چطور می‌توان ضمیر ناخودآگاه خود را برای رسیدن به اهداف غیرممکن آماده کرد؟

زیگموند فروید، پدر روانشناسی در سال 1893 اولین کسی بود که ضمیر ناخودآگاه را شناسایی کرد – فروید می‌گفت :

ضمیر ناخودآگاه یک همکار بی‌صدا است که در همه کارها،
تفکرات و عقاید با ما شریک است !

او فکر می‌کرد که ضمیر ناخودآگاه مخزنی است که فکرها، عقاید و رفتارهای ما که تکرار می‌شوند؛ در ذهن ما درون آن قرار دارند. از آن پس دیگر محققان و دانشمندان شروع به کار روی نظریه فروید کردند و هرکدام تعریف خود را از ضمیر ناخودآگاه مطرح نمودند.

به هر حال جدا از بحث‌های مختلف دانشمندان؛ مهم این بود که همه در وجود و مدل کارکرد ضمیر ناخودآگاه اتفاق نظر داشتند.

مغز و ذهن انسان مانند یک کوه یخ شناخته می‌شود، در حالی که چشم انسان قسمت بالای این کوه عظیم را می‌بیند. اما بخش اصلی و بزرگ‌تر آن در زیر آب است و دیده نمی‌شود.

به همین دلیل است که مردم فکر می‌کنند ما تنها از بخشی از مغز خود استفاده می‌کنیم و بخش اصلی آن بلا استفاده است.

این تعریف البته تا حدی غلط است.
انسان از تمام بخش‌های مغز خود به طور کامل استفاده می‌کند، اما میزان استفاده از آن‌ها و تسلطی که روی آن دارد بسیار کم است.

بر حال ماجرا درباره ضمیرناخودآگاه فرق می‌کند.
خوشبختانه ضمیر ناخودآگاه قابل دسترسی، آموزش و تمرین است؛ یعنی ما می‌توانید با روش‌های درست ضمیر ناخودآگاه خود را تمرین دهیم تا درنهایت به آن شکلی که ما انتظارش را داریم در بیاید.

«کلید رسیدن به غیرممکن‌ها در قدرت ذهن و آموزش ضمیر ناخودآگاه است»

 

» تغییر ضمیر ناخودآگاه«
چگونه از این قدرت شگفت‌انگیز
به نفع خودمان استفاده کنیم؟

پس تا اینجا شما متوجه شده‌اید که ضمیر ناخودآگاه یک چیز واقعی در ذهن شماست و فهمیدید که محرک‌ها چطور می‌توانند رویان تأثیر بگذارند و درنهایت به واقعیت‌های زندگی شما تبدیل شوند؛ اما همان‌طور که گفتیم ضمیر ناخودآگاه قابل دسترسی و تقویت است. اگر شما قصد رسیدن به هدفتان را دارید با ضمیر ناخودآگاه خود را تقویت کنید.

برای شناخت بهتر و اختصاصی‌تر ضمیرناخودآگاه و تمرینات کاربردی برای جذب ثروت، فراوانی و موفقیت، توصیه میکنم حتما دوره غیرحضوری مهندسی امواج ذهنی را مشاهده کنید، اما اگر خیلی خلاصه میخواهید به شما بگویم  در ادامه چند روش ساده و کاربردی برای این کار را به شما آموزش خواهم داد.

» تأثیر محرک‌ها بر ضمیر ناخودآگاه

اولین قدم برای تأثیر گذاشتن بر ضمیر ناخودآگاه محرک‌های متعارف هستند. افزایش آگاهی؛
وقتی شما نکات جدیدی را در زندگی یاد می‌گیرید. مثلاً کتابی می‌خوانید یا در یک رویداد علمی شرکت می‌کنید، این کار پیام‌های محرکی به بخش‌های از مغز شما ارسال می‌کند و سبب فعال‌تر شدن بخش‌های خاص مغز می‌شود.

این محرک‌ها و وقتی با تکــــــــــــــــــــرار روبرو می‌شود در مغز انسان به ناخودآگاه می‌رسند و سطح آن را بالا می‌برند، و همین ناخودآگاه شما می‌تواند ناگهان یک چالش را در زندگی شما بدون اینکه از قبل آن را تمرین کرده باشد حل کند.

این مدل تربیت ضمیر ناخودآگاه خطرناک است؛ چون مثلاً می‌توانند با سو استفاده از این تکنیک عده‌ای را برای قاتل شدن یا خرابکاری و …. آماده کنند بدون اینکه به او به طور مستقیم گفته باشند که تو باید قاتل شوی!!! اما به هر حال برای ما که می‌خواهیم این تمرین را برای خودمان انجام دهیم می‌تواند یک شیوه مثبت باشد. (مدل‌های بهتر برای تربیت رو از اینجا بخوانید)

بنابراین ضمیر ناخودآگاه شما می‌تواند به این صورت قدرتمند شود و به ابزاری برای رسیدن شما به اهدافتان تبدیل شود.

پس باید دقت کنید کتابی که می‌خوانید، سمیناری که شرکت می‌کنید، ورزشی که می‌روید، همه و همه در مسیر مخالف هدف اصلی زندگی‌تان نباشد زیرا بدون اینکه بدانید تأثیر نامطلوبی بر ضمیر ناخودآگاه شما می‌گذارد و در نهایت شما نمی‌توانید به هدفتان برسید و شاید هیچ‌گاه هم متوجه نشوید که دلیل اصلی‌اش قدرت ضمیر ناخودآگاه شما بوده.

 

» مدیتیشن، معجزه می‌کند

مدیتیشن به غیر از اینکه برای بدن و روح شما سلامتی به ارمغان می‌آورد، یکی از اولین روش‌هایی است که می‌توان با آن روی ضمیر ناخودآگاه تأثیر گذاشت. طبق تحقیقی که محققان با MRI روی مغز راهبان بودایی انجام می‌دادند دریافتند که این راهبه ها به دلیل آنکه سالیان سال مشغول مراقبه بودند، مغز آن‌ها به شدت فعال شده است.

علم جدید دریافته است که مدیتیشن یکی از بهترین روش‌ها برای سازماندهی مجدد اتصالات عصبی است؛
علاوه بر این برخی تحقیقات نشان می‌دهد که مدیتیشن می‌تواند نقش مهمی در شادی بخشی شما داشته باشد، همدلی را در شما افزایش می‌دهد و در نهایت شما را به حالتی سرشار از آرامش و یگانگی سوق می‌دهد. این تغییرات فوق‌العاده سبب ایجاد تغییرات فراوانی در خودآگاه و ناخودآگاه مغز شما خواهد شد.

امروزه در این دنیای پرسروصدا و پر هیاهو و پردغدغه، مدیتیشن نه تنها یکی از بهترین راه‌ها برای رسیدن به آرامش ذهنی و بدنی‌ست بلکه بسیاری از موفق‌ترین آدم‌های زمین آن را مانند ورزش برای بدن ضروری می‌دانند.

مدیتیشن دروازه‌ای است برای رسیدن به یک زندگی شاد همراه با
قدرت ذهنی فراوان و گامی مهم برای دستیابی به غیرممکن‌هاست.

برای یادگیری مدیتیشین و وارد شدن به وضعیت‌ذهنی آلفا یعنی دروازه اول ضمیرناخودآگاه حتما آموزش‌های دوره غیرحضوری مهندسی امواج ذهنی را مشاهده کنید.

» ضمیر ناخودآگاه خود را آموزش دهید

مردم از طریق تجربه‌های زندگی خود به بلوغ و آگاهی می‌رسند حتی اگر از آن‌ها آگاه نباشند. مانند چیزهایی که والدین ما در طول مدت بزرگ شدنمان به ما یاد می‌دهند. اشتیاق، غم، اندوه، رنج، شادی یا حتی نفرت چیزهایی هستند که مانند معلم دائماً به ما داده‌های آموزشی می‌دهند.

تمام رفتارهای که در زندگی انجام می‌دهیم توسط ضمیر ناخودآگاه دریافت شده و ذخیره می‌شوند. مثلاً اگر در زمان افسردگی دائماً رفتار خشونت‌بار از خودمان نشان دهیم، این عمل به عنوان یک اصل در ضمیر ناخودآگاه ما نهادینه می‌شود. برای همین است که چیزهایی برای ما تا همیشه باقی می‌ماند.

مثلاً همه بچه‌ها در کودکی از تاریکی می‌ترسند اما در بزرگ‌سالی این ترس از بین می‌رود. اما اگر یک نفر در کودکی، در تاریکی یک آسیب جدی دیده باشد در بزرگ‌سالی نیز همیشه آن ترس را با خود خواهد داشت. این درواقع تجربه‌ای است که ضمیر ناخودآگاه دریافت کرده و برای هر موقع تاریکی از آن استفاده می‌کند تا شما را محافظت کند.

مثلاً گوش دادن یک آهنگ، یا شنیدن یک کلمه ناگهان می‌تواند ذهن شما را به یاد یک واقعه بی اندازد و حال و هوای شمارا خوب یا بد کند.

بدترین دشمن هر انسانی می‌تواند ترس باشد که می‌توانید در این مقاله راه مبارزه‌ی کامل با آن را یاد بگیرید.

پس حالا باید اهمیت آموزش دادن به ضمیر ناخودآگاه را متوجه شده باشید. باید سعی کنید:
افکار، احساسات و تفکراتی که برای شما مفید است را دائم تکرار کنید تا در ضمیر ناخودآگاه شما جای بگیرد.

سعی کنید تجربه‌های عملی مفید داشته باشید، به سفر بروید، به دیگران کمک کنید، در کلاس‌های آموزشی شرکت کنید و …. درواقع هر کاری که در مسیر هدف شماست باید انجام دهید تا ضمیر ناخودآگاه شما آن را به عنوان یک باور در خود ذخیره کند و از آن استفاده کند. شروع آموزش دادن ضمیر ناخودآگاه برای شما سخت خواهد بود، پس سعی کنید از یک روانشناس خوب در ابتدای راه کمک بگیرید.

شما کافی است هدف‌های خود را به او بگویید تا او هم روش‌های مناسب آموزش دادن ضمیر ناخودآگاه را به شما آموزش دهد.

 

» ضمیر ناخودآگاه همه کاره است

در پایان باید گفت که ما به عنوان یک گونه زنده که در این جهان زندگی خود را از هزاران سال پیش آغاز کردیم، نه قوی‌ترین بودیم و نه سریع‌ترین، چیزی که ما انسان‌ها را از دل هزاران سختی و رویداد تاریخی برخلاف باقی موجودات زنده نگاه داشت قدرت تفکر ما بود.

چیزهای که یاد می‌گرفتیم باهم در ضمیر ناخودآگاه ما جمع می‌شود و به همراه تفکرات آگاهانه یک ابزار جدید را برای بهتر شدن وضعیت حیات ما رغم می‌زدند. نقش ضمیر ناخودآگاه در زندگی روتین انسان بیش از 90% است و در ایجاد خلاقیت‌ها به بالای 60% می‌رسد.

همین چیزهای کوچکی که یادمیگیریم، مطالبی که می‌خوانیم و حرفی که با دوستمان می‌زنیم در ضمیر ناخودآگاه ما به یک اصل تبدیل می‌شود و روزی ممکن است جان ما را نجات بدهد. اگر شما به دنبال کارآفرینی، موفقیت و حتی رسیدن به هدف‌های ناممکن هستید باید بدانید که مسیر چنین راهی، فقط و فقط از تقویت ضمیر ناخودآگاه می‌گذرد.

ضمیر ناخودآگاه قدرت بی‌نهایتی در اختیار شما قرار می‌دهد، برای شما تصمیم‌گیری می‌کند و شما را به جلو هدایت می‌کند. این بخش از مغز نمی‌گذارد شما از هدف دور شوید و دائم شما را در مسیر نگاه می‌دارد. پس اهمیت تقویت آن بیش از هر چیز جانبی برای موفقیت است.


» چطور افکار قدرت جذب ثروت و فراوانی دارند؟
»
چطور با نیروی فکر روابط خوب و پایداری با دیگران ایجاد کنیم؟
» چطور با نیروی فکر احساس شادی و لذت و خوشبختی را دوباره وارد زندگی کنیم؟
» چطور افکار قدرت درمان تمام بیماری‌های فیزیکی و روحی را دارند؟
» چطور افکار قدرت این را دارند تا رفتار و شخصیت دیگران را نسبت به ما تغییر دهند؟
» چطور افکار ما بر روی محیط تاثیرگذار است و باعث تغییر آن میشود؟

در این دوره‌ی آموزشی یاد بگیرید چطور با مهندسی امواج ذهنی ثروت، سلامتی و موفقیت را در سریع‌ترین حالت ممکن وارد زندگی کنید.

ثبت نام در دوره


در همین زمینه بخوانید:

  • از ضمیر ناخودآگاه تان استفاده کنید و امپراتور زندگی‌تان باشید !
  • اگر از قدرت ذهن‌ انسان ها خبر داشتید آنرا با 100 میلیارد معاوضه‌ نمی‌کردید!
  •  رابطه‌ی سپاسگزاری و خلق ثروت، مستقیم یا معکوس ؟
  • چطور میتوانید در ذهن تان بمب اتم انرژی زا بسازید؟

The post چطور می‌توان ضمیر ناخودآگاه خود را برای رسیدن به اهداف غیرممکن آماده کرد؟ appeared first on سوخت جت.

آیا واقعا درآمدتان کم است یا نمی‌دانید چطور آنرا هوشمندانه مدیریت کنید؟

طبق باور عمومی مردم پول همیشه به سختی به دست می‌آید و به آسانی از دست می‌رود؛ چون اینطوری به نظر میرسد که ما در طول یک ماه تلاش فراوانی برای کسب درآمد انجام می‌دهیم اما مدیریت حقوق ماهیانه را کمتر کسی به صورت اصولی می‌داند.

اغلب اوقات اینطور است که حقوق‌مان را خیلی فوری خرج می‌کنیم و در آخر هم پشیمان هستیم. معمولاً هوس خرید و هزینه کردن بسیار قوی است و خیلی سخت می‌شود جلوی آن را گرفت.

