست داده ایم و برای آن اصلا راه حلی نداریم.
الان (مهرماه 97) شرایط اقتصادی ایران بیش از اینکه متوجه شرایط خارجی باشد ناشی از سردرگمی داخلی است، مسئله یا فاجعه؟
می خواهم داستانی را از چندین واقعه جهانی برای شما بگویم چون همانطور که می دانید هوش اقتصادی یکی از شش جزء شم اقتصادی است و در آن به دنبال این هستیم که با استناد و استنتاج از وقایع گذشته درس بگیریم. بتوانیم تشخیص دهیم که الان چه کاری را باید کرد.

شرایط نرخ ارز

میخواهم هوش اقتصادی خود را پرورش دهم تا بتوانم تشخیص دهنده و تصمیم گیرنده حرفه ای باشم

صفحه تخصصی شم اقتصادی | ثبت نام در دوره شم اقتصادی

الان در چه شرایطی هستیم ؟
اگر خلاصه بگوییم، وضعیت کنونی کشور به این شکل است که ما با کاهش ارزش ریال رو به رو شدیم. یعنی قیمت محصول، خدمات و کالاها افزایش پیدا کرده و سطح کیفی زندگی مردم در حال نزول کردن یا سقوط کردن است، اما آیا این اتفاق قبلا جایی نیفتاده.
دلیل این اتفاق چی بوده و راهکارهایی که قبلا انجام شده چیست کدام ها موفق بوده و کدام ناموفق بوده است؟

 

افزایش قیمت دلار

 

 

نوشته فاجعه شرایط اقتصادی یا … اولین بار در ثروت آفرینان. پدیدار شد.

هوش مالی ناجی بحران های پیش رو

بحران مالی چگونه به صورت سیستماتیک اتفاق می افتد و افراد را بیچاره می کند و چه کسانی می توانند از این بحران ها به سلامت عبور کنند. داشتن شم اقتصادی باعث می شود با دید باز به آینده بنگرید و براساس اتفاقات مختلف تصمیمات مالی درست بگیرید.

در زیر یکی از اتفاقاتی که در دنیا و همچنین ایران رخ داده مطرح می شود. افرادی توانستند از این بحران خارج شوند که از دانش مالی خوبی برخوردار بوده اند.
سوالات زیاد در مورد “با این قیمت دلار چی کار کنیم؟” مرا بر آن داشت تا با مرور تاریخچه سقوط ارزش پول ملی در کشورهای مختلف، علاوه بر تجربه آنها راهکاری را برای وضعیت کنونی کشور بر اساس اصول هوش مالی مطرح کنم تا پاسخ دقیقی باشد برای دوستانی که سوالات بسیاری دارند.

ساختن بحران

در سال ۱۹۱۰ در جزیره جکیل هفت نفر کنار هم جمع شدند و جلسه ای را برگزار کردند. این هفت نفر یک ششم ثروت دنیا را در دست داشتند. در سال ۱۹۱۳ مشکلاتی که بانک ‌های بزرگ امریکا مثل امریکن بانک داشتند باعث شد که صندوق ذخیره ارزی فدرال امریکا به وجود آمد. جالب ترین نکته این ماجرا این است که آنان از هیچ، ارزش ذخیره می کردند. آنها کار جدیدی انجام ندادند. کاری که آنها می کردند را همه بانک های دیگر هم انجام می دادند.
این اتفاق به مذاق عده ای خوش آمد در مقابل عده ای را آزرده خاطر کرد. در سال ۱۹۴۴ جلسه ای در بیت المقدس برگزار شد. نتیجه این جلسه چیزی مانند صندوق ذخیره ارزی بود که در امریکا تاسیس شده بود.

ساختن بحران

بانک جهانی و صندوق بین المللی پول

این دفعه این چنین موسساتی برای تمام دنیا به وجود آمد. اسم آن را بانک جهانی و صندوق بین المللی پول گذاشتند. این موسسه ها دقیقا قرار بود همان کاری را انجام دهند که صندوق ذخیره ارزی آمریکا برای آمریکا می کرد اینها برای تمام دنیا انجام دهند.
این فرایند یعنی تولید پول بدون اینکه ارزش ایجاد شده باشد. این فرایند باعث به وجود آمدن بحران های اقتصادی شد. به ‌عبارتی تولید پول بدون ارزش باعث کاهش ارزش دلار و بالا رفتن قیمت محصولات و کالاها شد.
بالا رفتن قیمت محصولات، کیفیت زندگی مردم را پایین آورد. این اتفاق باعث شد در سال ۱۹۷۱ نیکسون، رئیس جمهور امریکا برای جدایی قیمت دستوری را ابلاغ کند. این دستور برای جدایی طلا از دلار بود البته به دست گرفتن سیستم مالی دنیا به این دلیل اتفاق افتاد.
این اقدامات برای حل کردن مشکلات اقتصادی انجام می ‌شد. بدون اینکه ریشه مسئله را بررسی کند باعث افزایش حجم مشکلات شد، اما با داشتن شم اقتصادی می توان از هر موقعیتی ارزش افزوده پدید آورد.
به عبارتی این مشکلات عادی به مشکلات میلیون دلاری، میلیارد دلاری و تریلیون دلاری تبدیل شد. بحران اقتصادی در سال ۲۰۰۸ که برای نجات بانک های سرمایه گذاری در امریکا اتفاق افتاد باعث رکود اقتصادی از طریق کاهش ارزش دلار و افزایش قیمت ها شد.