درست است که ما پول درمیاوریم که آن را برای رفاه خود خرج کنیم اما اگر نتوانیم هوشمندانه و با برنامه‌ریزی این کار را انجام دهیم، زندگی ما با مشکل مالی روبه‌رو خواهد شد.

» روش هوشمند مدیریت حقوق ماهیانه « 

فقط میزان درآمد مهم نیست، شما می‌توانید با روش‌ها و ترفندهایی در مدیریت مالی پول خود موفق‌تر باشید. پس باید هنر پول خرج کردن را یاد بگیرید تا بی‌گدار به آب نزنید. در ادامه مطلب با سوخت جت همراه باشید تا روش‌هایی برای بهبود وضعیت مدیریت مالی به شما ارائه دهیم.

» اهداف مالی خود را تنظیم کنید

شما کار می‌کنید و احتمالاً سر ماه یک درآمد حدوداً مشخص دارید. اولین قدم در مدیریت مالی این است که بدانید چه اهداف مالی با اولویت بالا در زندگی خود دارید. مثلاً آیا شما می‌خواهید بدهی‌های خود را پرداخت کنید؟ برای خرید یک ماشین یا خانه پول جمع می‌کنید؟ آیا فقط به دنبال پول درآوردن هستید؟ یا چند گزینه دیگر.

به هر حال شما باید فهرستی از 5 اولویت اول خود را با توجه به اهمیت آن‌ها تهیه کنید تا بتوانید اولین قدم در تنظیم مدیریت مالی را برداشته باشید

» به درآمد ماهیانه خود نگاه کنید

درآمد ماهیانه خانواده شما چقدر است. یعنی شما و همسرتان یا حتی فرزندانتان چقدر پول در میاورید؟ بررسی کنید که درآمد شما آیا ثابت است یا اینکه با کارهایی قابل افزایش می‌باشد. به هر حال یک متوسط و میانگین از پولی که می‌توانید حداقل هر ماه درآورید را مشخص کنید.

قاعدتاً برنامه‌ریزی شما نباید لبه به لبه باشد.
یعنی مثلاً اگر 5 میلیون تومان درآمد دارید نباید برای هزینه کرد 5 میلیون تومان برنامه بریزید. چو همیشه اتفاقات غیر منتظره‌ای در زندگی پیش می‌آید که هزینه‌های غیرقابل محاسبه‌ای را ایجاد می‌کند. طوری برنامه ریزی مالی کنید که حداقل 1 میلیون تومان از پول خرج نشود.

» هزینه‌های همیشگی را در اولویت بگذارید

قبل از اینکه برای پول خود نقشه بکشید اول هزینه‌های همیشگی و ضروری را انجام دهید. مانند اجاره خانه، پرداخت وام و هزینه تحصیل فرزندتان. یا هزینه‌های دیگری مثل قبوض و پول رفت‌وآمد خودتان و فرزندانتان به مدرسه و محل کار

» کشف هزینه‌های مخفی، ردیابی پول

حالا وقت آن رسیده که هزینه‌های غیرضروری را کشف کنید. معمولاً دیده‌اید که مثلاً صبح یک روز 100 هزار تومان پول همراهتان داشتید اما شب به 20 هزار تومان رسیده. و این جمله معروف را میگویید که نمی‌دانم پولم چه می‌شود. این اتفاقی است که برای همه ما می‌افتد. اما راه حل بسیار آسان است.

ابتدا یک دفترچه جیبی یا یک نرم افزار یادداشت در موبایل خود قرار دهید.
حالا شروع به نوشتن کنید. هر هزینه کوچک و بزرگی که از صبح تا شب انجام می‌دهید را بنویسید. این کار را بهتر است همه اعضای خانواده انجام دهند. بعد آخر ماه هزینه‌ها را به تفکیک محاسبه کنید. مثلاً شما عادت دارید هر روز صبح یک قهوه 3 هزار تومانی می‌خورید.

قبل از یادداشت اصلاً توجهی به هزینه آن نداشتید اما در آخر ماه می‌بینید که حدود 90 هزار تومان فقط قهوه خورده‌اید و این عدد به چشمتان می‌آید.

یا هر روز عصر با دوستان یک ساندویچ 5 هزارتومانی می‌خورید. بعداً می‌بینید در یک ماه 150 هزار تومان فقط ساندویچ با دوستان خود خورده‌اید. اینجاست که تازه کم کم خواهید فهمید پول شما چه می‌شود. اگر خوب هزینه ماهانه خودتان و خانواده‌تان را پیگیری کنید می‌بینید که یک سوم درآمدتان بیهوده هدر رفته است و می‌توانستید با پس‌انداز آن در آخر هر ماه مبلغ قابل توجهی را ذخیره کنید.

 

» حساب پس‌انداز جدا و غیر قابل دسترس داشته باشید

یکی از کارهای مهم در مدیریت مالی، پس انداز کردن پول است. مهم نیست که ماهی 50 هزار تومان باشد یا 500 هزار تومان. مهم این است که حتماً این عادت را داشته باشید. اما برای اینکه این کار را بهتر انجام دهید نباید پول خود را در همان کارتی ذخیره کنید که از آن به صورت روزانه خرج می‌کنید.

در واقع بهتر است که یک حساب بلند مدت باز کنید که کارت بانکی هم نداشته باشد و درآوردن پول از آن سخت باشد. این بهترین راه است که جلوی وسوسه شما برای هزینه کردن بیخودی را می‌گیرد.

اگر پس‌انداز شما با هدف‌های سرمایه‌گذاری باشد که واقعاً معرکه است. مثلاً بانک مسکن حسابی دارد که مثلاً در آن ماهیانه 200 هزار تومان به بالا می‌گذارید و به محض رسیدن به 30 میلیون به شما 100 میلیون وام مسکن می‌دهد. این حساب طولانی مدت برای فرزندانتان بسیار مفید است تا از سن کم شروع به پس‌انداز کنند و در نهایت با کمک شما بتوانند یک وام مسکن خوب دریافت کنند.

یا پس‌انداز در حساب بورس، شما می‌توانید پول خود را به کارگزاری‌ها برای خرید سهام بدهید و هر ماه بخشی دیگر از ذخیره پولتان را به آن اضافه کنید. در نهایت شما هم پول خود را پس‌انداز کرده‌اید و هم سرمایه‌گذاری انجام داده‌اید که برایتان سود آورد است.

وارن بافت یکی از ثروتمندترین افراد دنیاست و ما یک مقاله در مورد درس‌های سرمایه‌گذاری وی برایتان آماده کرده‌ایم: وارن بافت و 51 درس مهم زندگی و سرمایه گذاری.

یا خانم‌ها معمولاً بهتر است بجای خرید لباس و … به خرید طلا روی بیاورند. هم وسیله‌ای زینتی است که می‌توانند از آن استفاده کنند. هم به نوعی پس‌انداز پول است که در طول مدت زمان قیمتش بالا رفته و اصطلاحاً سود خواهید کرد.

 

» پرداخت بدهی‌ها را در اولویت خود بگذارید

یکی از مهم‌ترین مدل‌های مدیریت مالی این است که پرداخت بدهی‌ها را در اولویت بگذارید. اگر بدهی‌های شما از نوع بانکی باشند که با دیرکرد آن‌ها باید جریمه هم بپردازید. بدی‌های خود را اولویت‌بندی کنید. بدهی بانکی، دانشجویی، بدهی به دوستان و …. ببینید کدام مهم‌تر است، کدام کم‌تر و کدام را می‌توانید زودتر تسویه کنید. یک برنامه منظم برای پرداخت بدهی‌ها به صورت ماهانه داشته باشید تا بتوانید طی برنامه‌ریزی آن‌ها را کاهش دهید.

مقاله‌ای که حتما باید بخوانید: رابرت کیوساکی هوش مالی شما را افزایش میدهد این 3 درس ساده اما پولساز را از او یاد بگیرید.

» هزینه پول به صورت هوشمندانه

اما همیشه نمی‌شود پس‌انداز کرد، یا بدهی‌ها را داد. بلکه شما مجبور هستید که بخشی از پول را برای نیازهایتان و یا حتی روحیه‌تان هزینه کنید. این قانونی است نانوشته که همیشه باید عملی شود.

اگر شما خوب خرید نکنید انگیزه کار برای کسب درآمد نیز در شما از بین خواهد رفت. اما چه بهتر که پول خود را به صورت هوشمندانه و بدون عجله خرج کنید. هزینه پول به صورت هوشمندانه یعنی همان خرید را به گونه‌ای انجام دهیم که هزینه کمتری برای آن بپردازیم.

مثلاً معمولاً ما همیشه از یک فروشگاه که اصطلاحاً با آن آشنا شده‌ایم خرید می‌کنیم. لباس‌ها و کفشمان را از آنجا می‌خریم و راضی هستیم. اما این بار سعی کنید به سراغ فروشگاه‌های بیشتری بروید، یا حتی به وب سایتهای آنلاین مراجعه کنید.

اگر شما دایره فروشگاه‌های خود را گسترش دهید خواهید دید که اجناس جدید با هزینه‌های مناسب‌تری پیدا می‌کنید. مثلاً اگر سبزیجات خود را همیشه از مارکت نزدیک خانه خود می‌خریدید. این بار جمعه به میدان میوه و تره‌بار شهر بروید. در آنجا حتماً قیمت‌ها نصف خواهد بود.

یا برای خرید لباس می‌توانید به قسمت‌های پایین شهر بروید. شاید در پیدا کردن جنس مورد نظرتان کمی مشکل پیدا کنید اما قیمت‌ها کاملاً متفاوت خواهد بود.

یا از وب سایت‌های مختلف فروشگاهی استفاده کنید. هزینه و محصولات آن‌ها را باهم مقایسه کنید و بهترین قیمت را کشف کنید. تجربه شخصی خود من از خرید اینترنتی نشان می‌دهد که توانسته‌ام با هزینه نصف، اتفاقاً محصولات بیشتری بخرم.

خرید دسته دوم هم می‌تواند کمک فراوانی به شما کند؛
مثلاً در برخی از لوازم مانند خرید کولر، میز، بخاری و …. که می‌توان از نوع دست دوم آن استفاده کرد هم فوق العاده است. این کار حتی در اروپا هم انجام می‌شود و بازارهای اینترنتی و محلی برای تبادل اجناس دسته دوم بین مردم وجود دارد.

در پایان باید گفت که اولین قدم شما در مدیریت هوشمند پولتان باید این باشد که همه چیز را یادداشت کنید.
مانند یک حسابدار. این کاری است که بیشتر ایرانیان انجام نمی‌دهند. تا زمانی که ما این کار را نکنیم متوجه نخواهیم شد که در کجای کار قرار داریم.

بعد از یادداشت باید هزینه‌های خود را آنالیز کنید و بعد از آنالیز به سمت هزینه کردن هوشمندانه بروید. با همین روش ساده شما خواهید دید که حداقل نیمی از هزینه‌های که در ماه انجام می‌داده‌اید کم شده است و پول بیشتری با همان میزان کار قبلی برایتان باقی‌مانده است.


در همین زمینه بخوانید :

  • چطور کارآفرین شویم و واقعا کسب‌وکارمان را راه‌اندازی کنیم؟
  • راهنمای تبدیل شدن به دستگاه چاپ پول (که بانک مرکزی و دانشگاه به شما نمی‌گویند)
  • ترس از ثروتمند شدن؛ دلیل شماره یک پولدار نشدن‌تان است
  • پول چیست و چطور کار میکند؟ تمام آنچه راجع‌به پول میخواهید بدانید
  • برای داشتن درآمدی چند برابر میانگین جامعه به این 10 طرزفکر راجع‌به پول نیاز دارید

The post آیا واقعا درآمدتان کم است یا نمی‌دانید چطور آنرا هوشمندانه مدیریت کنید؟ appeared first on سوخت جت.

مغز مارمولکی، مغز میمونی و مغز امپراتوری‌ساز – کدام‌یک از این سه‌ بخش بر زندگی‌تان حکومت می‌کند؟

هر چیزی یک نقطه شروعی دارد، مثلاً لامپ در سال در سال 1800 توسط ادیسون، در سال 1876 تلفن توسط گراهامبل یا اولین طرحی که داوینچی از تانک کشید. وقتی به صورت سطحی به اختراعات یا کمپانی‌های بزرگ نگاه می‌کنیم یک تاریخ و یک فرد را آغازگر آن می‌بینیم، فارغ از آنکه همه چیز به یک پله عقب‌تر برمی‌گردد. به نقطه آغازی نامرئی که با چشم دیده نمی‌شود؛ مغز انسان .

به دورانی قبل از شروع، به تخیل و در نهایت به ذهن. باید گفت شروع همه چیز در ذهن است. از لیوانی چایی که قرار است به نوشید تا تأسیس بزرگ‌ترین کمپانی جهان، قبل از هر حرکت فیزیکی، خواست انجام آن در ذهن شما شکل می‌گیرد.

اما ذهن چیست؟
برای بیشتر ما ذهن جایی است که بر اساس اطلاعاتی که قبلاً از طریق منابع خارجی در اختیارش قرار دادیم، کمک می‌کند تا تصمیم گیری‌هایی انجام دهیم. یک کار ساده و کافی. اما همین ذهنی که ما به صورت مکفی از آن کار می‌گیریم. می‌تواند به اندازه‌ای باورنکردنی، شگفت انگیز و غیرقابل پیش‌بینی باشد.

این جهش‌ها به خاطر آن است که مغز انسان دائماً تمایل به این نکته دارد که چیزهای اطراف را بهتر و کامل‌تر کند تا خودش راضی‌تر شود.

اما زمانی که متوجه می‌شویم ذهن ما در هماهنگی کامل با خود ما نیست، وضعیت مغز کمی پیچیده می‌شود، مثلاً در طول روز یا در رویدادهای مختلف زندگی، بخش‌های مختلفی از مغز هستند که به تناوب فعال و غیر فعال می‌شوند و چنین حرکات متفاوتی از مغز است که ذهنیت انسان نسبت به رویدادها را تغییر می‌دهد و یا نمی‌خواهد آن‌طور که هستند آن‌ها را بپذیرد.

درواقع ما فکر می‌کنیم که مغز ما یک ارگان واحد و متحد است درحالی‌که اصلاً چنین نیست. در واقع مدل‌های مختلفی از نوع فکر کردن در مغز انسان‌ها وجود دارد که ممکن است با گذر زمان تغییرات فراوانی کنند.

مغز انسان از چه بخش‌هایی تشکیل شده؟
و کدام بخش بر زندگی‌تان حکومت می‌کند؟

اگر بخواهید هر تغییر در زندگی و کار خودتان ایجاد کنید یا اینکه تصمیم داشته باشید با یک حرکت انقلابی تبدیل به یک کارآفرین نمونه بشوید و یا حتی همه چیز را رها کنید و به دنبال آرزوی خود بروید. در ابتدا باید روی مغز و ذهن خود کنترل داشته باشید، چون همان‌طور که گفته شد همه چیز از ذهن شما آغاز می‌شود و همه چیز در آنجا شکل می‌گیرید.

پس امروز جای خوبی را برای شروع انتخاب کرده‌اید در این مقاله می‌توانید مغزتان را بسیار بهتر بشناسید.

شما دسترسی کامل به این محتوا را ندارید چون هنوز عضو ویژه سوخت جت نشدید !

تصمیم گرفتم عضو ویژه شوم

عضویت ویژه برای کاربران حرفه‌ای است :

اعضای ویژه سوخت جت با تهیه حق اشتراک ماهیانهسالیانه در کنار محتوایی که کاربران عادی رایگان دریافت میکنند، محتوایی بیشتر و اختصاصی تر دریافت میکنند مثلِ :
  • خلاصه کتاب های پرفروش روز دنیا – لینک
    کتاب های پرفروش آمازون و نیویورک تایمز به زبان فارسی خلاصه شده و انیمیشین
  • سوخت جت هفتگی
     هر هفته تقریبا یک ویدیو یا فایل اختصاصی و سوپرایز برای دانلود – لینک
  • مقالات اختصاصی
    هر هفته سه مقاله ویژه در کنار 1300 مقاله آرشیو ـ لینک
  • فایل های ضمیمه دوره های صوتی
    تمرین، کتاب و … هر جلسه از سری دوره های آموزشی #صفرتاصدویک – لینک
  • آرشیو پادکست های اختصاصی
    بیش از 20 فایل صوتی اختصاصی – لینک
  • تخفیفات ویژه فروشگاه
    برای خرید محصولات فروشگاه سوخت جت با قیمت استثنایی – لینک

تصمیم گرفتم عضو ویژه شوم !

عضویت ویژه پروژه سوخت جت









مدت اشتراک عضویت ویژه تان را انتخاب کنید :

  • یـک سالـه
  • 430,000 تومان
  • 360 روز
  • 35% تخفیف
  • شش ماهه
  • 219,000 تومان
  • 180 روز
  • 35% تخفیف
  • سه ماهه
  • 119,000 تومان
  • 90 روز
  • 20% تخفیف
  • یک ماهه
  • 49,000 تومان
  • 33 روز
  • 3 روز هدیه





در همین زمینه بخوانید:

  • به کمک این سه تکنیک‌ میتوانید عملکرد مغزتان را 10 برابر کنید
  • وقتی با خودتان صحبت میکنید، این اتفاق غیرمنتظره در مغزتان رخ میدهد
  • راست مغز هستید یا چپ مغز؟ به کمک این تصاویر خیلی سریع بفهمید
  • چطور فریب حقه های ذهنی را نخوریم؟ 8 حقه ای که مغز برای فریب دادن ما استفاده میکند

The post مغز مارمولکی، مغز میمونی و مغز امپراتوری‌ساز – کدام‌یک از این سه‌ بخش بر زندگی‌تان حکومت می‌کند؟ appeared first on سوخت جت.

تاثیر باورنکردنی یادگیری ساز موسیقی در موفقیت شما در زندگی را میدانید؟

مطالعات زیادی توسط محققان انجام شده که نشان می‌دهد رابطه موسیقی با موفقیت یک چیز کاملا ثابت‌ شده است و در جنبه‌های مختلف زندگی این رابطه وجود دارد. شاید در وهله اول فکر کنید که این‌ها به هم مربوط نیستند و از این رابطه متعجب شوید.

اما گفته می‌شود در هنگام یادگیری موسیقی جنبه‌هایی مختلف
و حیاتی از کارآمدی مغز به کار می‌افتند که می‌تواند به شما در حل مسائل مختلف کمک کند !

درواقع مردم عادی فکر می‌کنند که موسیقی یک چیز صرفاً سرگرم کننده است و باید آن را گوش کرد و از شنیدنش لذت برد. اما زمانی که شما شروع به یادگیری آن می‌کنیم، متوجه خواهید شد که تا به حال اشتباه فکر می‌کردید.

در واقع ذهن و مغز شما در دنیای کاملاً جدید قدم خواهد گذاشت و مجموعه‌ای از استعدادهایی که تا کنون درون شما مخفی مانده است را فعال می‌کند. در واقع مهارت‌هایی وجود دارد که می‌تواند به وسیله یادگیری موسیقی در شما تقویت شود.

در واقع ما در تمام مسیر زندگی‌مان به آموزش‌های مختلف نیاز داریم؛
اثری که آموزش بر برخی توانمندی‌های ما به صورت مستقیم و غیر مستقیم می‌گذارد غیرقابل انکار است، اما به طور اختصاصی در زمینه موسیقی امروز قصد داریم صحبت کنیم تا شما بتوانید با فواید یادگیری آن و تأثیری که بر عملکرد شما می‌گذارد آشنا شوید.

 

» تقویت اعتماد به نفس در ایجاد خلاقیت

وقتی آموزش را شروع می‌کنید مانند کودکی هستید که تازه می‌خواهد راه برود، اوایل این کار برایتان سخت خواهد بود.
معمولاً صدای ناهنجاری از ساز شما بیرون می‌آید و حتی اطرافیانتان شاید از تمرین زیاد شما کلافه شوند؛ اما آهسته آهسته همه چیز عوض می‌شود، وقتی شما تمرین می‌کنید کم کم صدای موسیقی‌تان دل نشین تر می‌شود و می‌تواند یک نت را بنوازید.

کم کم حرکات شما منجر به این می‌شود که یک موسیقی نواخته شود.
حس اعتماد به نفس در شما به وجود می‌آید. حالا می‌توانید برای خانواده‌تان یک آهنگ را بزنید. وقتی به پشت سرخود نگاه می‌کنید می‌بینید که شما از هیچ به نواختن یک موسیقی رسیده‌اید.

حس اعتماد به نفس در ایجاد یک کار هنری خلاقانه به شما دست می‌دهد. این حس را فقط باید درک کرد و از آن لذت برد. زیرا توضیح آن در کلمات بسیار سخت است.با یادگیری موسیقی شما مفهوم جدیدی از آن را به مغزتان معرفی می‌کنید.

بخش خلاقیت در مغز شما گسترش پیدا می‌کند و اعتماد به نفستان را از توانای انجام کارهای جدید افزایش می‌دهد.

در تعجبم که موسیقی چطور می‌تواند بدون اینکه حتی کله‌ای داشته‌ باشد،
ترس، خنده، عشق و آرزوهای ما را تحریک کند

Jane Swan
ناریخ‌دان و نویسنده آمریکایی

 

» حس بهتری از ریتم به ما می‌دهد

زمانی که شما در حال خواندن یا نواختن هستید، مهم‌ترین چیز حفظ ریتم صحیح است. در واقع یکی از مهم‌ترین بخش‌های آموزش موسیقی این است که شما چطور روی ریتم بنوازید و خط حرکتی خود را روی آن حفظ کنید. مخصوصاً زمانی که شما همراه با چند موزیسین دیگر در حال نواختن یک قطعه موسیقی هستید؛

در این لحظه مغز شما هم باید دست شما را با ریتم هماهنگ کند، هم آن را کنترل کند که درست بنوازد و هم باید با دیگران همراه باشید؛ این چیزی است که در زندگی شما نیز وجود دارد، مدیریت زمان در انجام کارها و حرکت در مسیر اصلی به همراه دیگر کارمندان یک مجموعه در واقع همان حفظ ریتم است.

به عنوان یک موزیسین شما یاد می‌گیرید که چطور مسیر را دنبال کنید، در هر حالتی در مسیر بمانید و از زمان خود بهترین استفاده را ببرید؛ شما جز کسانی هستید که نمی‌توانند چندین کار هم‌زمان را انجام دهند؟ حتی اگر چنین مشکلی دارید باید مغز خود را تقویت کنید و بهترین راه برای بهبود عملکرد مغز در انجام چند کار هم‌زمان، یادگیری موسیقی است.

 

» افراد توانا در زمینه موسیقی IQ بالاتری نیز پیدا می‌کنند

بخشی از میزان iQ یک امر ژنتیکی است. اما همه مردم می‌توانند با تمرین و آموزش سطح IQ خود را افزایش دهند. بهترین کار آن است که از کودکی بچه‌های شما در کلاس‌های آموزش موسیقی و زبان حضور داشته باشند.

در این زمینه مقاله‌ی «بزرگترین پروژه‌ی تحقیقاتی که ثابت کرد IQ هیچ تاثیری در موفقیت ندارد» را بخوانیدچونیک مطالعه درباره مغز کودکان ثابت کرده است که بچه‌های که در حال آموزش موسیقی هستند به سرعت فعالیت‌های مغزی آنها رو به بهبودی می‌گذارد و در آینده از IQ بالاتری برخوردار خواهند بود.

در واقع آموزش موسیقی آنهم از دوره کودکی کمک می‌کند که مغز کودک به شدت درگیر فعالیت‌های خلاقانه‌ای شود که در افراد عادی حتی تا زمان بزرگ‌سالی می‌تواند غیرفعال باقی بماند.

در واقع آموزش موسیقی مانند یک باشگاه پرورشی برای مغز شماست
که بهترین تمرین‌ها را برای مغزتان ارائه می‌دهد.

 

» تقویت مهارت مدیریت زمان بهتر

در دوره آموزش موسیقی شما باید زمان خود را به یادگیری و تمرین اختصاص دهید. حالا شما درک بهترین در اهمیت مدیریت زمان به دست خواهید آورد. زمانی که برای تمرین می‌گذارید و زمانی که برای انجام دیگر کارها باید اختصاص دهید.

در واقع شما در مراحل یادگیری موسیقی اولین چیزی که یاد می‌گیرید نظم است.
داشتن نظم با مدیریت زمان رابطه کاملاً مستقیم دارد. نظم در موسیقی از فاصله کوتاه اجرای نوت ها تا فاصله‌های منظم در اجرای شما گسترده است و همه این‌ها فقط با مدیریت زمان آن‌هم در حد ثانیه‌ها امکان‌پذیر است.

اگر فکر می‌کنید کلی کار دارید اما نمی‌توانید هیچ‌کدام‌شان را انجام دهید حتما مقاله‌ای که در این لینک در دسترس است را بخوانید.

کلید موفقیت در گذراندن زمان نیست، بلکه در سرمایه‌گذاری بر روی زمان است

دکتر استفان کاوی
نویسنده و مدیر برجسته‌ی آمریکایی

»‌ تقویت قدرت کنترل فردی روی خود

وقتی شروع به یادگیری موسیقی می‌کنید خواهید فهمید که به آن راحتی‌ها که فکر می‌کردید نیست. شما واقعاً نیاز دارید که تمام تمرکز ذهنی خود را روی آن متمرکز کنید.

مغز شما باید برای یک کار کاملاً جدید آماده شود و این کار با یادداشت برداری محقق نمی‌شود. بلکه باید یک کنترل جدید روی ذهن و اندام شما که می‌خواهد موسیقی را بنوازد به وجود آید. چیزی که تا قبل از این نبوده.

در موسیقی دست و ذهن شما با هم هماهنگ می‌شود تا بتواند یک صدای زیبا از سازتان بیرون بیاورد. اگر شما با یک گروه بنوازید هم باید بتوانید خودتان را با آن‌ها هماهنگ کنید.

به هر حال کنترل روی عملکرد خود یکی از مهم‌ترین چیزهایی است که به طور ناخودآگاه در طول دوران یادگیری موسیقی در شما تقویت می‌شود. و خودکنترلی یکی از مهم‌ترین ارزش‌هایی است که هرکس برای موفقیت در کل زندگی خود نیاز دارد.

دریایان باید گفت که شما از زمانی که موسیقی یاد بگیرید و چند سال برای نواختن یک ساز زمان بگذارید، حتماً با گذشته خود به طرز فراوانی فرق کرده‌اید. شاید در گذر زمان شما متوجه این تفاوت نباشید اما اطرافیان که شما را می‌شناسند حتماً این تغییر را در شما خواهند دید.

همه چیزهایی که در مسیر موفقیت نیاز دارید و فاکتورهایی که شما را فرد بهتری در انجام کارها می‌کند، در مسیر یادگیری موسیقی وجود دارد.

بخصوص که اگر این مهارت را از کودکی بیاموزید حتماً در رشد شما تأثیر بزرگی خواهد داشت.


در همین زمینه بخوانید:

  • چرخه زندگی، قاتلی که شما را آرام آرام می‌کشد اگر به فکرش نباشید
  • استراتژی اقیانوس آبی – مهارتی برای پیروزی بدون رقابت سخت
  • استراتژی IBM برای اینکه همیشه اولین و تنها انتخاب مشتری باشید
  • سریع ترین روش یادگیری مهارت جدید حتی وقتی سرتان خیلی شلوغ است

The post تاثیر باورنکردنی یادگیری ساز موسیقی در موفقیت شما در زندگی را میدانید؟ appeared first on سوخت جت.

تابلوی کائنات

تابلوی کائنات

تابلوی آرزوھا تکنیکی بسیار قدرتمند و البته ساده و راحت است که به راحتی می‌توانید آن را متناسب با آرزوها و اهداف خود بسازید. این تکنیک می‌تواند زندگی را جادویی و غیر قابل باور کند!

تخته آرزوها ابزاری است برای شفاف سازی، آگاهی و متمرکز ماندن بر هدف هایی که در زندگی دارید.

در حقیقت، این تخته نماینش دهنده چیزهایی است که در زندگی خواهن داشتنشان هستید، گاه نیز نمودی از فردی است که می خواهید به آن تبدیل شوید یا حتی کارهایی که دوست دارید در زندگی تان انجام دهید.