 

میخواهم هوش اقتصادی خود را پرورش دهم تا بتوانم تشخیص دهنده و تصمیم گیرنده حرفه ای باشم

صفحه تخصصی شم اقتصادی | ثبت نام در دوره شم اقتصادی

 

بانک جهانی و صندوق بین المللی پول

حل مسائل مالی

داشتن علم شم اقتصادی به شما کمک می کند در هر ساختاری بتوانید سودآوری کنید. این علم دانش مالی را در اختیارتان قرار می دهد که برای حل مسائل مالی قابل استفاده است.
سال 1395 در ایران بانک هایی مانند ثامن، کاسپین و… بودند که دولت پرداخت بدهی آنها را به عهده گرفت. این پرداخت بدهی منجر به چاپ پول بی پشتوانه شد و باعث شد ارزش ریال تا ۳۰۰ درصد در سال ۱۳۹۷ سقوط کند.
اگر نگاهی به تجربه جهانی بیندازیم اتفاقی که در زیمبابوه در زمان حکومت رابرت موگابه افتاد را می توانیم مثال بزنیم. افراد به سه گروه اقتصادی تقسیم شدند:
گروه اول افرادی بودند که در کشور ماندند و پول خود را پس از مصرف کردن از دست دادند و سپس با دست خالی از کشور خارج شدند.
دومین گروه افرادی بودند که بدهی های خود را افزایش دادند. این بدهی ها باعث تلاطم بحران های اقتصادی شد و وضعیت آنها را بدتر کرد.
در آخر گروه سومی وجود داشتند. این گروه افرادی بودند که با استفاده از دانش شم اقتصادی با تولید و صادرات به سایر کشورها پول گران قیمت را به بازار وارد کردند و با آن پول سرمایه گذاری را شروع کردند.

حل مسائل مالی

تفکر کمونیسم و سوسیالیسم

وقتی از دور این ماجرای جهانی را نگاه می‌کنیم نبردی بین تفکر کمونیسم و سوسیالیسم می‌بینیم که در حقیقت با به دست گرفتن سیستم اقتصادی رابطه قدرت و تسلط را به دست می آورند اما آنچه اتفاق می افتد رفتار موش و فیل توسط عامه مردم است.
عامه مردم به جای تصمیم درست گرفتن مانند موش به فیل حمله می کنند. همانطور که می دانید موش از فیل بسیار کوچک تر است اما فیل از موش به شکل وحشتناکی می ترسد.
حالا زمانی که عده کثیری موش به فیل حمله می کنند فیل چه واکنشی نشان می دهد؟ کاملا درست است بالا و پایین می پرد. خرطومش را به این طرف و آن طرف می زند و با این روش می خواهد که از دست موش فرار کند. نتیجه این واکنش له شدن موش زیر دست و پای فیل است.

حمله موش به فیل

این مثال را با حمله مردم به بازار دلار مقایسه کنید. در این مثال فیل، دلار است و موش نقش تقاضا کننده کاذب دلار را ایفا می کند. مردم به بازار دلار حمله ور می شوند. تقاضا کننده مانند موش به بازار ارز حمله ور می شود. با دیوانه کردن بازار و رم دادن بازار خودشان را زیر دست و پای بازار له می کنند.
حالا به این داستان در بازار دیگری می پردازیم. قیمت رب در بازار ایران به ناگهان افزایش پیدا می کند. شاید مردمی که این مقاله را سال های بعد می خوانند نتوانند متوجه شوند که در سال ۱۳۹۷ مردم برای خریدن رب گوجه فرنگی به مغازه ها حمله کردند و تا حدودی با محدودیت خرید مواجهه شدند. این اتفاق در بازار پوشک بچه هم پیش آمد.
آنچه در این بین اتفاق افتاده است تولید پول بدون هیچ پشتوانه ای توسط بانک جهانی است. تولید پول باعث بی ارزش شدن پول و افزایش قیمت‌ها و کاهش سطح کیفیت زندگی مردم است.

تفکر کمونیسم و سوسیالیسم

میخواهم هوش اقتصادی خود را پرورش دهم تا بتوانم تشخیص دهنده و تصمیم گیرنده حرفه ای باشم

صفحه تخصصی شم اقتصادی | ثبت نام در دوره شم اقتصادی

بحران‌ های عظیم تر از تریلیون

تصمیم غلطی که ریچارد نیکسون رئیس جمهوری وقت امریکا برای حل مشکلات انجام داد مشکلات را از میلیون دلاری به میلیارد دلاری و تریلیون دلاری تبدیل کرد. به واسطه این اتفاق جامعه جهانی تا سال ۲۰۲۰ سمت بحران‌ های عظیم تر از تریلیون دلار خواهد بود و ثبات جهانی را تهدید می کند.
آنچه در این بین از کارکرد شم اقتصادی برای من ارزش دارد این است که از تجربه جهانی درس بگیریم. داشتن این علم به ما کمک می کند، نسخه امروز ایران در بسیج شدن برای تولیدات قابل صادرات و تلاش برای ورود توریسم خصوصا توریسم پزشکی ارزش افزوده فراوانی نصیب عامه مردم شود. بازاری که بیش از ۷ میلیارد دلار ظرفیت خالی دارد.
۷ میلیارد دلار تقریبا معادل ۱۵درصد درآمد نفتی کشور است. میزان اشتغال، رفاه و پیشرفتی که این عدد می تواند هر ساله ایجاد کند را خودتان حساب کنید. اندکی فکر کنید مهم این است ما موش نباشیم که به فیل حمله می کند. کسب این دانش مالی باید در اولویت های زندگی هر فردی باشد.

بحران‌ های عظیم تر از تریلیون

نوشته هوش مالی ناجی بحران های پیش رو اولین بار در ثروت آفرینان. پدیدار شد.