اما درست کردن تابلوی آرزوها چه فایده ای دارد؟

تک تک انسان ها در طول روز مشغله های فراوانی دارند و مدام با چیزهایی بمباران می شوند که حواسشان را پرت می کند؛

اما تخته آرزوها باعث می شود که شما:

  • رؤیای خود را مشخص کنید و آن را روشن و شفاف سازید.
  • عبارات تأکیدی روزانه خود را بیشتر تکرار کنید.
  • توجه و فعالیت ذهنی تان را بر اهدافتان متمرکز کنید.

 

اگر بخواهید روزتان را با نگرشی مثبت آغاز کنید، کار چندان دشواری نیست؛ اما وقتی از رختخواب بیرون می آیید و روزتان را شروع می کنید،

این نگرش ها و خواسته ها به سرعت زیر فشار کارها و چالش های روزانه به دست فراموشی سپرده می شوند!

حال با وجود این همه مشغله ذهنی و حواس پرتی چطور می شود بر هدف یا خواسته ای واحد متمرکز ماند؟ مشخص است: با استفاده از تخته آرزوها !

مهم نیست چه اتفاقاتی در طول روز برایتان رخ می دهد؛ چون تخته آرزوها باز هم آرزوهایتان را به شما یادآوری می کند.

این تخته به صورت خودآگاه و ناخودآگاه ابزاری فوق العاده برای متمرکز شدن بر اهداف، توجه دائمی به خواسته ها و هدایت مسیر زندگی تان به سمت دلخواه شماست.

پس از آرزو کردن، در قدم بعدی، باید آرزوهای خود را باور کنید؛ علاوه بر عکس ها و تصاویر، تخته آرزوها می تواند شامل کلمات، عبارات یا جملاتی باشد که اهداف شما را تأیید می کنند.

این عبارات می توانند خود واقعی شما را نشان دهند. شما را از بند عقاید محدودکننده رها ساند و به شما یادآوری کنند که احتمالات نامحدودند.

دیگر آنکه تجسم و تصویرسازی درباره آینده را به خواسته های ذهنی خود بیافزایید.

بدین ترتیب، به طور طبیعی، انگیزه بیشتری برای رسیدن به اهدافتان به دست می آورید و کم کم متوجه می شوید که به طور ناخودآگاه مشغول انجام دادن کارهایی هستید که شما را به زندگی ایده آلتان نزدیک تر می کنند.

ناگهان می بینید که بریا قبول مسئولیت های کاری بیشتر، صحبت در جلسات کارمندان و قبول ریسک های بیشتری در زندگی حرفه ای و شخصی تان داوطلب شده اید.

در نتیجه بازدهی بیشتری هم خواهید داشت. تمام این موارد از نتایج عملکرد غیرمستقیم تخته آرزوها در زندگی شماست، جالب نیست؟!

شاید یکی از بزرگترین اهداف شما این باشد؛ « من زندگی بهتری می خواهم.» این خیلی خوب است؛ اما آیا تا کنون به معنی دقیق این جمله فکر کرده اید؟ «زندگی بهتر» برای شما چه معنی ای دارد؟

در این راستا، درست کردن تخته آرزوها به شما کمک می کند تا بدانید تصویر واقعی خواسته هایتان چیست.

برای ساختن تابلوی آرزوها، جرئیات دقیق زندگی جدید و خارق العاده و رؤیایی شما هستند. برخی افراد زندگی بهتر را در داشتن خودور یا منزلی جدید می بینند؛ در حالی که شاید افراد دیگر در پی رابطه عاطفی جدید یا بهبود روابط عاطفی کنونی شان باشند.

بنابراین باید بدانید که اهداف موردنظرتان دقیقا برای خودِ خودِ شما چه شکل و ظاهری دارند.

نکته مهم: تخته آرزوهایتان را در مکانی قرار دهید که هر روز آن را ببینید. بدین ترتیب تشویق می شوید زندگی ایده آلتان را هر چه بیشتر و بیشتر مجسم کنید.

این کار اهمیت زیادی دارد؛ زیر قدرت ذهن ناخودآگاهتان را بیشتر می کند و باعث می شود متوجه نشانه ها، احتمالات و فرصت هایی شوید که تاکنون در زندگی تان بودند، اما آن ها را نمی دیدید.

دلایل علمی

بخشی در مغز انسان وجود دارد که نحوه‌ی عملکردش به شکلی‌ست که باعث می‌شود تابلوی آرزوھا به عنوان ابزاری بسیار مفید و کارآمد ظاھر گردد.

به این بخش از ذھن سیستم RAS گفته می‌شود. یا به اختصار Reticular Activating System

RAS سیستم بخشی از مغز است که مسئول بررسی تجربیات روزانه شماست. ھر تجربه را بررسی میکند تا ببیند ھر رویداد چقدر منطقی به نظر می‌رسد.

سیستم RAS میلیاردھا بیت اطلاعات را در ھر لحظه پردازش می‌کند. از بین این میلیاردھا بیت اطلاعات ورودی، تنھا چند مورد جزیی از این اطلاعات را که برای شما از اھمیت بیشتری برخوردار باشد را  انتخاب و جداسازی می‌کند.

به عنوان مثال، زمانی که در یک مکان شلوغ و پر از سر و صدا ھستید و ناگهان نام خودتان رو می‌شنوید، این یکی از مواردی است که در آن سیستم آر‌ ای اس شما فعال شده است!

سیستم RAS شما دقیقا می‌داند که چه چیزی برای شما مھم است و دقیقا مانند یک رادار فقط به دنبال ھمان موارد میگردد.

یک مثال بهتر؛ فرض کنید به یک نمایشگاه اتومبیل رفتید تا اتومبیلی رو ببینید که خیلی دوستش دارید. یک زمان نسبتا طولانی را در نمایشگاه صرف می‌کنید تا راجع به آن ماشین پرس و جو کنید و یا حتی ممکن است آن را تست هم بکنید.

نیم ساعت بعد در حالی که دارید به سمت خانه حرکت میکنید، ھمان اتومبیل رو میبینید که از کنارتان رد می‌شود. چند دقیقه بعد، یک خیابان جلوتر، دوباره این اتفاق تکرار می‌شود. بعد به صورت اتفاقی به آینه عقب ماشین نگاه می‌کنی

و با کمال تعجب می‌بینید که ماشینی که پشت ماشین شماست دقیقا ھمان اتومبیل است! پیش خود می‌گیوید: چقدر این ماشین زیاد شده!

اما ھرگز اینگونه نیست. واقعیت چیز دیگری‌ست. حقیقت این است که آن ماشین ھمیشه آنجا بوده، اما چون برای شما مھم نبوده، ذھن شما آن‌ها را نادیده می‌گرفته و بنابراین ھیچ توجھی به آن‌ها نمی‌کرده است. بنابراین حتی متوجه حضور آن‌ھا ھم نمی‌شدید!

شش مرحله تأثیرگذار برای درست کردن تابلوی کائنات:

۱. هم اینک برای اهداف مد نظرتان در سال آینده فهرستی تهیه کنید

برای تجسم اهداف خویش، ابتدا باید بدانید که این اهداف چه هستند. برای درک بهتر این موضوع زمانی را صرف آن کنید که دقیقاً بفهمید زندگی مطلوب شما چه شکلی دارد و برای دستیابی به آن تا دوازده ماه آینده چه پیش نیازهایی در دسترس دارید.

۲. انبوهی از مجلات قدیمی را با تصاویر زبیا جمع آوری کنید

اگر اهل خواندن مجلات نیستید یا در حال حاضر، مجله ای در خانه ندارید، از دوستان خود بخواهید که مجلات اضافی خود را به شما بدهند.

۳. تصاویری انگیزه بخش پیدا کنید که بیانگر اهداف شما باشند.

عصرها یا آخر هفته ها دو ساعت وقت بگذارید و مجلات را ورق بزنید. در همان حین، تصاویری را پیدا کنید که نمایانگر اهداف شما هستند و به دلتان می نشینند.

هنگام انتخاب تصاویر صدای شادی بخش موسیقی میتواند هیجان مثبت را افزایش دهد و فضایی مناسب برای انتخاب بهترین تصاویر به وجود آورد.

وقتی به دنبال تصاویر مجلات می گردید عکس هایی را انتخاب کنید که حسی متفاوت در شما ایجاد می کنند. «آهان! این همان چیزی است که من در زندگی می خواهم!»

به اشیا یا چیزهایی که در عکس وجود دارند دقت نکنید؛ بلکه تمرکز تان را روی حسی بگذارید که با دیدن آن عکس به شما دست می دهد.

برای مثال، شاید دوست دارید خانه ای لب دریا بخرید؛ اما نتوانستید دقیقاً تصویری از خانه رؤیایی خود پیدا کنید. در این صورت نگران نشوید.

شاید تصویری از غروب اقیانوس هم به اندازه کافی در شما انگیزه ایجاد کند؛ حتی شاید دوست دارید شریک واقعی زندگی تان را پیدا کنید.

در این صورت، به جای جستجوی تصویری از مرد یا زنی با تمام ویژگی های فیزیکی مورد نظرتان، تصویری بیابید که حس عشق را در شما جاری کند؛

برای مثال، تصویری از زن و مردی پیدا کنید که دستان یکدیگر را گرفته اند یا حتی تصویر یک قلب را برگزینید!

۴. عکس ها را روی تخته بچسبانید

وقتی تصاویر کافی را جمع کردید زمان آن رسیده که تخته تجسم خود را درست کنید.

به نزدیکترین فروشگاه لوازم التحریر محله خود مراجعه کنید و مقوایی بزرگ و ضخیم بخرید. تخته های چوب پنبه ای و یونولیتی یا حتی مقوایی بزرگ برای انجام دادن این کار خوب است.

سپس عکس ها و تصاویر خود را با چسب مایع یا نواری روی مقوا یا تخته بچسبانید؛ به گونه ای که وقتی به آن نگاه می کنید حال خوبی در شما ایجاد کند.

۵. کلمات تأیید کننده ای را که نشان دهنده احساس شما هستند به تابلوی کائنات اضافه کنید

همیشه ترجیح می دهم از کلماتی استفاده کنم که بیانگر بهترین احساسات باشند؛ کلماتی همچون شاد، قدرتمند، بی باک ، قوی، ثروتمند، سالم، شاداب و دوست داشتنی.

زمان بگذارید و فهرستی از کلماتی تهیه کنید که زیباترین احساسات شما را نشان می دهند. می توانید این کلمات را در مجله پیدا کنید یا خودتان آنها را بنویسید.

سپس آن ها را نیز به تخته تجسم خود اضافه کنید. البته طوری کلمات را کنار تصاویر جای دهید که از نظر بصری جذاب باشند.

۶. روزانه لحظات کوتاهی برای تهیه تابلوی آرزوها وقت بگذارید.

برای بهره مندی کامل از تخته آرزوها، مکان قراردادن آن تخته بسیار مهم است. توصیه می کنم آن را در محلی قرار دهید که جلوی چشمتان باشد و دست کم دوبار در روز، چند دقیقه به آن نگاه کنید.

من ترجیح می دهم که هر شب قبل از رفتن به تختخواب به تخته تجسم نگاه کنم تا آن را در ذهن ناخودآگاه خود فعال کنم و زمانی که به خواب می روم، ذهنم به دنبال ایده هایی نو برای دستیابی به خواسته هایم باشد

. به این شکل وقتی از خواب بیدار می شوم، سرشار از انگیزه موفقیت هستم و بیش از قبل، متوجه فرصت هایی می شوم که مرا به سوی اهدافم هدایت می کنند.

نوشته تابلوی کائنات اولین بار در گروه تحقیقاتی دنیای ثروت. پدیدار شد.

اگر از قدرت ذهن‌ انسان ها خبر داشتید آنرا با 100 میلیارد معاوضه‌ نمی‌کردید!

درباره قدرت ذهن انسان تاکنون مقاله‌های زیادی نوشته شده است… حتی در بسیاری از فیلم‌های قهرمانی چنین چیزی را دیده‌اید یا کتاب‌هایی را خوانده‌اید که به قدرت ذهن انسان اشاره می‌کند؛ اما مطمئنم که هرگز به این قدرت بی‌نهایت‌تان پی نبرده‌اید !

تحقیقات علمی بر روی مغز انسان به همراه اتفاقاتی که توسط مردم در جهان رخ داده، دانشمندان را به این نتیجه رسانده که:

قدرتمندترین چیز بر روی کره زمین مغز انسان است.
این مغز ماست که بر اساس اطلاعات فراوانی که از پیرامون خودم می‌گیرد،
انتخاب می‌کند که ما چطور زندگی کنیم.

درواقع استفاده درست و نادرست از مغز است که تفاوت بین انسان‌های موفق و ناموفق را رقم میزند‌ !

ـ قدرت ذهن انسان ـ
چرا اگر از این قدرت خبر داشتید هرگز بهانه‌ای نمی‌گرفتید؟

اگر تاکنون به بهره‌برداری حداکثری از مغز خود فکر نکرده‌اید، ما در این مقاله قصد داریم تا شما را با 7 تحقیق معتبر مغز آشنا کنیم تا متوجه شویم که می‌توانید با مغز خود چه اتفاق‌های شگفت انگیزی را رقم بزنید…


» تحقیق شماره یک
تصور کردن باعث به وجود آمدن نتایج واقعی می‌شود

تجسم یکی از منحصر به فردترین ویژگی‌های انسان است. همه ما به طور روزانه این کار را می‌کنیم اما خیلی ساده از کنار آن می‌گذریم. در واقع با تجسم شما می‌توانید هر رویدادی که دلتان بخواهد با هر ویژگی خاص تصویری، صدا و حرکتی را در ذهن خود بازسازی کنید. مثل نرم افزارهای شبیه سازی اما بسیار فراتر.

در واقع تجسم مادر تمامی اتفاقات کره زمین است.
تمامی اختراعات، اشعار، کتاب‌ها، سازه‌های ساختمانی و … اول در ذهن فرد به وجود آوردند‌ تجسم شده‌اند، بعد روی کاغذ آمده و بعد از آن ساخته شده‌اند.

آلن ریچاردسون مربی بسکتبال و روانشناس بزرگ، برای اثبات قدرت تجسم یک آزمایش جالب را ترتیب داد. او یک گروه از بازیکنان بسکتبال را جمع کرد و آن‌ها را به سه دسته تقسیم کرد، او می‌خواست اثر بخشی تجسم را در این آزمایش نشان دهد تا مشخص شود که کدام گروه بهتر پرتاب سه امتیازی انجام می‌دهد. سه گروه به شرح زیر بودند:

  • گروه اول: هر روز 20 دقیقه تمرین پرتاب می‌کردند.
  • گروه دوم: فقط پرتاب را تجسم می‌کردند اما دیگر تمرین عملی انجام نمی‌دادند
  • گروه سوم: نه پرتاب می‌کردند و نه تمرین تجسم

نتایج این آزمایش شگفت انگیز بود. گروهی که فقط تجسم می‌کردند و تمرین نمی‌کردند، در پرتاب‌های خود پیشرفت فوق‌العاده‌ای کرده بودند و امتیازهای آن‌ها بسیار نزدیک به امتیازهای گروهی بود که هر روز 20 دقیقه تمرین پرتاب آزاد را انجام می‌دادند.

آلن ریچارد از قبل می‌دانست که چه قدرتی در تجسم کردن برای بازیکنانش وجود دارد این آزمایش را انجام داد تا به آنها این قدرت را نشان دهد.

پس بهترین مدل این است که تمرین ذهنی را کنار تمرین فیزیکی انجام دهیم تا بالاترین نتایج برای ما ایجاد شود. امروزه تمامی ورزشکاران و کارآفرینان معروف جهان در تیم خود از یک روانشناس استفاده می‌کنند تا آن‌ها را به لحاظ ذهنی نیز برای انجام کارها آماده کند.

در این زمینه می‌توانید این مقاله را هم بخوانید: راز بریلسفورد – چطور مربیان تراز اول دنیا بدون تمرینات سخت ورزشکاران موفق می سازند؟

پس اگر تاکنون فکر می‌کردید که برترین‌های این دنیا فقط با تمرین و سخت‌کوشی به اینجا رسیده‌اند اشتباه کرده‌اید همه‌ی آن‌ها از این اسلحه‌ی مخفی تجسم و قدرت ذهن‌شان استفاده می‌کنند.


» تحقیق شماره دو
لبخند زدن اخلاق را بهبود می‌بخشد

محققان روانشناسی دریافته‌اند که لبخند زدن دائمی در طول مدت زیاد سبب می‌شود تا اخلاق شما خوش و روح شما آزاد و رها شود.

در یک تحقیق مهم که در سال 1980 انجام شده محققان در یک تحقیق مخفیانه برای اینکه عنوان آن روی نتایج اثر نگذارد روی 3 گروه چند آیتم روزانه را تست کردند و به نتایج جالبی رسیدند:

  • گروه اول: به مدت یک ماه هر روز یک مداد را به صورت افقی در دهان خود با دندان‌ها نگه داشتند تا حالت لبخند زدن در صورت آن‌ها ایجاد شود
  • گروه دوم: مداد را با لب‌های خود نگذاشتند که به صورت خودکار بعد از چند دقیقه چهره آن‌ها به حالت اخم کرده در می‌آمد
  • گروه سوم: مداد را در دست خود نگه می‌داشتند که صورت آن‌ها حس خنثی داشته باشد

پس از آن از شرکت کنندگان خواسته می‌شد تا کارتون‌های متفاوتی را اجرا کنند و به میزان خنده دارد بودن آن‌ها امتیاز دهند. جالب است بدانید گروه اول (گروهی که لبخند می‌زد) بالاترین امتیاز خنده دار بودند را به کارتون‌ها داد، سپس گروه دوم و گروه سوم (اخم می‌کردند) کمترین امتیاز را به کارتون‌ها دادند.

این آزمایش نشان داد حتی خندیدن مصنوعی و بدون دلیل نیز می‌تواند اخلاق شما را بهبود ببخشد زیرا مغز فرمان سرخوشی را از تغییر عضلات صورت شما می‌گیرد و متوجه نمی‌شود که شما آیا واقعاً خوشحالی یا به صورت مصنوعی می‌خندید.

در ضمن شاید برایتان جالب باشد که چگونه سامورایی‌ها فقط با کنترل ذهن‌شان تمام احساسات و وجودشان را کنترل می‌کنند. برای خواندن اینجا کلیک کنید.


» تحقیق شماره سه
مدیریت فکر استرس را کاهش می‌دهد

نکته جالب در مورد مغز انسان این است که نمی‌تواند فرق بین یک تهدید واقعی یا یک تهدید مجازی را متوجه شود. مثلاً اگر شما به یک اتفاق بد فقط فکر کنید. واکنش‌های مغز شما مانند این است که آن اتفاق واقعاً برای شما افتاده است.

  • دون جوزف کویو، نویسنده عرفان سرد که برای سالیان متوالی در اداره روانشناسی استنفورد به والدینی که فرزندان بزهکار داشتند کمک می‌کرد می‌گوید: ساده‌ترین کار برای از بین بردن استرس، کنترل تفکرات خودمان است. ما باید بتوانیم هوش خلاق خود را بالا ببریم، به اتفاقات بد فکر نکنیم و نگذاریم تفکرات منفی در ذهن ما ریشه بزنند.

او سال‌ها روی روش‌های از بین بردن استرس کارکرد و توانست روش‌های فوق العاده مؤثرتری را برای این کار پیدا کند. او روشی را به نام “Clear Button” یا دکمه پاک‌سازی، ایجاد کرد که کارش انحراف تفکرات از فکر مشکل‌ساز است.

دکمه پاک‌سازی به روش زیر عمل می‌کند:

  • تصور کنید یک دکمه در مرکز کف دست چپ شما وجود دارد. فکر کنید وقتی این دکمه را می‌زنید، فرمان توقف فکر کردن را به مغز خود ارسال می‌کنید
  • دکمه را با دست راست خود فشار دهید
  • سه نفس عمیق و راحت بکشی
  • رنگ‌های متفاوت را در ذهن خود تصور کنید
  • همان‌طور که نشسته‌اید احساس آرامش می‌کنید و فکر شما تغییر می‌کند

این مدل پاک‌سازی و منحرف سازی ذهن که بسیار ساده و جذاب است هم اکنون توسط روانشناسان مختلف در جهان به بیماران توصیه می‌شود تا بتوانند فکرهای منفی روزانه خود را به سادگی از بین ببرند. شما هم می‌توانید به راحتی در هنگامی که فکر استرس‌زا به سراغتان می‌آید از روش دکمه پاک‌سازی استفاده کنید. بعد از مدتی خواهید دید که تکرار آن فکر بد در شما بسیار کم شده و حتی از بین رفته است.

این مقاله را در این زمینه از دست ندهید: قاتل خاموش زندگی شما گاز نیست، استرس است (+ راهکارهای کاربردی مهار استرس)


» تحقیق شماره چهار
مغز انسان می‌تواند خودش، خودش را تقویت کند

سروتونین یک ماده شیمیایی ضروری برای مغز است و چیزی است که قدرت ذهن را افزایش می‌دهد. به همین دلیل است که داروهای تجویزی و مکمل‌های فراوانی وجود دارد که سروتونین را در شما ایجاد می‌کند. اما مهم‌تر از همه اینکه خود مغز می‌تواند نیاز خود به سروتونین را برطرف کند.

اگر به هر دلیلی میزان سروتونین شما کم است، شما در تمام کارهای خود به مشکل بر خواهید خورد. فکر کردن شما ایراد پیدا می‌کند و در نهایت فعالیت شما دچار اختلال می‌شود. اما خبر خوب این است که با سه روش مغز شما می‌تواند سروتونین را تولید کند.

  • نور خورشید وقتی به پوست شما جذب می‌شود سبب در بدن شما ویتامین D تولید می‌کند و در نهایت به تولید سروتونین در مغز شما کمک خواهد کرد.
  • ماساژ، یک تحقیق انجام شده روی زنان نشان داد. آن دسته از زنانی که دو بار در هفته ماساژ دریافت می‌کنند تا 30% تولید سروتونین در مغزشان افزایش یافته است
  • ورزش. شناخته شده ترین روشی که مغز شما در نهایت به دلیل آن به تولید سروتونین روی می‌آورد ورزش است

سروتونین یک نیاز ضروری برای عملکرد صحیح مغز شماست. پس هرگاه احساس کردید که کارهایتان به خوبی انجام نمی‌شود و یا نمی‌توانید خوب تصمیم بگیرید، بدانید که سروتونین در بدن شما کاهش یافته و باید به یکی از روش‌های گفته شده آن را افزایش دهید.


» تحقیق شماره پنج
مردم می‌توانند از طریق فکر حتی وزن خود را کم کنند

دانشگاه هاروارد تصمیم گرفت تا در آزمایشی، تأثیر تفکر بر کاهش وزن را بررسی کند. بنابراین آن‌ها به سراغ گروهی از خدمه هتلی رفتند که همگی اضافه وزن داشتند. با وجود اینکه آن‌ها ورزش می‌کردند و فعالیت بدنی در طول ساعت کاری خود داشتند باز هم از اضافه وزن رنج می‌بردند.

روانشناسان دانشگاه هاروارد پیش بینی کردن که دیدگاه منفی آن‌ها درباره فعالیت بدنی‌شان سبب شده تا تأثیر ورزش در کاهش وزن آن‌ها کم شود. آن‌ها برای آزمایش فرضیه خود خدمتکاران را جمع کردند و وضعیت جسمانی آن‌ها را اندازه‌گیری کردند. سپس به نیمی از آن‌ها به دروغ گفتند که وضعیت بدنی شما مانند وزن، فشارخون و … بیش از حد مجاز است.

بعد از یک ماه برای اندازه‌گیری دوباره به هتل برگشتند. نتایج این‌گونه بود:

گروهی که به آن‌ها به دروغ گفته شده بود اضافه وزن و یا فشارخون بالا دارید. به خاطر فکر کردن به آن موضوع (بدون اینکه هیچ کار اضافه‌ای نسبت به ماه‌های قبل انجام دهند) توانسته بودند وزن و فشارخون خود را کاهش دهند؛ اما گروهی که به آن‌ها گفته شده بود وضعیت شما خوب است، هیچ تغییری نکرده بلکه افزایش وزن نیز داشته‌اند.


» تحقیق شماره شش
مدیتیشن و مراقبه معجزه می‌کند

دکتر دیوید اسپیگل، محقق دانشگاه استنفورد در سال 1989 مطالعه‌ای رویی 86 زن که در مراحل پایانی سرطان سینه بودند انجام داد. این گروه به دو قسمت تقسیم شدند. گروه اول تنها تحت مراقبت‌های پزشکی معمول بودند و گروه دوم به‌جز مراقبت‌های پزشکی، به طور هفتگی تحت مراقبت‌های پشتیبانی، مراقبه و امید بخشی قرار گرفتند.

نتایج مطالعه باورنکردنی بود و نشان داد، زنانی که ضمن دریافت مراقبت‌های پزشکی از پشتیبانی ذهنی برخوردار بودند 2 برابر بیشتر زنده مانند و زمان بهبود آن‌ها نیز 50% کمتر از کسانی بود که فقط مراقبت پزشکی می‌گرفتند.

در سال ۱۹۹۹ این آزمایش در مورد بیماران سرطانی هم انجام گرفت و نتایج دوباره دنیا را شگفت‌زده کرد. بیماران سرطانی که ناامید هستند 2 برابر کمتر از بیماران امیدوار امکان بهبودی دارند.

امروزه دانشمندان می‌گویند قوی‌ترین دارویی که برای مبارزه با سرطان وجود فقط ذهن انسان است.
دکترهای دیوید سیلدر گفتند تنها چیزی که او را از سرطان مثانه نجات داده بود استفاده از مدیتیشن و قدرت ذهنش بوده است.

دیوید سیلدر، نویسنده معروف «سخنرانی پادشاه»‌ به سرطان مثانه مبتلا شد. او بعد از تشخیص تصمیم گرفت تا از مراقبه‌های مدیتیشن برای درمان خود تا قبل از عمل جراحی استفاده کند. او این کار را 1 ماه قبل از عملش شروع کرد.

هنگامی که عمل جراحی او شروع شده بود دکتر جراح به چیزی باور نکردنی رسید.

هیچ اثری از توده سرطان در مثانه او دیده نمی‌شد. آن‌ها نتیجه آزمایشات جدید را به 4 مرکز تشخیص سرطان دیگر ارسال کردند و در کمال ناباوری فهمیدند که سرطان خود به خود از بین رفته است.

مدیتیشن و مراقبه تاریخچه‌ی طولانی‌ای دارد و هزاران کتاب در موردش نوشته شده و تقریبا بیشتر آدم‌های سطح بالای جامعه از آن استفاده می‌کنند هر چند این کار در ایران خیلی رایج نشده است.

 

 


» تحقیق شماره هفت
داروهای بی‌اثر از داروهای واقعی هم اثرگذارترند!

دارونماها، داروهایی هستند که هیچ تأثیر پزشکی ندارند بلکه فقط برای تحت تأثیر قرار دادن بیماران (بدون اطلاع بیمار) از آن‌ها استفاده می‌شود. در واقع این موضوع کاملاً ثابت شده که این داروهای دروغین بر سلامتی انسان تأثیر شگفت‌انگیزی می‌گذارد.

در حقیقت تحقیقات نشان می‌دهد که میزان اثر گذاری دارونماها حتی از داروهای واقعی نیز بیشتر است.
به طوری که صنعت پر سود داروسازی از به وجود آمدن چنین داروهایی به شدت نگران است.

جدیداً برخی از محققان به بیمارانی که افسردگی داشتند، یک سری دارونمای جدید دادند و گفته بودند که این داروهای جدید خیلی زودتر از داروهای معمول، افسردگی شما را برطرف می‌کند. نتیجه جالب بود، بیماران که نمی‌دانستند این داروها اصلاً دارو نیستند با مصرف آن‌ها اعلام کرده بودند که خیلی زودتر از چیز که فکر می‌کردند افسردگی آن‌ها برطرف شده.

این قدرت بی‌نظیر تلقین کردن است؛ این نتایج هرچند به مذاق شرکت‌های داروسازی خوش نمی‌آید اما نشان می‌دهد که مغز انسان در بیشتر مواقع به تفکراتی که به او القا می‌شود واکنش نشان می‌دهد نه چیزهای خارجی که به او داده می‌شود.

بنابراین اگر شما به خودتان تلقین‌های بهتری داشته باشید می‌توانید نتیجه بهتری نیز از آن طرف دریافت کنید.

از این تحقیقات شگفت‌انگیز چه نتیجه‌ای گرفتید؟
این پایین برایمان بنویسید که حاضرید از قدرت ذهن‌تان به ازای 100 میلیارد دلار استفاده نکنید؟


در همین زمینه بخوانید:

  • ورودی‌های ذهن‌تان، خروجی‌های زندگی‌تان خواهد شد (چیزی که ۹۸٪ مردم نمی‌دانند و رعایت نمی‌کنند)
  • چطور آنچه را که در ذهنمان تصور میکنیم، در واقعیت بدست آوریم؟
  • باورهای ذهنی ثروتمندان چیست و چطور شما هم با باور آنها ثروتمند شوید؟
  • چطور از وضعیت آلفای ذهنی برای تحقق اهداف و رویاهایتان استفاده کنید؟

The post اگر از قدرت ذهن‌ انسان ها خبر داشتید آنرا با 100 میلیارد معاوضه‌ نمی‌کردید! appeared first on سوخت جت.

من چه کسی هستم؟ خودشناسی مهم‌ترین درسی بود که باید یاد می‌گرفتید

اگر از ظاهری که مردم به ما نشان می‌دهند بگذریم و بتوانیم به عمق وجودشان پی ببریم، خواهیم دید که بیشتر مردم احساس خوشبختی ندارند. تعداد کسانی که در آرامش زندگی می‌کنند و دلشان واقعاً خوش است بسیار کم است.

فرقی نمی‌کند که شما پول‌دار باشید یا وضعیتتان معمولی باشد. پول برای شما رفاه را به ارمغان می‌آورد اما خوشبختی جای دیگری است. اگر می‌خواهید به آرامش واقعی دست پیدا کنید باید یک کار آسان ولی پیچیده را انجام دهید، خـــودشنـــــاسی.

بله! من در طول زندگی انواع نظرات را درباره زندگی دیگران می‌دهیم اما غافل از آنکه هنوز خودمان را نمی‌شناسیم. نمی‌دانیم خود واقعی ما کیست. اینکه ما کی هستیم و چه ویژگی‌های مهمی داریم.

خودشناسی مهم‌ترین گام در رسیدن به آرامش است

ما باید هویت خود را به طور عمیقی درک کنیم تا ببینیم که واقعاً چه چیزی از زندگی می‌خواهیم و چه چیزی می‌تواند ما را به ساحل آرامش برساند. پس بیایید چند توصیه مهم که در ادامه آمده را انجام دهید تا بتوانید خودتان را بشناسید:

» برای شناخت خود ابتدا باید با خودتان صادق باشید

خودشناسی یعنی شناخت بخش‌های مختلف ذهنیت و شخصیت وجودی خود شماست. هدف این نیست که از خودتان انتقاد کنیم، اما در مرحله اول باید تمامی ایرادها و خوبی‌های خودتان را صادقانه بیرون بکشید. تا بتوانید فرصت یادگیری چیزهایی جدید را در خودتان تقویت کنید

  • هنگامی که خودتان را ارزیابی می‌کنید به چیزهایی که باعث ناراحتی‌تان می‌شود توجه کنید. این سیگنال‌های احساسی به شما می‌گوید که شما در حال تلاش برای اجتناب از موضوعی هستید. همان موضوعی که شما را ناراحت می‌کند. چند ویژگی بد خود را در این مسیر پیدا کرده‌اید. اما برای رفع آن چه کار می‌توانید بکنید؟
  • برای مثال اگر شما دوست ندارید در آینه نگاه کنید. از خودتان سؤال بپرسید که چــــــرا؟ آیا شما از ظاهر خودتان خوشتان نمی‌آید؟ آیا نگران سن‌تان هستید؟ در واقع دلیلی وجود دارد که ترس آن شما را تسخیر کرده و تنها راهی که می‌تواند دلیل این ترس را پیدا کرد این است که با خودتان صادق باشید

 

» سوالات زیادی باید از خودتان بپرسید

وقتی از خودتان شروع به سؤال کردن کنید و جواب‌های صادقانه به آن بدهید. مانند دانشی است که به شما افزوده می‌شود و همین دانش می‌تواند در شناخت خودتان به شما کمک کند. در نهایت شما می‌توانید از این اطلاعات در مسیر خوشحال‌تر کردن خودتان بهره بگیرید. برخی از سؤالات می‌تواند به شرح زیر باشد:

  • الگوی من کیست؟
  • اگر فاکتور پول را از چرخه انتخاب شغل کنار بگذارم دوست دارم چه‌کاره شوم؟
  • هدف از زندگی چیست؟
  • بزرگ‌ترین ایراد من چیست؟
  • رؤیای من چیست؟
  • دوست دارم دیگران چطور من را بشناسند؟

حتی اگر می‌خواهید به درجه‌ی بالایی از خودشناسی برسید می‌توانید هشت سوال را هر روز از خود بپرسید تا دیگر هیچ روزی از زندگی‌تان بیهوده تلف نشود. این هشت سوال و سایر راهنمایی‌ها در این لینک در دسترس است.

طراحی سؤالات برای شناخت خود تمامی ندارد. شما می‌توانید روزی چند سؤال خاص از خودتان بپرسید. فقط برای جواب دادن آن بیشتر به دلتان رجوع کنید تا عقلتان. زیرا عقل شرایط را در نظر می‌گیرد ولی دل عشقی که از اعماق وجودتان می‌آید را.

 

» به ندای درونی خود توجه کنید

اکثر مردم با عقل خود زندگی می‌کنند و این آن‌ها را به چیزی تبدیل می‌کند که عرف جامعه می‌پذیرد. به صدای درونی خود رجوع کنید. این صدا به طور صادقانه به شما نشان می‌دهد که چه احساسی دارید.

  • یک تمرین خوب برای این کار این است که صدای درون ذهنتان را بدون تغییر بیرون بکشید. برای این کار کافی است صدای درون ذهنتان را ضبط کنید. اصلاً خجالت نکشید. چشمانتان را ببندید و هر چیزی که درونتان است را بگویید تا صدایتان ضبط شود. بعد آن را آنالیز کنید. ببینید این صدا منفی است یا مثبت است؟
  • وقتی صدای درون شما منفی باشد، باید از خودتان بپرسید که چه چیزی سبب شده بدبینی و این‌همه منفی گرایی درون من وجود داشته باشد. آیا از چیزی می‌ترسم؟ آیا ناخودآگاه در حال دفاع هستم یا از خودم خوشم نمی‌آید؟ حتماً باید علت صداهای منفی را پیدا کنید.
  • اگر صدا را گوش کردید و دیدی که این تصور شخصی با چیزی که دوست دارید باشید تفاوت دارد. پس راه تغییر را آغاز کنید. اصلاً نگران نباشید. شما می‌توانید همه چیز را تغییر دهید و به شخصی که دوست دارید تبدیل شوید

 

» به صورت روزانه رویدادها را بنویسید

قبلا در یک مقاله‌ی مفصل در مورد مهارت نوشتن و تاثیر بی‌نظیر آن در زندگی‌تان حرف زدیم که می‌توانید آن را در این لینک بخوانید

یک روش جالب برای اینکه بفهمیم واقعاً چه کسی هستیم این است که کارها و رویدادهای روزانه‌مان را بنویسیم. مانند دفتر خاطرات. بعد از یک ماه که آن را دوباره مطالعه کنید تازه خواهیم فهمید که چه کسی بوده‌ایم.

مثلاً چند بار عصبانی شدید. چقدر خوشحال بودیم و یا بیشتر وقتمان را به چه کارهایی اختصاص داده‌ایم. از ماه دوم فقط به نوشتن بسنده نکنید. بلکه سعی کنید اشکالات ماه اول را هم کم کم در رفتار ماه دومتان رفع کرده باشید و وقتی می‌نویسید دیگر آن مشکلات درونش نباشد. به هر حال نوشتن یک دیدگاه جدید از خودمان به ما می‌دهد و از زاویه کاملاً متفاوت خودمان را به خودمان معرفی می‌کند.

حتی جالب است. یک تکنیک روانشناسی وجود دارد که می‌توانید برای کشف خودتان استفاده کنید. از امروز سعی کنید یک داستان نسبتاً کوتاه را بنویسید. داستانی تخیلی، به هیچ چیز فکر نکنید. فقط داستان را بنویسید و جلو بروید.

وقتی داستانتان تمام شد اگر یک دور آن را بخوانید خواهید فهمید که دغدغه‌های ذهنی، تفکرات، عقاید و آرزوهای واقعی شما چه بوده است. درواقع نوشتن داستان کمک می‌کند تا همه خواسته‌ها و علایق پنهان که از آن‌ها خبر نداشتید از ذهنتان بیرون بیاید و در قالب داستان شما وارد شود. این کار کاملاً ناخودآگاه است و کنترلی روی آن نخواهید داشت. همین ناخودآگاه بودن آن است که واقعیت درونی شمارا به خودتان نشان می‌دهد.

 

» چه نقش‌هایی را در زندگی بازی می‌کنید؟

همه ما بر اساس محل قرارگیری و روابط شخصی در خانه، محل کار و یا با دوستان؛ نقش‌های متفاوتی را ایفا می‌کنیم. مثلاً:

  • پدر بودن
  • دوست بودن
  • رهبر تیم
  • حل کننده مشکل
  • رازدار

حالا برای هرکدام بنویسید که برای شما این نقش‌ها چه مفهوم و معنی می‌دهد. سپس با مفهوم اصلی تعریف شده با آن مقایسه کنید. ببینید که چقدر شما به واقعیت آن نزدیک هستید و یا چقدر دورید.

 

» ارزش‌های خود را بنویسید

یکی از بزرگ‌ترین چیزهایی که شخصیت هر فرد را تعریف می‌کند ارزش‌های زندگی اوست. اگر ارزهای واقعی خود را پیدا کنید می‌توانید خودتان را بهتر بشناسید. این ارزش‌ها بر اساس خلق‌وخو، نقاط قوت، اهداف و …. در دسته بندی‌هایم مختلف تعریف می‌شوند که می‌توان با پرسیدن سؤال‌های متفاوت از خودتان، آن‌ها را کشف کنید:

  • ارزش‌ها: چه چیزی برای من مهم است؟ چه چیزی سبب برانگیخته شدن انگیزه من می‌شود؟ چه چیز دیگران را تحسین می‌کنم
  • منافع: چه چیزی من را جلب می‌کند؟ درباره چه چیزی کنجکاو هستم؟ در وقت آزاد خود چه کاری انجام می‌دهم؟
  • فعالیت: روزم را چطور می‌گذرانم؟ از کدام بخش فعالیت‌هایم لذت می‌برم؟ آیا برنامه روزانه دارم؟
  • اهداف زندگی: مهم‌ترین رویدادهای زندگی من چیست؟ 5 سال دیگر خودم را در کجا می‌بینم؟ و چرا؟
  • قدرت‌ها: توانایی و استعداد من چیست؟ چه کاری را خوب انجام می‌دهم؟ در چه چیزی مهارت دارم؟

اگر جواب سوالات بالا برایتان  سخت است می‌توانید از مقاله‌ی فرمول ریچارد لیدر برای کشف هدف زندگی‌تان در این لینک استفاده کنید.

 

» در تست‌های شخصیت شناسی شرکت کنید

در علم روانشناسی برای اینکه دکترها بتوانند بهتر شخصیت فردی که نیاز به مشاوره دارد را بهتر بشناسند، ممکن است از او تست‌های روانشناسی از پیش تعیین شده‌ای بگیرند. این یک روش خوب است که شما می‌توانید با انجام تست‌های استاندارد به بخش مخفی وجود خود پی ببرید. برای این کار بهتر است با یک روانشناس خبره مشورت کنید و از او بخواهید که ضمن تست گرفتن از شما نتیجه تست‌ها را نیز بگویید و درباره آن به شما مشورت دهد.

و یا اینکه همین الان در تست‌های خودشناسی که به طور کامل در سایت در نظر گرفته شده استفاده کنید. برای شروع می‌توانید از این دو مقاله شروع کنید:

  • شخصیت شناسی به زبان ساده؛ درونگرا هستید یا برونگرا؟ (قسمت اول)
  • شخصیت شناسی به زبان ساده؛ حسی هستید یا شهودی؟ (قسمت دوم)
  • شخصیت شناسی به زبان ساده؛ متفکر هستید یا احساسی؟ (قسمت سوم)

» پرسیدن نظر دیگران درباره خودتان

همه انسان‌ها گویی دو نفر هستند. یکی کسی که می‌خواهند باشند و دیگری کسی که واقعاً هستند. اغلب ما تمرکزمان رو کسی است که دوست داریم باشیم اما چیزی که دیگران از ما می‌بینند کسی است که واقعاً هستیم. برای اینکه بدانید شما واقعاً از نگاه جامعه و دیگران چه کسی هستید باید از خود آن‌ها کمک بگیرید.

  • از خانواده درجه 1 خود بخواهید که شما را تعریف کنند و بگو‌یند چه چیزی از شما می‌بینند
  • از کسانی که با آن‌ها کار می‌کنید هم باید بپرسید که چگونه شما را می‌بینند

وقتی نتیجه را بشنوید حتماً متحیر می‌شوید و احتمالاً با بیشتر برداشت‌های آن‌ها مخالف خواهید بود. این یک امر طبیعی است. هرچقدر حرف‌های آن‌ها برای شما عجیب‌تر باشد نشان می‌دهد شما از آنچه که دوست دارید باشید دورتر هستید. اما حسن این سؤال و جواب این است که شما بخشی از شخصیتتان که دیگران روی آن قضاوت می‌کنند را شناخته‌اید.

ما مقاله‌ی دیگری هم در این زمینه داریم که به شما کمک می‌کند تا علایق و رسالت واقعی را زندگی‌تان را پیدا کنید. برای مطالعه اینجا کلیک کنید.

در نهایت باید گفت که واقعاً ما خودمان را به طور کامل نمی‌شناسیم، برای همین است که وقتی یک راه را طی می‌کنیم اغلب به موفقیت ختم نمی‌شود. وقتی خودتان را نشناسید نمی‌دانید که توانایی‌ها و ضعف‌های شما در چیست. و دائماً راه را غلط می‌روید. درحالی‌که ممکن است راهی که به خوشبختی شما منتهی می‌شود بسیار نزدیک و دم دست شما باشد.

پس هر جای زندگی که هستید به ایستید، برای خوشبخت شدن نیاز به تلاش بیش از حد نیست.
فقط راه را باید پیدا کنید، برای پیدا کردن راه اول باید خودتان را خوب بشناسید.
و در آخر ما سری مقالات ویژه‌ای برای کسانی که می‌خواهند از راه خودشناسی به ثروت برسند تهیه کرده‌ایم. اگر می‌خواهید راه خودتان را برای ثروتمند شدن پیگیری کنید از همین امروز با قسمت اول شروع کنید:
  • چگونه با شناخت خودمان، ثروتمند شویم؟ راهنمای عملی و گام‌به‌گام (قسمت اول)

 

The post من چه کسی هستم؟ خودشناسی مهم‌ترین درسی بود که باید یاد می‌گرفتید appeared first on سوخت جت.

هدف‌تان را می‌دانید اما نمی‌دانید چطور به آن برسید؟ این مقاله برای شماست

می‌خواهم این سوال را جواب دهید: برای چه زندگی می‌کنید؟

جواب همین سوال اهمیت هدف را تعیین می‌کند. علاوه بر این‌ها:

  • هدف چیزی است که هر انسان واقعاً زنده برایش زندگی می‌کند.
  • چیزی که زندگی ما را پر معنی می‌کند
  • و به ما توان حرکت و ادامه زندگی را می‌دهد.

اما مشکل اینجاست که بیشتر اهداف ما کوتاه مدت و کوچک هستند و معمولاً با آن‌ها سرگرم هستیم. زیرا چنین اهدافی راحت به دست می‌آیند و نیاز به تحمل سختی‌ها ندارند. اما رؤیاهای بزرگی هم در سر هر کسی وجود دارد که دوست دارد آن را به واقعاً تبدیل کند تا زندگی‌اش به معنای اصلی برسد.

زمانی که رویایمان را می‌خواهیم از سرمان بیرون بکشیم و شروع به رفتن به سمت آن کنیم، معمولاً اشتباهاتی در این مسیر انجام می‌دهیم که ما را با شکست مواجه می‌کند. مثلاً خیلی‌ها فکر می‌کنند که هدف‌ها نیاز به پیگیری و استمرار ندارند و همین‌که انتخاب شوند و صرفاً یک حرکتی در آن مسیر کنیم کافی است.

هدف را می‌دانیم
اما چطور دنبالش کنیم؟

در این مقاله قصد داریم تا از اهمیت پیگیری اهداف و بهترین روش‌هایی که می‌توان آن را انجام داد برایتان بگوییم.

قبل از شروع | اگر می‌خواهید جا بزنید بهتر است شروع نکنید!

جالب است بدانید، یکی از دلایلی که مردم موفق نمی‌شوند به اهدافشان دست پیدا کنند این است که تمایل دارند نا امید شوند. کار را رها کنند و دوباره به زندگی عادی برگردند. شاید شما در نگاه اول این جمله را نپذیرید. اما تحقیقات روانشناسی نشان می‌دهد اکثر مردم پس از مدت کمی که دنبال هدف خود هستند، به طور ناخودآگاه دوست دارند با مشکلاتی روبه‌رو شوند که آن‌ها را شکست دهد و رؤیای خود را رها کنند و به زندگی عادی برگردند.

» در این مورد مقاله‌ی کاملی تهیه کرده‌ایم که چرا افراد عادی در همان مرحله‌ی اول رسیدن به هدف شکست می‌خورند؟

این مدل شکست خوردن را خوب تلقی می‌کنند. زیرا انگ تلاش نکردن از آن‌ها برداشته می‌شود در عین حال هم میگویند من سعی کردم اما نشد. هرچند که در جایی درون وجدانشان می‌دانند که چنین نیست.

مشکل چنین افرادی مدل پیگیری است. آن‌ها علاقه ندارند دائم پیگیر کار باشند. نمی‌خواند مسیر آسان زندگی خود را ول کنند و شب و روز را به کار برسند. آن‌ها از دنبال کردن مسیر خسته می‌شوند. قبل از شروع هر پروژه‌ای اول همه چیز را به طور شفاف برای خودتان جا بیندازیم. آیا من واقعاً می‌خواهم انجام دهم یا به فکر رفع تکلیف هستند. آیا آماده رها کردن زندگی معمول هستم؟

 

قدم اول | اهداف به طور روزانه باید مرور و آپدیت شود

خیلی از مردم هدف درستی را مشخص می‌کنند، در راه آن تلاش می‌کنند اما بدیل اشتباه در پیگیری موفق نمی‌شوند. ما امروزه در جهان فوق العاده سریعی زندگی می‌کنیم. به این معنی که فاکتورهای موفقیت نیز دائماً در حال تغییر است. اگر هر روز متر و معیار هدف را نسنجید در نهایت تیر شما به هدف نخواهد خورد.(برای اطلاعات بیشتر در این مقاله می‌توانید در مورد روش هدف‌گذاری شگفت‌انگیز CLEAR بخوانید)

وقتی فرانسه در حال ساخت پل میلو به عنوان بزرگ‌ترین پل معلق جهان بود، مهندسان از 2 طرف کار را آغاز کردند و قرار بود در یک نقطه به هم برسند. مهم‌ترین کاری که در طول روز انجام می‌دادن این بود که در هر لحظه زاویه و حرکت ساخت را با 12 جی‌پی‌اس چک می‌کردند. آن‌ها برآورد کرده بودند که اگر 1 میلی‌تر در یک طرف خطا رخ دهد زمانی که دو طرف پل به هم می‌رسند بیش از 5 متر اختلاف خواهند داشت. این پروژه اهمیت روزانه پیگیری در مسیر بودن را نشان می‌داد که از ساخت خود پل مهم‌تر است.

گاهی شما شبانه روز تلاش می‌کنید؛ می‌دوید، سختی می‌کشید، کم می‌خوابید و از همه تفریحات خود می‌گذرید به امید آنکه موفقیتی عظیم به دست آورید. اما چیزی که نصیب شما می‌شود فقط شکست است. زمانی که به عقب برگردید و نقشه راه را دوباره بررسی کنید می‌بینید که همه چیز درست است!

پس مشکل از کجاست؟!!
بله شما روز اول نقشه را بر اساس اوضاع تاریخ و زمان آن دوران درست طراحی کرده‌اید. اما مشکل شما این بوده که پیگیری به روز کرده نقشه خود را در برنامه نگذاشته‌اید. با گذر زمان خیلی چیزها عوض شده و شما دیگر به هدف نمی‌توانید برسید.

پس اهداف خود را به صورت روزانه چک کنید، به طور هفتگی سعی کنید با دقت بیشتری همه چیز را بررسی کنید
و به صورت ماهانه می‌توانید مسیر رسیدن به هدف کلی را اصلاح کنید.

 

قدم دوم | پیگیری کارهای کوچک ساده‌تر است

چیزی که سبب می‌شود ما نتوانیم هدفمان را دائماً پیگیری کنیم این است که هدف ما بسیار دور است. هدف‌های بزرگ این چنین هستند و پیگیری آن‌ها بیش از 1-2 ماه مشکل است. بنابراین شما باید هدف اصلی خود را به هدف‌های کوچک ماهانه خورد کنید. یعنی بجای اینکه 1 هدف بزرگ داشته باشید که در پایان سال بخواهید به آن برسید. باید 12 هدف کوچک داشته باشید که هرماه به یکی از آن‌ها برسید و در نهایت نتیجه به هدف بزرگ و نهایی ختم شود. پیگیری اهداف کوچک ماهانه در زمان کم بسیار آسان‌تر است.

حتما بخوانید: مسیر زندگی روزولت به اهداف تان ختم میشود (چطور طرزفکر جوان ترین رئیس جمهور آمریکا میتواند ناجی زندگی سخت شما باشد؟)

در این صورت شما باید 2 تایم لاین داشته باشید که هر دو به صورت موازی حرکت کند. پیگیری اهداف کوتاه مدت و دیگری پیگیری وضعیت هدف اصلی.

 

قدم چهارم | تبدیل هدف به چیزهای قابل اندازه‌گیری

وقتی هدف خود را به اهداف کوچک‌تر تقسیم کردید. حالا باید برای آن‌ها مدلی پیاده کنید که می‌شود آن را اندازه‌گیری کرد. مثلاً یک سیستم سنجشی برای کار خود در نظر بگیرید که بتوانید آخر هر روز به انجام کار خود بر اساس قوانینی که خودتان تعیین کردید امتیاز بدهید.

مثلاً می‌توانید میزان فروش یا تعداد مشتری‌ها را بنویسید، یا تعداد صفحات کتابی که خوانده‌اید، یا میزانی که امروز برای کاهش وزن دویده‌اید. هر طوری که راحتید معیار خود را به عدد تبدیل کنید و آن را هر روز یادداشت کنید. از طریق این اعداد دائم می‌توانید پیشرفت خود را پیگیری کنید. (در این مقاله‌ی مهم می‌توانید بخوانید که چرا به جای اهداف باید روی سیستم کار کنید. اینجا کلیک کنید)

حتی اگر بتوانید توضیحاتی در کنار عدد هر روز بنویسید که بسیار خوب می‌شود. به طور روزانه اعداد را چک کنید. و آخر هر هفته نیز یک گزارش کامل از عملکرد خود بدهید تا بتوانید برای آینده از روی آن وضعیتی کار را بهتر پیگیری کنید.

اما برخی اوقات اهدافی وجود دارد که آن‌ها قابل تقسیم نیستند یا برای اندازه گیری نمی‌توان به اعداد تکیه کرد. مثلاً مثل یادگیری یک زبان خارجی. در چنین اهدافی اندازه گیری را روی میزان زمانی که برای کار روی آن مصرف می‌کنید تنظیم کنید.

 

قدم سوم | پیگیری دقیق بخش‌هایی که دست شما نیست

گاهی هدف شما پروژه‌ای است که بخش‌هایی از کار آن را دیگران انجام می‌دهند. مثلاً شما در حال راه‌اندازی یک استارتاپ هستید که ساخت اپلیکیشن آن را به یک شرکت دیگر سپرده‌اید. درست است که در تاریخ مشخص و طبق قرارداد باید کار تحویل شود اما اگر آن شرکت تأخیر کند به صورت دومینو وار تمام کارهای شما به هم می‌ریزد.

پیگیری بخش‌هایی از هدف شما که در دست دیگران است از مهم‌ترین بخش‌های پیگیری یک پروژه است. شما باید برای آن‌ها یک برنامه پیگیری داشته باشید. مثلاً به‌جز تماس تلفنی هفتگی، از طرف مقابل بخواهید مرحله به مرحله پیشرفت کار را به شما نشان دهد. ملاقات با آنها را به روز آخر موکول نکنید. سعی کنید در طول زمانی که باید پروژه را به شما تحویل دهند 3 یا 4 بار به شرکت آن‌ها به صورت حضوری سر بزنید. باید اهمیت تحویل به موقع را درک کنند. وقتی آنها پیگیری و ممارست شما را می‌بینند.


در همین زمینه بخوانید:

  • چرا افراد عادی در همان مرحله‌ی اول رسیدن به هدف شکست می‌خورند؟ (و چطور شما از آن‌ها نباشید)
  • چرا بدون بدون هدفگذاری هرگز موفق نمیشوید؟ (و چطور هدفگذاری کنید؟)
  • قانون تلاش غیر مستقیم و پله های نامرئی پیشرفت را چطور ببینید؟
  • شکارچی فرصت ها باشید (چطور هیچ فرصت موفقیت و پیشرفتی را در زندگی از دست ندهیم؟)

 

The post هدف‌تان را می‌دانید اما نمی‌دانید چطور به آن برسید؟ این مقاله برای شماست appeared first on سوخت جت.

با این فرمول منطقه انرژی تان را پیدا کنید و دیگر هرگز در زندگی سردرگم نباشید

همه مردم دوست دارند سطح زندگی خود را بالاتر ببرند. هر روز به این امید از خواب بیدار می‌شوند که امروز بهتر کار کنند تا بتوانند به رویاهای خودشان دست پیدا کنند. اما کمتر کسی در بین ما وجود دارد که به طور 100% موفق شده باشد!!

دلیلش بسیار ساده است.
زیرا ما اغلب کارهایی را انجام می‌دهیم که در منطقه انرژی ما نیستند و همین امر سبب می‌شود که میزان موفقیت ما در آن‌ها کم باشد.

ساده‌تر بگوییم. اشتباه ما در انتخاب است. انتخاب شغل، فرد مورد علاقه و …. این انتخاب‌ها را از روی فاکتورهای مهم انجام نمی‌دهیم و نتیجه‌اش عدم دستیابی به موفقیت واقعی می‌شود.

 

» منطقه انرژی چیست؟

4 فاکتور وجود دارد که اگر بر اساس آن انتخاب‌های خود را انجام دهیم، کاری که بیشتر آن فاکتورها را دارد یعنی در منطقه انرژی ماست. وقتی یک کاری در منطقه انرژی ما قرار می‌گیرد یعنی ما تمام توانمان را به صورت غریزی برای آن خواهیم گذاشت و در نهایت حتماً موفقیت را به همراه خواهد داشت.

کاری که شما باید انجام دهید این است. کار مورد نظر منطقه انرژی خود را پیدا کنید. این در همه ما نهفته است اما بیشتر مردم سالیان دراز است که حتی یک بار هم از آن استفاده نکرده‌اند. مانند یک آتش‌فشان که نیمه خاموش است و منتظر یک جرقه برای فوران است.

اگر منطقه انرژی شما فعال شود دیگر هیچ چیزی جلودارتان نیست. زندگی شما روی روال خواهد افتاد و به سرعت رشد خواهید کرد. پس نکته همین‌جاست، شما باید منطقه انرژی خود را کشف کنید تا با استفاده از آن به موفقیت‌هایی که سال‌هاست منتظرش هستید دست پیدا کنید. برای این کار باید چند نکته زیر را در نظر بگیرید.

مثلاً بیایید 2 کار را در این منطقه بررسی کنیم.
فرض کنید که 2 راه را می‌خواهید برای زندگی‌تان انتخاب کنید: ورزشکار شدن یا نقاش شدن.
حالا می‌خواهیم این دو راه را در نقاط زیر یکی یکی بررسی کنیم و در نهایت تصمیم بگیریم که کدام کار در منطقه انرژی ما قرار می‌گیرد و بهتر است آن را انجام دهیم.

» عشق اولین نقطه از چند ضلعی منطقه انرژی

منطقه قدرت اگر درون یک چند ضلعی باشد؛ اولین نقطه آن شور و شوق است. شور و نشاط یا همان عشق چیزی است که همه معادلات را به هم میزند. شما اگر خسته، گرسنه و بی‌حوصله باشید فقط عشق می‌تواند ناگهان همه این‌ها را به فراموشی بسپارد و شما را از زمین جدا کند.

عشق برایتان شجاعت را به همراه دارد و در پس آن بی‌پروایی در انجام کاری که به آن عشق می‌ورزید. فقط عشق می‌توانند خطر را در ذهن شما پاک کند و هیچ چیز را نبینید تا وقتی که به مقصد می‌رسید. عشق فراتر از یک خوشبختی ساده است.

» این مقاله هم در این زمینه به شما کمک می‌کند: چرا نمیتوانیم عشق اول مان را فراموش کنیم؟ (هم چنین اولین کسب و کار، فروش، موفقیت)

پس عشق زندگی خود را پیدا کنید. حالا چه کسی باشد که شما به عشق آن پیش بروید. چه کاری باشد که شما دیوانه‌وار آن را دوست دارید. زندگی و کار بدون عشق به یک پوچی خواهد رسید. پس باید در کار و زندگی خود عشق را محور قرار دهید. حالا نتیجه خود را بنویسید برای مثال:

ورزشکار شدن: همیشه دیدن بازی‌های ورزشی برای من هیجان انگیز بوده است و بیشتر مسابقات را دنبال می‌کنم.
نقاش شدن: به نقاشی علاقه دارم اما هیچ وقت بخاطر نقاشی آنقدر هیجان زده نشدم

 

» نقطه دوم، بازخورد رفتار و عملکرد

بازخورد بخش دیگری است که در آن می‌توانید سرنخ‌های منطقه قدرتتان را پیدا کنید. اغلب ما نمی‌دانیم که خودمان در چه وضعیتی هستیم. نگاه ما از درون به بیرون است و از وضعیت کارهایمان یا حتی عملکرد خودمان به خوبی باخبر نمی‌شویم. اما گرفتن بازخورد از شیوه کار و زندگی ما و اینکه کجای کار را قوی‌تر هستیم می‌تواند به ما کمک کند تا نقاط قدرت خود را پیدا کنیم. (قدرت باور چیست و چرا در زندگی بیشتر از سقف باورهایتان به شما داده نمیشود؟)

برای دریافت بهترین بازخورد از رفتار خودمان بهتر است به دوستان نزدیک و خانواده‌مان رجوع کنیم. از آن‌ها بخواهیم به شما بگویند که به نظر آنها شما در چه چیزهایی خوب هستید.

بعد از اینکه نظر دیگران را گرفتید می‌توانید نگاهی به زندگی گذشته خود بیندازید. مثلاً یادآوری کنید که

  • آیا شما در درس خواندن خوب هستید؟
  • آیا در هنر یا در ورزش استعداد دارید؟
  • در دبیرستان بین دوستان به چه کاری مشهور بودید که دیگر دنبالتان را نگرفتید؟
  • و…

همه این‌ها را شروع کنید به نوشتن، آن بخش‌هایی که عمل کردید و بازخورد خوبی از آن در گذشته گرفتید می‌تواند یکی از نقاط قدرت شما باشد. مثلاً اگر یادتان می‌آید در دوران مدرسه همه به شما می‌گفتند نقاشی‌هایت قشنگ است. یا هر چیز دیگری. به دنبال دریافت بازخورد از دیگران باشید تا سرنخ بعدی را کشف کنید.

ورزشکار شدن: مادرم و برادرم میگویند تو فوتبالت خیلی خوب است. در دبیرستان همیشه مشغول ورزش بودم
نقاش شدن: زنگ هنر را دوست داشتم اما خوب که فکر می‌کنم هیچ وقت نمره نقاشی من آنقدر بالا نبود و گاهی برایم حوصله سر بر می‌شد
مربع انرژی

» نقاط قوتتان کجاست؟ نقطه سوم را پیدا کنید

قدرت چیزی است که انجام می‌دهید و وقتی انجام دادید احساس برتری و خوبی به شما دست می‌دهد.

مارکوس باکینگهام
نویسنده و سخنران و مشاور کسب‌وکار بریتانیایی

چیزهای زیادی وجود دارد که در زندگی به خوبی انجام می‌دهیم و اما همه آنها حس قوی بودن به شما نمی‌دهند. فقط تعداد انگشت شماری از کارهایی وجود دارد که به ما حس قدرتمند بودن را می‌دهد. آن‌ها را یادداشت کنید.

حالا چشمانتان را ببندید و زندگی خود را تصور کنید. فکر کنید که زندگی شما فقط معطوف به کارهایی می‌شد که در آن‌ها احساس قدرت می‌کنید. تصور کنید بیشتر کارهایی که نقاط قوتتان نیست را از برنامه انجام روزانه حذف کنید و وقت خود را روی نقاط قوتتان بگذارید.

» اگر حس می‌کنید در هیچ زمینه‌ای قدرت خاصی ندارید حتما این مقاله را بخوانید: بهبود مستمر؛ فلسفه ای برای موفقیت با تلاش های کوچک

چقدر زندگی شما جذاب می‌شود وقتی حس قدرتمند بودن به شما دست بدهد. بجای حس درجا زدن و بیهوده بودن که با کارهای روزمره بیخودی پر شده است.

ورزشکار شدن: وقتی بازی می‌کنم از ته دل خوشحالم. بازیم عالی نیست اما وقتی گل می‌زنم احساس می‌کنم جهان مال من است
نقاش شدن: وقتی نقاشی می‌کشم از آن خوشحال می‌شوم و حس خوبی دارم اما نقاشی‌هایم خیلی خوب نمی‌شود و تحسین دیگران را ندارد

 

» مقصد مهم برای ما کجاست؟ نقطه چهارم

انرژی شما یک سرمایه است. مانند بنزین. کدام ماشین به مقصد می‌رسد؟ ماشینی که بیهوده در شهر بچرخد یا ماشینی که در جاده به سمت شهر آرزوها حرکت کند؟

به هر حال ما صبح که بیدار می‌شویم تا شب راه‌های مختلفی را طی می‌کنیم، چه بیهوده و چه در راه درست. راه‌های کوچک و نصفه‌ای که هیچ کدام به یک مقصد بزرگ خطم نمی‌شوند. بلکه فقط زمان ما را هدر می‌دهند.

شما به عنوان مهم‌ترین نقطه باید راه خود را پیدا کنید. راهی که مجموعه‌ای از 3 گزینه بالا را در خود جای دهد. یعنی راهی که نقطه قوت شما باید، راهی که در آن بتوانید بهترین عملکرد خود را نشان دهید. و راهی که عاشق آن باشید.

راه شما کجاست: همانجا که منطقه انرژی‌تان است.

وقتی مجموعه این 4 نقطه را بتوانید پیدا کنید، و ارتباطی صحیح بین آن‌ها برقرار کنیم یک منطقه مربعی شکل به دست می‌آید که درون آن منطقه انرژی شما. یعنی هر کاری در این مربع جای بگیرید با توجه به اینکه در منطقه انرژی شما قرار دارد به موفقیت می‌انجامد و عاقبت آن برای شما خوب خواهد بود. اما هر کاری که در این مربع جای نگیرد و یکی از فاکتورها را نداشته باشد حتماً با شکست مواجه می‌شوید.

نتیجه چه می‌شود؟

چه شما چه هر فرد دیگری نتیجه مثال بالا را دنبال کند می‌بیند که شخص مورد نظر احتمالاً ورزشکار بهتری خواهد شد تا یک نقاش. پس اگر ورزش را در منطقه انرژی خودش قرار دهد با توجه به عشق، علاقه و نقطه قوتی که در آن دارد حتماً به نتیجه خواهد رسید. اما درصد موفقیتش در نقاشی کمتر خواهد بود.

این یک مدل بسیار ساده از روشی است که شما با آن می‌توانید بفهمید که چه کاری در مربع انرژی شما قرار می‌گیرد. می‌تواند چند کار را بررسی کنید و در نهایت ببینید کدام درون منطقه انرژی شما هستند. سپس با خیال راحت‌تری کار خود را انتخاب کنید.


در همین زمینه می‌توانید بخوانید:

  • دو تکنیک برای اینکه به سرعت برق و باد در شغل تان موفق شوید
  • از کجا بفهمیم در شغل صحیحی هستیم و نباید (یا باید) آنرا ترک کنیم؟
  • اولین شغل نه‌چندان جالب باراک اوباما و 12 شخصیت برجسته دیگر
  • سودآور ترین شغل‌ های سال 2017 کدامند؟ شاید از لیست تعجب کنید !

The post با این فرمول منطقه انرژی تان را پیدا کنید و دیگر هرگز در زندگی سردرگم نباشید appeared first on سوخت جت.

زندگی صبحگاهی؛ جادویی که فقط افراد خارق‌العاده از آن استفاده می‌کنند و شما بلد نیستید

روزتان را چطور شروع می‌کنید؟
آیا تا به حال به طور عمیق به این موضوع فکر کرده‌اید؟

این بار یک کاغذ دستتان بگیرید و کارهایی که در هنگام شروع روز خود انجام می‌دهید را یادداشت کنید. وقتی به آن یادداشت نگاه کنید احتمالاً ناامید خواهید شد. اکثر ما روزمان را بد آغاز می‌کنیم. دقیقه 90 از خواب بیدار می‌شویم و فوراً می‌خواهیم خودمان را فقط به محل کار برسانیم. چند ساعت اول هم که در محل کار هستیم معمولاً در شک بیداری زودهنگام خود نمی‌توانیم خوب کار کنیم.

از قدیم گفته‌اند که روزی را صبح زود تقسیم می‌کنند. یا میگویند سحرخیز باش تا کامروا شوی. همه این‌ها نشان می‌دهد که چقدر شروع روز ما اهمیت دارد.

درواقع شروع روز مانند لحظه اول استارت در دوی 100 متر است، برنده در همان لحظه مشخص می‌شود. اینکه ما بتوانیم به بهترین شکل روزمان را آغاز کنیم، تضمینی خواهد بود برای موفقیت در ادامه روز.
پس باید بدانید که هر تصمیمی برای موفقیت از بهبود وضعیت صبح‌های ما آغاز می‌شود.

تلاش برای ساخت یک برنامه صبحگاهی که مناسب زندگی شما است اولین قدم شما خواهد بود اما مهم‌تر از هر چیز شب قبل است. اکثر ما صبح را بد و دیر آغاز می‌کنیم که مقصر اصلی آن شب‌نشینی‌های شب قبل از آن است.

همچنین قبل از رفتن به رختخواب باید برنامه روز بعد را آماده و نوشته باشید. تا فردا که از خواب بیدار می‌شوید یک برنامه کامل در دست داشته باشید. پس اگر می‌خواهید شروع روز شما به بهترین شکل ممکن باشد با ما در ادامه این مطلب همراه شوید.

درست شروع کردن صبح، قانون اساسی موفقیت
چگونه اینکار را انجام دهیم؟

شما دسترسی کامل به این محتوا را ندارید چون هنوز عضو ویژه سوخت جت نشدید !

فقط اگر تصمیم جدی برای تحول زندگی‌تان گرفتید،عضو ویژه شوید…

تصمیم گرفتم عضو ویژه شوم !

عضویت ویژه برای کاربران حرفه‌ای است :

اعضای ویژه سوخت جت با تهیه حق اشتراک ماهیانهسالیانه در کنار محتوایی که کاربران عادی رایگان دریافت میکنند، محتوایی بیشتر و اختصاصی تر دریافت میکنند مثلِ :
  • خلاصه کتاب های پرفروش روز دنیا – لینک
    کتاب های پرفروش آمازون و نیویورک تایمز به زبان فارسی خلاصه شده و انیمیشین
  • سوخت جت هفتگی
     هر هفته تقریبا یک ویدیو یا فایل اختصاصی و سوپرایز برای دانلود – لینک
  • مقالات اختصاصی
    هر هفته سه مقاله ویژه در کنار 1300 مقاله آرشیو ـ لینک
  • فایل های ضمیمه دوره های صوتی
    تمرین، کتاب و … هر جلسه از سری دوره های آموزشی #صفرتاصدویک – لینک
  • آرشیو پادکست های اختصاصی
    بیش از 20 فایل صوتی اختصاصی – لینک
  • تخفیفات ویژه فروشگاه
    برای خرید محصولات فروشگاه سوخت جت با قیمت استثنایی – لینک

تصمیم گرفتم عضو ویژه شوم !


در همین زمینه بخوانید:

  • افراد موفق شنبه صبح این 13 کار را قبل از هرکار دیگری انجام میدهند
  • چرا آنتونی رابینز هر روز صبح دوش آب سرد میگیرد؟
  • بهترین عادات صبحگاهی بیش از 100 فرد موفق دنیا
  • به خاطر این 8 اتفاق حیرت انگیز، هر روز صبح بلافاصله بعد از بیدار باید آب بنوشید

The post زندگی صبحگاهی؛ جادویی که فقط افراد خارق‌العاده از آن استفاده می‌کنند و شما بلد نیستید appeared first on سوخت جت.